کِناَوِی kenaway
اسم. میل وافر به مشاهدهی نحوهی زندگی دیگران، آن هنگام که در انظار عمومی نیستند؛ آرزویی که میتوانستید از موجودیت خام و بیپردهی انساني دیگر با تمام آشفتگیها و تنهاییهای او آگاهی یابید؛
آگنوستزیا agnoathesia
اسم. حالتی که در آن ندانید دربارهی چیزی واقعاً چه احساسی دارید و این وادارتان میکند تا در سرنخهای نهفته در رفتار خود دقت کنید، چنان که گویی در رفتار شخصی دیگر دقیق شدهاید؛ مثلاً پی بردن به دورگه بودن صدایتان، اندک کوشش بیهودهای که برای انجام امری پیشپاافتاده به کار میبرید.
عرفانه و گلشید قدم سر چشم من گذاشتن و اینجان تا حالاً با دو تا انسان فیمس یه جا حضور نداشتم ببخشید بلد نیستم چیز کنم 😨
اسفند و کُندر