eitaa logo
فلسطین، کلیدِ رمزآلودِ فَرَج
1.4هزار دنبال‌کننده
1.6هزار عکس
2هزار ویدیو
216 فایل
فلسطين كليد رمز آلود گشوده شدن درهای فرج به روی امت اسلام دقیقا آدرس رو درست اومدید، اینجا جمع بی‌تاب‌ها و بی قراران مظلومیت فلسطینِ هیچ کدومتون اتفاقی اینجا نیستید @Aghaa_seyyed https://eitaa.com/joinchat/1271137344C78afb13157
مشاهده در ایتا
دانلود
听到人声呼喊:“哦,穆斯林们,请来帮助我”,却保持沉默的人,并非穆斯林。 - "圣先知穆罕默德 | | https://eitaa.com/joinchat/1271137344C78afb13157
Chiunque ascolti la voce umana che grida: "O musulmani, venite in mio aiuto e soccorso", e rimanga in silenzio, non è un musulmano. - Il Santo Profeta Maometto | | https://eitaa.com/joinchat/1271137344C78afb13157
"Ey Müslümanlar, imdadıma gel, bana yardım edin" diye haykıran insan sesini duyup da sessiz kalan kimse Müslüman değildir. -Peygamber Efendimiz Hz. Muhammed s.a.v. | | https://eitaa.com/joinchat/1271137344C78afb13157
جو شخص کسی انسان کی آواز سنتا ہے جو کہتا ہے: "اے مسلمانو، مجھ تک پہنچو اور میری مدد کرو"، جو شخص یہ آواز سنتا ہے اور جواب نہیں دیتا، وہ مسلمان نہیں ہے۔ حضرت محمد صلى الله عليه وآله | | https://eitaa.com/joinchat/1271137344C78afb13157
جهت اطلاع مدیران فرهنگی برای روز قدس👇👇👇 بسم الله الرحمن الرحیم نقدها و پیشنهادهای سادهٔ یک شهروند معمولی برای برگزاری راه‌پیمایی‌ها در ایران اولش این‌طور نبود. در تهران هم مثل همهٔ شهر و روستاهای دیگر، در راه‌پیمایی‌ها صدای «مردم» می‌آمد. حالا اما چندسالی‌ست برخلاف راه‌پیمایی‌های روستایی و شهرستانی باصفا و صمیمی، صدای مردم در راه‌پیمایی‌های پایتخت و کلان‌شهرها شنیده نمی‌شود. عوضش صداهای بی‌ربطی بلند شده که همه را عاصی کرده، از جمله من. برای همین بر آن شدم به‌جای غرزدن، یک نقد شسته‌رفته و یک دستورالعمل پیشنهادی ساده برای مسئولین راه‌پیمایی‌ها در تهران و سایر کلان‌شهرهای مبتلابه آماده کنم و منظورم از راه‌پیمایی، هر نوع اجتماع روندهٔ ملی و بین‌اللملی‌ست، اعم از ۲۲ بهمن، روز قدس، روز دانش‌آموز،تشییع شهدا و… مجید استیری رمان فوق‌العاده‌ای دارد به نام «رمق» که حول بازی فوتبال ایران اسرائیل پیش از انقلاب نوشته شده. استیری در صفحهٔ اول رمانش در ورزشگاه امجدیه نشسته و می‌گوید:«یک‌باره وسط بازی با یکی از فریادهای «ایران» که از آن طرف شنیدم، «مردم» را فهمیدم» و بعد می‌گوید این صدای مردم انگار صدای یک آدم واحد است که از امجدیه و مسجد گرفته تا حتی حنجرهٔ گرفتهٔ رادیوی ترانزیستوری‌اش شنیده می‌شود. صدای مردم. این همان چیزی‌ست که ما در راه‌پیمایی‌های تهران و برخی شهرها آن را کم داریم. از شب قبل، وانت‌وانت سیستم صوتی کف انقلاب تا آزادی خالی می‌کنیم. از پنج صبح، آزمون صدا می‌گیریم تا هم مردم محله‌های اطراف را وادار کنیم جد و آبائمان را کلهٔ صبحی فحش بدهند، هم به‌هیچ‌عنوان اجازه ندهیم صدای مردم شنیده شود؛ چون همراه سیستم صوت، خروارخروار استند و داربست هم، این‌بار از امام حسین تا آزادی خالی می‌کنیم و با ده‌ها متر بنر یک‌بارمصرف، غرفه پشت غرفه ردیف می‌کنیم. از شهرداری منطقهٔ فلان گرفته تا بانک بهمان و گروه فرهنگی‌هنری بیسار و تشکل مردمی الف و پایگاه بسیج ب و سازمان دولتی جیم و مؤسسهٔ خصوصی دال همه و همه می‌خواهند به اسم کمک به مراسم، نهایت استفاده را از تجمع مردم ببرند و خودشان و آرمشان را توی چشم مردم کنند. نفری یک عدد استیج(!)