که گفتم در حریر گلمالی شور برای او سجده میکنم رو به نور مَلس و بُرنده؛ مرا در گلدانی بکارید، کلوخههای گوگورد را که بر تار موهایم چسبیده جدا کنید، سودای سرم را با عسل بشویید. که من به خاک افتادهام در پیشگاه او، کدِرهایم را به چه آبی مُبرا کنید؟
گلدوزی زانوی پوستم را با بوسه شکاف دهید و هی آب بریزد، رودی بر روزنه و جدارههایش، نخها را بیرون بکشید و با برگ ببندید.
آهوی تیزپا را بر سینهی نحیفم میدوزید؟ که او معصوم در خواب من است.
مرا بر کفهی نور بمالید تا پولکهایم از بین رود؛ ماهی که نیستم با تیزی بریزم؟
هدایت شده از گورستان سَطلبردارها
عَمُرَتِ البُلدانُ بِحُبِّ الأوطانِ
كشورها با وطن دوستى آباد شدهاند.
امیرالمؤمنین
سلام میشه برام دعا کنید لطفا ، در آستانه ی وداع با زندگی قرار دارم
و خیلی حالم بده نمی دونم تاکی زندم جدی و سرنوشت غم بارم رو سعی کردم بپذیرم اما واقعا نیازمند دعا هستم بیش از اندازه ممنونم
”حالتو... خدا روش یه دستی بکشه و لای کلی گلبرگ تو رو بپیچه، اما خوبه که غم داری تا بفهمی سُرور یعنی چی، تسکین پیدا میکنی، به اُمید خدا“