eitaa logo
{کشتارگاه‌خانوم‌دلقک}
77 دنبال‌کننده
328 عکس
517 ویدیو
2 فایل
اهم اهم.خوش اومدین به کشتارگاه نازا اینجا بهتون یاد میدم چجوری شکنجه کنید و به بدترين شکل ممکن انتقام بگیرید =)) برای ورود دو قانون و یک نکته داریمم: _اول قهوه. _حتما دماغ قرمز همراهتون باشه. _ورود دایناسور ها آزاده.
مشاهده در ایتا
دانلود
دوستا به هم دروغ نمیگن... .
و اون به شدت احساس تنهایی میکرد‌.
به من بگو‌کاترین. چون من میگم.
انقدر به هر حرفی فکر میکنم؛تا حتی اگر هم حرف مثبت بوده باشه اون رو به ضرر خودم شکل میدم و به خاطر اینکه این حرف و بهم زدن ناراحت میشم.
نگام کرد... در چشمان دریایی اش غرق نشدن و زنده ماندن غیر ممکن بود.اخر چطور میتوانم عاشقش نباشم؟چطور میتوانم؟ارام قدم بر می‌دارد و دستانش را در هوا تکان میدهد"آرتد،قبول ندارم.این مسخره اس غیر ممکنه" پلک میزنم و لبخند لبانم را از هم باز میکند"چی غیر ممکنه؟" سرش را کج میکند نگاه ستاره هارا به خود جلب میکند و آرام میگوید"ولش کن.دوسم داری؟" نزدیکش می روم و موهایش را از روی صورتش کنار میزنم؛دریای آبی چشمانش تباهی است.."دوست دارم؟من..عاشقتم تریرا" لبخند می‌زند..."میدونستم،میخوام مطمئن بشم ولم نمیکنی." نزدیک تر شدم و در آغوشش گرفتم بدنش سرد بود...آرام عقب رفتم و نگاهش کردم؛پوست سفیدش طوسی شده بود!داد زدم"تریرا" کسی جواب نداد،چشمانش بسته بود،نگاهی به اطراف انداختم.پر از قبر است.کسی این دور و بر نیست.سکوت است..سکوت. پس چه اتفاقی افتاد؟!من چکار کردم...به یاد می اورم اورا بیرون آوردم تا ببوسمش بوسه مرگ...نزدیکش میشوم و سرش را بالا می اورم آرام بوسه ای روی موهای مثل ماهش میکارم و کنارش دراز میکشم.مایعی را در زیر بازوان خودم احساس میکنم.سرم را کج میکنم..خون است..خوب است اگر مرگ به معنای دیدن او باشد من حاضرم هر شب،هر دقیقه و هر ثانیه در این قبرستان بمیرم؛اورا ببینم؛زنده شوم.انقدر ادامه دهم تا زندگی به من پایان دهد.اری مرگ را برای دیدن او می پذیرم.