13.09M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔹 همین زنی که میتوانست پیغمبر باشد
"مادری میکند"
"همسرداری میکند"
"خانهداری میکند"
#خودتحقیریممنوع
https://eitaa.com/kashkolsokhan
🔶بهترین دعا برای دیگران حتی از دنیا رفتهگان[1]
گاهی از افرادی میخواهیم دعایمان کنند یا دلمان میخواهد دیگران را دعا کنیم!
اما بهترین دعا برای دیگران چیست؟
♦️بهترین دعا برای دیگران، طلب مغفرت و بخشیده شدن گناهان آنهاست که در روایات نیز سفارش شده برای دیگران اینگونه بخواهیم:
«اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِلْمُؤْمِنِينَ وَ الْمُؤْمِنَاتِ وَ الْمُسْلِمِينَ وَ الْمُسْلِمَاتِ الْأَحْيَاءِ مِنْهُمْ وَ الْأَمْوَات»[2]
این دعا فایدههایی برای زندگان، از دنیا رفتگان و دعا کننده فایده دارد:
🔹فایده آن برای افراد زنده
«برطرف شدن مانع اجابت دعایشان»[گناه مانع اجابت دعا]
🔹فایده آن برای اموات و از دنیا رفتگان:
«بر طرف شدن سبب عذاب»[چیزی که مردگان به آن سخت محتاجند)
🔹دو فایده آن برای دعا کننده:
🔻اول آمرزش گناهان او
امام باقر علیه السلام در تفسیر آیه 26 سوره شوری« وَ يَسْتَجِيبُ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ وَ يَزِيدُهُمْ مِنْ فَضْلِهِ» فرمودند: فرد مؤمن برای برادر دینی خود در نبود او دعا میکند. فرشتهای برای دعای او آمین میگوید و خداوند هم میفرماید: "همانند آنچه برای دیگران دعا کردی به خودت میدهم.
«أَبِي جَعْفَرٍ ع فِي قَوْلِهِ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى- وَ يَسْتَجِيبُ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ وَ يَزِيدُهُمْ مِنْ فَضْلِهِ قَالَ هُوَ الْمُؤْمِنُ يَدْعُو لِأَخِيهِ بِظَهْرِ الْغَيْبِ فَيَقُولُ لَهُ الْمَلَكُ آمِينَ وَ يَقُولُ اللَّهُ الْعَزِيزُ الْجَبَّارُ وَ لَكَ مِثْلَا مَا سَأَلْتَ وَ قَدْ أُعْطِيتَ مَا سَأَلْتَ بِحُبِّكَ إِيَّاهُ.»[3]
🔻دوم شفاعت مومنان از او
امام صادق علیهالسلام از پدرانشان نقل میکنند که پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند: همه زنان و مردان مؤمن از روز اول خلقت تا روز قیامت شفاعت میکنند برای کسی که میگوید: « اللَّهُمَ اغْفِرْ لِلْمُؤْمِنِينَ وَ الْمُؤْمِنَاتِ» وقتی هم در قیامت این بنده را به سمت آتش میبرند این زنان و مردان مؤمن میگویند: «پروردگارا این فرد برای ما دعا میکرد ما او را شفاعت میکنیم، خداوند شفاعت آنها را پذیرفته و از آتش نجات مییابد.»
عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ الصَّادِقِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ آبَائِهِ قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص مَا مِنْ مُؤْمِنٍ أَوْ مُؤْمِنَةٍ مَضَى مِنْ أَوَّلِ الدَّهْرِ أَوْ هُوَ آتٍ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ إِلَّا وَ هُمْ شُفَعَاءُ لِمَنْ يَقُولُ فِي دُعَائِهِ اللَّهُمَ اغْفِرْ لِلْمُؤْمِنِينَ وَ الْمُؤْمِنَاتِ وَ إِنَّ الْعَبْدَ لَيُؤْمَرُ بِهِ إِلَى النَّارِ يَوْمَ الْقِيَامَةِ فَيُسْحَبُ فَيَقُولُ الْمُؤْمِنُونَ وَ الْمُؤْمِنَاتُ يَا رَبَّنَا هَذَا الَّذِي كَانَ يَدْعُو لَنَا فَشَفِّعْنَا فِيهِ فَيُشَفِّعُهُمُ اللَّهُ فِيهِ فَيَنْجُو.[4]
▫️پینوشت:
[1] این مطلب با اندکی تغییرات برگرفته از فرمایشات آیت الله آقا مجتبی تهرانی رحمة الله علیه میباشد
[2]الكافي (ط - الإسلامية)، ج2، ص530.