، یک عدد مجری بلندگوقورت‌داده، یک گروه سرود نوجوان مشتاق طفلک با لباس‌های یک‌شکل و یک خوانندهٔ دست چندمی مخلص بی‌نوا پیدا می‌کنند تا رزومهٔ مراسمشان پروپیمان شود. بادکنک با آرم شرکت مذکور فراموش نشود! خب،عیبش کجاست؟سروصدای کرکننده! درهم‌آمیختن صدای مجری‌ها! قاتی‌شدن سرود این با آن. نتیجه؟سکوت مردم. مردمی که آمده‌اند از مردمی‌ترین رسانهٔ دیرین خود، یعنی گلویشان، یعنی شعارهای انقلابی‌شان، استفاده کنند، در این حجم از آلودگی صوتی جناحی-سازمانی، ترجیح می‌دهند سکوت کنند. کسی بخواهد عین شهرستان‌های عزیز و زیبایمان، میان‌دار شود شعار بدهد، صدایش جز به چهل پنجاه نفر حوالی‌اش نمی‌رسد. دیگر نمی‌توانیم حماسهٔ دهه‌های پنجاه تا نود را شاهد باشیم که چندهزار نفر در سرتاسر یک خیابان، یک‌صدا و یک‌نفس یک شعار را تکرار کنند. مردمی که با انقلاب اسلامی را بر پایهٔ همین شعارهای مردمی معنادار رقم زدند، مردمی که آزادگی‌شان در مشت‌های گره‌کرده و حنجره‌های رسای آن‌هاست، تبدیل به بازدیدکنندگان غرفه‌های بین‌راهی می‌شوند، کلافه از سروصدا. بچه هم اگر همراهشان باشد که همیشه هست حمد خدا، ایستادن در صف غرفهٔ رنگ‌آمیزی صورت بچه‌ها را هم باید اضافه کنید. به‌هیچ‌عنوان مخالف برنامه‌های جانبی و کار فرهنگی میدانی، خاصه برای کودکان نیستم. خیلی هم دوست دارم مراسم آدم‌بزرگ‌ها برای بچه‌ها هم جذابیت و خاطرهٔ خوب داشته باشد و با میدان‌دادن به نوجوان‌ها به آن‌ها عزت نفس بیشتر بدهیم، اما مولا فرمود خیرالامور اوسطها! اسراف ممنوع! کار میدانی، یک‌دستگی و فرماندهی واحد می‌خواهد.به جای این همه غرفهٔ کوچک و بزرگ که انگار به چشم‌وهم‌چشمی هم مشغول‌اند و مدام از آقای مهندس فلانی و خانم دکتر بهمانی، مدیر عامل محترم شرکت/بانک/سازمان بیساری تشکر می‌کنند، می‌شود چند غرفهٔ بی‌بلندگوی عمومی با بازی‌های خلاقانه داشت برای بچه‌ها. می‌شود به یک صحنه، یک اجرا، یک گروه برنامه‌ساز پروپیمان برای بچه‌ها اکتفا کرد. می‌شود فاصلهٔ استانداردی برای گروه‌های سرود نوجوان لحاظ کرد که صدایشان درهم‌نیامیزد و خودشان شرمندهٔ کلافگی مردم نشوند و اجرای شکیلی داشته باشند. بساطی که الان هست، اسمش برون‌سپاری امر فرهنگی به مجموعه‌های دولتی و مردمی نیست!آش شله‌قلمکار است! ما احتیاج داریم مسیر راه‌پیمایی را کمی شبیه ورزشگاه آزادی کنیم! چندلیدر(میان‌دار) بگذاریم میان مردم و بگذاریم مردم صدای خوب معنادار پرصلابت خودشان را بشنوند. یک طرف شعار بدهند، طرف دیگر جواب. ما واقعاً به این همه مجری و خاله و عموی میکروفون‌به‌دست با صدای خیلی بلند در غرفه‌های بنرکاری‌شدهٔ بی‌ریخت نیاز نداریم. https://eitaa.com/halejonon