اصلاً ممکنه همین فردا بگم پنکیک موزم به این زندگی و ممکلت
شاید همین فردا تصمیم بگیرم از ایران برم، ولی این یعنی اینکه دیگه ایران رو دوست ندارم؟ نه!
تحت هر شرایطی شما باید عِرق ملی داشته باشید
اپوزیسیون و مخالفين نظام این بهشون قبولونده شده چون از یه اداره یا بانک یا مدرسه خوشمون نمیاد، به کل باید بشیم بَرانداز یا وقتی این کشور درش مهاجرت هست یعنی باید براندازی بشه.
من کلاً با سازمانها و ارگانهای دولتی، از آموزش و پرورش گرفته تا بیمارستانهای این حکومت مشکل دارم چون پدرتو در میارن و جون به لبت میکنن، دلیلش هم اینه که انگار هیچ نظارتی روشون نیست. تازه وقتی دقت میکنم، میبینم مشکل از آدمهاشه؛ انگار که پیدا کردن یه آدم خوشبرخورد و دلسوز که کار آدم رو راه بندازه، بین اینها خیلی سخته.
شیرچایِ
اصلاً ممکنه همین فردا بگم پنکیک موزم به این زندگی و ممکلت شاید همین فردا تصمیم بگیرم از ایران برم، و
فقدان برخورد انسانی و گشادهرو در میان کارکنان ایران داریم؛ به طوری که یافتن فردی با رویکردی یاریرسان و دلسوز در این فضاها پیدا نمیشود!
چاوشی یه آهنگ اسپانیایی کوتاه داره که من و همسر نداشتهام را به یاد رقص شارلستون و کشیدن پنجههای پا رو زمین با او در جایی مثل لالاند میندازه.