[3] الكافي (ط - الإسلامية)، ج2، ص507.
[4] أمالي (للصدوق)، ص456.
https://eitaa.com/kashkolsokhan
🔶برشی از بیانات رهبر بزرگوار انقلاب در همایش آسیب شناسی انقلاب
🔻آسیبهای درونی انقلاب مهمتر از آسیبهای بیرونی آن
[یک نکتهی دیگر این است که در آسیبشناسی انقلاب، باید نقش عوامل درونی و بیرونی، هر دو ملاحظه بشود.]
طرف دیگر هم عوامل درونی است. عوامل درونی، یعنی مواردی که در درون خود ما انقلابیون و ما مؤمنین است؛ اینها کم نیست، زیاد است. من میخواهم عرض کنم که اگر ما این آسیبهای درونی را علاج بکنیم، آن آسیبهای بیرونی، مشکلی برای ما بهوجود نخواهد آورد.
ببینید، قرآن به طور صریح در این زمینه با ما حرف میزند؛ میگوید: «ذلک بانّاللَّه لم یک مغیّرا نعمة انعمها علی قوم حتی یغیّروا ما بانفسهم»؛[1] نعمتی که خدا به شما داد، محال است از شما بگیرد، مگر شما شرایط خودتان را عوض کنید. چون نعمت الهی، بیحساب و کتاب نیست؛ خدا تحت شرایطی نعمتی را به کسی میدهد. اگر آن شرایط را حفظ کردید، محال است که نعمت، از بین برود و پس گرفته بشود.
[1] آیهی 35 سوره مبارکه الأنفال؛ ترجمه : این، بخاطر آن است که خداوند، هیچ نعمتی را که به گروهی داده، تغییر نمیدهد؛ جز آنکه آنها خودشان را تغییر دهند!
▫️بیانات در دیدار شرکتکنندگان در همایش آسیبشناسی انقلاب - 1377/12/15
پنپ:
1. به لطف خداوند چند هفتهای است که آشوب و اغتشاش و شعارنویسی در خیابان ها فروکش کرده است. اما اگر نوجوان و جوان فریب خورده را در نیابیم بر همن افکار و عقاید خود باقی خواهد ماند.
بعید میدانم علت به خانه رفتن آنها فهمیدن، پشیمانی و .... باشد.
فرمانده ارشد نظامی کشور: "با جوانان فریبخورده به سراغتان میآییم. این جوانان به دامان ملت برمیگردند. با همینها انتقام میگیریم"
اگر کار فرهنگی نکنیم ممکن است خدای نکرده دشمن دوباره با همین جوانان امنیت مان را ....
2. رهبر بزرگوار انقلاب: آن کسی را که فقط فریبخورده است ..... او را باید وادار کنید به فکر کردن." دیدار با مردم اصفهان 1401.8/28
آیا برای فکر کردن آنها کاری کردیم؟؟
https://eitaa.com/kashkolsokhan
آيت الله مجتهدي.نمازشب.mp3
267.6K
🔺برای نماز شب بیدار نمیشوم!!
▫️آیت الله مجتهدی تهرانی رحمة الله علیه
https://eitaa.com/kashkolsokhan
🟢تأثیر حالت ظاهری و فیزیکی بدن در اجابت دعا!؟![1]
شرایط و آدابی که برای دعا گفتهاند، در اجابت دعا و سرعت بخشیدن به آن تاثیر دارند.
🔹اما حالت ظاهری و فیزیکی بدن فرد هنگام دعا کردن در اجابت آن تاثیری دارد؟
انسان سالم از نظر فیزیکی حالتهای مختلفی مانند؛ ایستاده[قیام]، نشسته[قعود]، رکوع، سجود و حالتهای دیگری دارد. اما کدام حالت؟
🔻در روایتهای معصومین علیهم السلام "سجده؛ نزدیکترین حالات بنده به پروردگار" معرفی شده است.
