هدایت شده از ~سازمان حفاظت از وزغسواران بالدار☆
3.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
روزی روزگاری شب بود و تاج نقرهای اش. شب با وجود ماه به رویایی شیرین میبایست که از کابوس های تلخ هراس برانگیز تر بود.در روزی روزگاری دورتر،شب بود اما مهش گمگشته بود ولی همچنان شبانگاه داستانمان کابوس بود.
شب بخیر🌙
هر تصویر، یک راز دارد...
یک قصه که شاید هیچوقت گفته نشده
میخوام به اوج نویسندگیتون برسین داستان پشت این عکس و با توجه به زندگی خودتون و چیزی که به ذهنتون میاد برام به صورت ناشناس بنویسین:)
بعدشم بزارین توی 📪 که به دستم برسه..
تا فردا ساعت 10 متنها، داستان ها و حتی کلمات قشنگتون و برام بفرستین تا منم تو چنل قرار بدم🌪
📪:https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_gfgs18i&btn=rahaaa
چنلی که قراره متن هاتونو بزارم:
https://eitaa.com/sogoll0
منتظر متنهای قشنگتون هستم:))
🖤نظرتون چیه روی این قلبه هم بزنین؟