#برش_کتاب
☘ عدهای یک عمر کتاب میخوانند ولی هرگز از حد متن فراتر نمیروند، آنها به صفحه میچسبند و نمیدانند که کلمات همچون سنگهای بستر روخانه برای رفتن به آن طرف رودخانه هستند! برای ما مهم رفتن به آن طرف رودخانه است.
#دخمه
#ژوزه_ساراماگو
https://eitaa.com/ketabann
کتابان؛ حامی کتاب و کلمه
#برش_کتاب
☘خدمتکارش را صدا زد. چندبار. جوابی نشنید. دوباره صدایش زد. آمد.
گفت: "مگر صدای مرا نمیشنیدی؟!"
گفت: "میشنیدم؛ اما خیالم راحت بود که شما دعوایم نمیکنید."
گفت: "خدایا، شکرت که خدمتکارانم از دست من در اماناند."
آفتاب در سجده| صفحه ۱۲| سمیه مصطفیپور
برشهایی کوتاه از زندگی و زمانه امام سجاد(ع)
https://eitaa.com/ketabann
کتابان؛ حامی کتاب و کلمه
#برش_کتاب
☘ آنجا یک قهوه خانه بود.
اما ننشستیم به نوشیدن دو تا استکان چای.
چرا؟
دنیا خراب میشد اگر دقایقی آنجا مینشستیم و نفری یک استکان چای میخوردیم؟
عجله،
همیشه عجله...
کدام گوری میخواستم بروم؟
من به بهانه رسیدن به زندگی،
همیشه زندگی را کشتهام...
📚 روزگار سپریشده مردم سالخورده
✍ #محمود_دولت_آبادی
https://eitaa.com/ketabann
کتابان؛ حامی کتاب و کلمه
☘️ این شکایتنامهی نامهربانیهای توست؛
آنچه دیدم از جداییها، جدا خواهمنوشت!
#عاشقانهها
https://eitaa.com/ketabann
کتابان؛ حامی کتاب و کلمه
☘️آدمهای موفق کتابخانه دارند،
بقیۀ آدمها
تلویزیونهای بزرگ ...
#درنگ
https://eitaa.com/ketabann
کتابان؛ حامی کتاب و کلمه
#برش_کتاب
☘️نشسته بودم و فکر میکردم چقدر غمانگیز است که مردم طوری بار میآیند که به چیزی شگفتانگیز چون زندگی عادت میکنند.
📚راز فال ورق
✍️#یوستین_گردر
https://eitaa.com/ketabann
کتابان؛ حامی کتاب و کلمه
#برش_کتاب
☘سکوت همیشه به معنای رضایت نیست.
گاهی یعنی خستهام،
از اینکه مدام به کسانی که هیچ اهمیتی برای فهمیدن نمیدهند توضیح دهم.
📚 به کی سلام کنم؟
✍ #سیمین_دانشور
💠 کتابان؛ حامی کتاب و کلمه
🆔️ @ketabann
⁉️تا حالا شده فقط بهخاطر یه جمله از یک کتاب، تصمیم بگیری بری سراغش و مطالعهاش کنی؟
تو این چندروزه که نبودم، بهخاطر دو سه جمله «سمفونی مردگان» رو مطالعه کردم:
🤦«نمیدانم آیا مادرش هم او را به اندازهی من دوست داشت؟ آیا کسی میتوانست بفهمد که دوستداشتن او چه لذتی دارد و آدم را به چه ابدیتی نزدیک میکند؟»
فعلا یه برش دیگه از این کتاب رو داشته باشید، تا آخر هفته بریم سراغ معرفیش.
#برش_کتاب
☘همیشه فکر میکردم در این خانه سهم من فقط سکوت است؛ سکوتی که میان فریادهای پنهان برادرانم گم میشد. اما یک روز فهمیدم آدم اگر سکوت کند، نه دیده میشود و نه ارزش آرزوهایش را کسی میفهمد.
حالا میدانم باید راه خودم را بروم، حتی اگر از میان برفهای سرد این خانه شروع شود. من پسر آخرم، اما آخر بودن به معنی کمبودن نیست؛ گاهی آخرین نفر، همان کسی است که راه تازهای را پیدا میکند… فقط کافی است بایستد و بخواهد.
📚 سمفونی مردگان
✍ #عباس_معروفی
💠 کتابان؛ حامی کتاب و کلمه
🆔️ @ketabann