🔹عبدالله بن هلال خدمت امام صادق علیه السلام میرسد و با ایشان درد دل میکند که اموالش پراکنده شده[از دست دادن اموال یا ورشکسته شدن] و گرفتاریهای در زندگی دارد. «شَکَوْتُ إِلَى أَبِی عَبْدِ اللَّهِ عَلَیهِ السَّلامُ تَفَرُّقَ أَمْوَالِنَا وَ مَا دَخَلَ عَلَیْنَا»؛
امام صادق علیه السلام ابتدا میفرمایند بر تو باد که در حالت سجده دعا کنی: «فَقَالَ عَلَیْکَ بِالدُّعَاءِ وَ أَنْتَ سَاجِدٌ»؛
بعد هم علت آنرا بیان میکنند که نزدیکترین حالت بنده به خدایش آن موقعی است که سجده میکند.«فَإِنَّ أَقْرَبَ مَا یَکُونُ الْعَبْدُ إِلَى اللَّهِ وَ هُوَ سَاجِدٌ».[2]
🔸پس از این روایت دو نکته فهمیده میشود:
یکی اینکه نزدیکترین حالت بنده به پروردگارش از نظر ظاهری و فیزیکی سجده است.
و نکته دوم اینکه در این حالت دعا به اجابت نزدیک میشود.
▫️پینوشت:
[1] برگرفته از فرمایشات آیت الله آقا مجتبی تهرانی رحمة الله علیه.
[2] الكافي (ط - الإسلامية)، ج3، ص324.
https://eitaa.com/kashkolsokhan
🔷تامین هزینههای مجلس خبرگان قانون اساسی در سال 1358.
قاطعیت و مدیریت بهشتی از همان ابتدا مجلس را به یک مجلس جدی و منظم بدل کرد.
🔻به روایت قائمی:«آقای بهشتی در مجلس خبرگان نظر خواهی کرد که از نظر مالی باید برای مجلس چه کرد؟ یکی از آقایان برخاست و گفت:«کل هزینهی مجلس خبرگان را میدهم.» مرحوم بهشتی با کمال صراحت و بیباکی گفت:« از کجاآقا؟» جواب داده شد:«از سهم امام» شهید بهشتی بسیار ناراحت شدند و گفتند: «سهم امام متعلق به آحاد مردم است. بنشینید آقا» و این را به کسی گفت که آدمی نبود که بشود به او گفت بنشین آقا!» .....
باز یک نفر دیگر بلند شد نامش را نمی برم چون زنده است و در دورهای هم امام جمعه بوده و آدم معروفی است. او هم گفت کل هزینه را می پردازد. مرحوم بهشتی باز از بالای مجلس فرمودند: «از کدام محل؟» او جواب داد:«از درآمدهایی که دارم» مرحوم بهشتی تاکید کرد:«ارث پدری است یا از محل درآمدهای عمومی است؟» پاسخ داد:«از محل سهم امام است.» شهید بهشتی این بار با لحن قاطعتری فرمودند:«بنشینید آقا! قباحت دارد! این سنخ حرفها را نزنید» خلاصه همه ترسیدند و شمشیرشان را غلاف کردند.
🔹بهشتی گفته بود بخشی از بودجهی مملکت در اختیار ماست که نباید در آن اسراف کنیم، به همین دلیل فقط یک ناهار با یک خورشت، یک چای صبح و یک چای بعد از ظهر داده شود و کسی هم حقوقی نخواهد گرفت. سپس رای گرفته شد و طرح تصویب شد.
قائمی بخاطر دارد که:«یکی از آقایان که صاحب رساله هم هست گفت:«غذای پر چرب و نرمی نباشد» بهشتی جواب داد:«غذا در حد متوسط و متعارف جامعه است نه بیشتر و نه کمتر.» به روایت وی:« این جلسه تا ظهر طول کشید و بعد که سر سفره رفتیم دیدیم غذا را در ظرفهای مارکدار مجلس سنا آوردند. عدهای گفتند ما در این ظرفها غذا نمیخوریم. شهید بهشتی فرمودند:«پول برای خرید ظرف جدید را از کجا بیاوریم؟ امروز در همینها غذا بخورید، فردا ظروف پلاستیکی یا فلزی میآوریم.»
قائمی میگوید: «مسئولین سفره خانه هم که به اوضاع مجلس سنا عادت کرده بودند، هر جور بود اذیتمان میکردند، از جمله اینکه ذرهای چربی در غذا نبود و گوشت هم مشکل پیدا میشد و ان قدر هم کم غذا میدادند که کسی سیر نمیشد. گاهی ماست و برنج میدادند و گاهی هم که خورشت میدادند، ماست نمی دادند و خلاصه داستانی بود. اما جالب اینجاست که همان آقایی که در مجلس اعلام کرده بود نکند به ما غذاهای چرب و نرم بدهند، فریادش درآمده بود: «آقا! غذای ما را چربتر کنند. ما قوّت نداریم اینجا بنشینیم و حرف بزنیم.» بهشتی گفته بود: «ما همین وضعیت را تا آخر ادامه خواهیم داد و خودتان تصویب کردید.»
واقعا هم همین طور بود. در تمام دورهی مجلس خبرگان غذای ساده در ظروف و کاسه های پلاستیکی و فلزی خوردیم. بعضی از نمایندهها برای خود نان و پنیر میآرودند و همان غذا را هم نمیخوردند.»
▫️منبع: زندگی و زمانه آیت الله سید محمد حسینی بهشتی، صص 158 و 159.
https://eitaa.com/kashkolsokhan
🔹تصویب مذهب رسمی کشور در قانون اساسی
سید منیر الدین حسینی این بحث را اینگونه روایت کرده است:
آقای مرتضی حائری در تصویب اصل چهار قانون اساسی اصرار داشت که قبل از شیعه اثنی عشری کلمهی «حقه» اضافه شود ولی شهید بهشتی موافق نبود.... پرسید آیا دیگر مذاهب را باطل میدانید؟ آقای حائری گفت بله... بهشتی فرمود:نه! اینگونه برخورد نکنید.... آقای حائری با حالت قهر از مجلس خارج شد. بنده و آقای سلطانی هم پشت سر ایشان رفتیم....
آقای بهشتی اعلام تنفس کردند. من و آقای سلطانی تا پشت شورای انقلاب ایشان را همراهی کردیم. گفتیم نکند رای شما را برگردانند، شما محکم بایست تا این کلمهی«حقه» رادر جایش بنشانید .... رفت اتاق وقتی بیرون آمد گفت: آقای حسینی دیگر روی این موضوع پافشاری نکنید و با نمایندگان در مورد آن صحبت نکنید... گفتم چرا؟ گفت خونریزی میشود؟ گفتم خوب بشود. گفت نه! نه! آقای بهشتی میگوید اطراف ما سنی هستند و در اطراف مرز مستقر هستند. گفتم بگذارید این کلمه را به تصویب برسانیم گفت نه به صلاح نیست.
▫️منبع: زندگی و زمانه آیت الله سید محمد حسینی بهشتی، ص160
@kashkolsokhan
🔹پیشاهنگ جهاد و شهادت
🔹سیدالشهدای قبل از انقلاب
شهید سید مجتبی نواب صفوی(۱۳۳۴-۱۳۰۳ ش)، روحانی مجاهد اسلامی و بنیانگذار «جمعیت فدائیان اسلام» که در ترور حسین علاء و احمد کسروی نقش مستقیم داشت.
اندیشه تشکیل حکومت اسلامی و تالیف کتاب "جامعه و حکومت اسلامی" نقطهای درخشان در زندگی اوست.
استخدام در شرکت نفت آبادان، تحصیل در نجف، شرکت در کنگره اسلامی بیت المقدس و سفر به مصر از دیگر سرفصلهای زندگی پرشور اوست.
🟢سرانجام نواب و یارانش در راه مبارزه با حکومت ستمشاهی در 27 دیماه 1334 مصادف با شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها به شهادت رسیدند.
🔻خلاصهای از سرفصلهای زندگی شهید نواب و مطالبی درباره او را اینجا بخوانید و ببینید:
https://eitaa.com/kashkolsokhan
#سالگرد
#اندیشهحکومتاسلامی
https://eitaa.com/kashkolsokhan
🔷سرفصلهایی از زندگی شهید نواب صفوی
[صفحه 1از 7]
🔻ولادت و نوجوانی
سید مجتبی میرلوحی، فرزند سید جواد متولد 17 مهرماه ۱۳۰۳ شمسی در محله خانی آباد تهران که نام خانوادگی مادرش نواب صفوی را برای خودش برگزید و به "نواب صفوی" مشهور شد.
در هفت سالگی راهی دبستان حکیم نظامی شد و پس از آن وارد مدرسه صنعتی آلمانیها میگردد.
در سال 1318 بعد از رحلت پدر در عین مخالفت برخی بستگان همزمان با تحصیل در مدرسه صنعتی آلمانیها در مسجدی در خانی آباد شروع به فراگیری درسهای حوزه میکند.
🔻راهپیمائی به سوی مجلس
سید در ۱۷ آذر ۱۳۲۱ ش. در یک سخنرانی پرشور از دانشآموزان میخواهد تا به سوی مجلس رفته، نسبت به هجوم اجانب و تهدید فرهنگ غرب اعتراض نمایند و درخواستشان را طرح کنند. با سخنرانی سید، دانش آموزان مدرسه دست به تظاهرات میزنند. از مدرسه آلمانی ها به مدرسه ایرانشهر و از آن جا به دارالفنون رفته، مدارس را تعطیل میکنند و با هم به طرف مجلس حرکت میکنند. در بین راه از مردم هم افراد به آن ها میپیوندند. تظاهرات باشکوهی روی میدهد و با تیراندازی ماموران به سوی مردم دو نفر کشته میشوند و چیزی نمیگذرد که دولت قوام سقوط میکند.
🔻شرکت نفت آبادان
سید در ۱۳۲۱ هجری تحصیلات خود را به پایان برده، در خرداد ۱۳۲۲ در شرکت نفت استخدام میگردد و بعد از مدت کوتاهی از تهران به آبادان انتقال مییابد. وضع نابسامان کارگران شرکت، وی را رنج میدهد و دیگران را در حقوق خویش شریک میکند. علاقهای بین کارگران شرکت نفت و سید به وجود میآید. وی شبها جلساتی برای آن ها دائر میکند و وظایف دینی و اجتماعیشان را گوشزد مینمایند.
وی در طی آموزش های خویش یادآور میشود که نفت از آن ملت ایران است و خارجیان آمدهاند تا برای ما کار کنند، نه این که ما را زیر سلطه خود درآورند و قسمت هایی از آبادان را در اختیار گرفته، اجازه ورود به ما ندهند! سید سیمای زشت استعمار را در کارها و فعالیت های آن ها نشان میدهد. میگوید: این چیست که در چند جای شهر نوشتهاند «ورود ایرانی و سگ ممنوع»!! آن ها ایرانیان را در ردیف سگ قرار دادهاند. در حالی که خود مستخدم ما هستند.
شش ماه از ورود سید مجتبی به شرکت نگذشته است که یکی از انگلیسیها به کارگری ایرانی حمله کرده، وی را زخمی میکند. همان شب جلسهای تشکیل میشود و قرار میگذراند که صبح قبل از شروع به کار در پالایشگاه جمع شوند. سید شروع به سخنرانی میکند و چنین میگوید: «چون ما مسلمان هستیم و قصاص یکی از احکام ضروری ماست، یا باید آن انگلیسی این جا بیاید و در جلو جمع از این برادر ما پوزش بخواهد و یا اگر این کار را نکند، عین کتکی که به آن زده یا عین جراحتی که به او وارد کرده، ما به او وارد میکنیم».
هنوز سخنان سید به پایان نرسیده بود که کارگران به خشم آمده، به سالن آن انگلیسی رفته، آن جا را خراب میکنند. پلیس دخالت میکند و فرد انگلیسی موفق به فرار میشود. چند نفر از کارگران دستگیر میگردند. سید به خانه یکی از دوستانش رفته، شبانه توسط یکی از لنج ها از آبادان راهی نجف میشود.
#سالگرد
https://eitaa.com/kashkolsokhan
🔷سرفصلهایی از زندگی شهید نواب صفوی
[صفحه 2 از 7]
🔻هجرت به نجف اشرف:
سید که علوم مقدماتی را در تهران به اتمام رسانیده، در نجف به دنبال اساتیدی است که سطوح عالی را از آن ها بیاموزد. به جز علامه امینی وی از اساتید دیگری چون آیت الله حاج آقا حسین قمی و آیت الله آقا شیخ محمد تهرانی، فقه و اصول، تفسیر قرآن و اصول سیاسی و اعتقادی را آموخت.
سید بزرگوار نواب از این سه استاد گرانقدر علاوه بر علوم متداول حوزه، اصول فلسفه سیاسی اسلام را آموخت و با فقه سیاسی اسلام آشنا شد.
در همین زمان که وی در نجف مشغول تحصیل است، یکی از کتاب های کسروی به دستش میرسد. نوشتهای که مؤلف در آن به حضرت امام صادق علیه السلام توهین نموده است. ایشان کتاب را به چند تن از اساتید و مراجع تقلید نجف اشرف عرضه میدارد و حضرت آیت الله العظمی حاج آقا حسین قمی با صراحت حکم ارتداد نویسنده کتاب را اعلام میدارد.
🔻بازگشت به ایران- مناظره با کسروی
جناب نواب به حکم وظیفه دینی خویش با تصمیمی قاطع رو به وطن خویش میگذارد تا آن نابخرد را بر سر عقل آورد. پیش از حرکت او از نجف به ایران، مردم تبریز و مراغه و سران برخی روزنامهها به مقابله با احمد کسروی برخاستند و از دولت وقت درخواست نمودند تا وی را به جرم انتشار کتب گمراه کننده محاکمه کند. دولت قدرت چندانی ندارد و از طرفی برنامههای پهلوی با کارهای کسروی چندان رو در رو نیست و در حقیقت هر دو در جهت اسلام زدایی گام برمیدارند و کارهای کسروی، فعالیت های دولت را تحت الشعاع قرار داده است. از این رو به مقابله با وی برنیامد.
نواب با قاطعیتی تمام وسائل زندگی را جمع کرده، به طرف ایران حرکت میکند. وی که در بین راه اطلاع یافته بود که کسروی در آبادان است به آبادان میرود. در یکی از مساجد بزرگ شهر سخنرانی میکند و او را به مناظره میخواند. ولی کسروی به تهران رفته بود. او نیز به تهران میآید و با تنی چند از آقایان تماس میگیرد و پس از مشورت به این نتیجه میرسد تا با وی به بحث بنشیند. آیت الله طالقانی ایشان را تشویق می کند و جناب وی به کلوپ کسروی میرود.
«باهماد آزادگان، نام باشگاه کسروی است. نواب چند روزی در مورد دین و مسائل اجتماعی با وی بحث مینماید. لیکن او قانع نمیشود. دودستگی در جمع حاکم میشود. حرف آخر سید به کسروی این است که: من به تو اعلام میکنم و تو را به عنوان یک مانع نسبت به مذهب، حتی نسبت به مملکتم میدانم».
«موقعی که عضوی از پیکر انسانی چنان فاسد شود که نه تنها موجب فساد دیگر اعضای آن پیکر گردد، بلکه تباهی خود آن عضو با مجموع اعضای دیگرش را نتیجه دهد، نباید در ریشه کن کردن آن هیچ گونه مسامحهای رواداشت. زیرا این مسامحه چه ناشی از ترحم و مهر و محبت باشد و چه معلول بی توجهی به اهمیت حیاتی قضیه، موجب از ارزش افتادن و تباهی دیگر اعضای پیکر جامعه خواهد گشت».
نواب جوان در طی جلساتی دلایل و براهین لازم را برای کسروی عرضه میکند لیک دیگر گوش شنوایی برای وی باقی نمانده است. برای شاگرد مکتب توحید، مساله ارتداد وی مسلم میشود و به فکر مقابله با این عنصر فاسد میافتد. سید بزرگوار از حضرت آیت الله مدنی و آقا شیخ محمدحسن طالقانی برای تهیه اسلحه پول میگیرد و در ساعت ۱۳ و ۳۰ دقیقه روز بیست و سوم اردیبهشت سال ۱۳۲۴ کسروی در میدان حشمت الدوله هدف قرار میگیرد. اما به علت فرسودگی اسلحه موفقیت حاصل نمیشود. نواب به زندان میافتد و علمای ایران و نجف خواستار آزادی حضرت نواب میگردند و ایشان بعد از دو ماه با قید کفالت آزاد میگردد.
#سالگرد
https://eitaa.com/kashkolsokhan
🔷سرفصلهایی از زندگی شهید نواب صفوی
[صفحه 3از 7]
🔻تشکیل جمعیت فدائیان اسلام:
حضرت نواب با آزادی از زندان به فکر تشکیل «فدائیان اسلام» میافتد، تا به وسیله آن با عناصر فاسد در جامعه به مبارزه برخیزد و با انتشار اعلامیهای موجودیت فدائیان اسلام را اعلان میدارد. او در برپایی این سازمان اسلامی میگوید: در خواب جدم سیدالشهداء علیه السلام را دیدم که بازوبندی به بازویم بست و روی آن نوشته شده بود «فدائیان اسلام».
انتشار اعلامیه، مسلمانان غیور را متوجه فدائیان اسلام مینماید و افرادی به گروه او میپیوندند. ساعت ۱۰ صبح روز بیستم اسفند ماه ۱۳۲۴ آیات قهر الهی آشکار میشود و کسروی توسط چهار تن از فدائیان اسلام (سید حسین و سید علی امامی، جواد مظفری و علی فدایی) از میان برداشته میشود تا جامعه اسلامی به حرکت خود در مسیر الهی ادامه دهد.
فدائیان اسلام با بانگ تکبیر از محوطه دادگستری دور میشوند و در حین پانسمان زخم های خود در بیمارستان سینا دستگیر میگردند. رهبر فدائیان به مشهد میرود و از راه شمال به آذربایجان، همدان و کرمانشاه راهی میشود. در بین راه با علمای شهرستان ها تماس حاصل کرده، درخواست میکند تا برای آزادی فدائیان اسلام تلگراف هایی به دولت بفرستند و خود از همانجا به نجف اشرف میرود. در همین ایام حضرت آیت الله العظمی آقا سید ابوالحسن اصفهانی وفات مییابد. به همین مناسبت عدهای از دولتمردان ایران برای عرض تسلیت به مراجع نجف از طرف شاه راهی نجف میشوند.
در یکی از مجالس که فرستادگان شاه حضور دارند، جناب نواب منبر رفته، ضمن حمله شدید به دولت «قوام السلطنه» (نخست وزیر وقت) میگوید: چطور شما برای فوت یک نفر روحانی بزرگ به نجف آمده و به مقامات روحانی تسلیت میگویید در حالی که روحانی دیگری همچون آیت الله سید ابوالقاسم کاشانی را در ایران به جرم دفاع از اسلام به زندان افکندهاید؟! ایشان آزادی حضرت آیت الله کاشانی و فدائیان اسلام را در جلسه مطرح مینماید و حوزه علمیه نجف اشرف آزادی زندانیان را از مقامات مسئول میخواهند و پس از چندی خواستهشان جامه عمل میپوشد.
🔻اندیشه تشکیل حکومت اسلامی
بعد از آزادی آیت الله کاشانی، دیدارهایی با ایشان صورت میگیرد. جناب نواب نظرات خود را به ایشان عرضه میدارد و اعلام میکند که در صدد ایجاد حکومت اسلامی در ایران است، حضرت آیت الله کاشانی که از مبارزان و مجاهدان بزرگ عصر خویش است و در گذشته در جنگ انگلیس با عراق شرکت فعال داشته و در اثر همین فعالیت ها به ایران تبعید شده است اینک با نواب میثاق میبندد تا در ایران حکومت اسلامی بنا نهند.
🔻منشور حکومت اسلامی:
جناب نواب صفوی با تالیف کتابی تحت عنوان «جامعه و حکومت اسلامی» و انتشار آن در آبان سال ۱۳۲۹ روش صحیح حاکمیت را بیان میدارد. او معتقد است جز با حرکت ریشهای و تقویت فرهنگ اصیل اسلامی در جامعه با استکبار جهانی نمیتوان مقابله کرد. این سید مجاهد به پیروی از نامه حضرت امیرالمؤمنین امام علی علیه السلام به مالک اشتر، اصول سیاسی اسلام را به مردم بیان میکند و به شاه و غاصبان حکومت هشدار میدهد که در صورت اجرا نکردن دستورهای اسلامی، به دست فرزندان مقتدر و فداکار اسلام از بین خواهند رفت.
#سالگرد
https://eitaa.com/kashkolsokhan
🔷سرفصلهایی از زندگی شهید نواب صفوی
[صفحه 4 از 7]
🔻نواب در زندان مصدق
تیر ماه سال ۱۳۳۰ وقتی نواب از خانه یکی از افراد فدائیان اسلام خارج میشود، از سوی ماموران آگاهی دستگیر و زندانی میگردد. سید به خاطر سخنرانی دو سال پیش در آمل و شکستن شیشه مشروب فروشی به زندان میافتد. این در حالی رخ میدهد که مصدق نخست وزیر این دوره است.
حقیقت این است که نواب صفوی خواستار اجرای احکام اسلامی و در مراحل بعد، تاسیس نظام اسلامی است، لیکن مصدق و جبهه ملی موافق او نیست. پس از دستگیری نواب (رهبر فدائیان اسلام) افرادی که پیش از وی دستگیر شده بودند، آزاد میشوند. سید محمد واحدی از آن جمله است. واحدی نامهای به مصدق نوشته، خواستار آزادی رهبر فدائیان اسلام میگردد و با جواب نامساعد وی، در اواخر مرداد ۱۳۳۰ فدائیان اسلام اعلام برگزاری مراسم سخنرانی داده، در پی آن ۳۸ نفر از آن ها بازداشت و تبعید میشوند. نواب صفوی با شنیدن این خبر اعتصاب غذا میکند و آیت الله سید محمدتقی خوانساری و آیت الله صدر طی نامههای جداگانهای به آیت الله کاشانی و دادستان وقت، آزادی رهبر فدائیان اسلام و تبعیدی ها را خواستار میشوند. پس از یکی دو روز تبعیدی ها بازمیگردند و نواب پس از سه ماه حبس در عصر مصدق آزاد میگردد.
🔻حضور در کنگره اسلامی
شب معراج رسول اکرم صلی الله علیه و آله، ۲۷ رجب ۱۳۵۰ ق. مطابق با ۱۹۳۱ م. است. از اندیشمندان اسلامی دورترین نقاط جهان دعوت به عمل آمده تا خشم امت اسلامی را در مورد انتقال اراضی مسلمانان به یهودی ها به معرض نمایش گذارند و نظرات خویش را برای آزادی قدس بیان دارند.
یازدهم شهریور ۱۳۳۲ مجاهد نستوه دست به این سفر مقدس میزند تا با حمایت از مردم مسلمان فلسطین، سیاست صهیونیستی انگلستان را محکوم سازد. مسیر حرکت نواب از ایران به بغداد و از آن جا به بیروت و بیت المقدس است. وی در اولین جلسه از جلسات شش روزه کنگره عظیم اسلامی با نطق های حماسی خویش به زبان عربی، فریاد بیدار باش سر میدهد و زمانی که برای تماشای بخش اشغالی قدس میروند با لحنی آمرانه همراهان را به نماز میخواند. نماز در مسجد مخروبهای که در یک کیلومتری شهر قدس قرار دارد برگزار می شود. وی میگوید: هر کس آماده شهادت است، همراه ما شود. تمامی اعضا به امامت آن سید مجاهد نماز میگزارند. سربازان اسرائیلی مسلح، دست روی ماشه مسلسل ها، از کار سید در حیرت میمانند. سید با این حرکت یادآور میشود که برای آزادی قدس باید با پرچم سرخ شهادت به میدان رفت.
#سالگرد
https://eitaa.com/kashkolsokhan