eitaa logo
کتاب جمکران 📚
17.2هزار دنبال‌کننده
14.1هزار عکس
3.5هزار ویدیو
162 فایل
انتشارات کتاب جمکران دریچه‌ای رو به معرفت و آگاهی بزرگترین ناشر آثار مهدوی ناشر برگزیده کشور فروش کتاب و استعلام موجودی 📞02537842131 ارتباط با مدیرکانال 09055990313📱 🧔🏻 @ketabejamkaran_admin ⏰ ۸ الی ۱۵ 🏢قم، خیابان فاطمی، کوچه ۲۸، پلاک ۶
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از مسجد مقدس جمکران
13.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
⚫️ صبح امروز؛ وقتی بغض حضرت آیت‌الله جوادی آملی و مردم حاضر در نماز بر پیکر «آقای شهید ایران» شکست ... ▫️ اللهم إن هذا المسجّی قُدامَنا عَبدُک ‌‌‌وابنُ عبْدک وابنُ أمَتِک نَزَل، نَزَل، نَزَل بعزّ جلالک و جبروتک و عظمتک و ملکوتک 🏴 آستان مقدس مسجد جمکران @Jamkaran_ir
8.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🛑🎥 فیلم بی‌نظیرِ امروز قم جهت ثبت در تاریخ «۱۶ تیرماه ۱۴٠۵» ✅ کانال رسمی کتاب جمکران: @ketabeJamkaran
هدایت شده از KHAMENEI.IR
▪️ | آسمان قم میزبان طواف پیکر پاک مرجع شهید شیعه، بر گرد مضجع شریف کریمه اهل بیت حضرت فاطمه معصومه سلام‌الله‌علیها. ۱۴۰۵/۴/۱۶ 🏴 | 📥 کیفیت اصلی 🖥 Farsi.Khamenei.ir
کتاب جمکران 📚
🌧 #روایت_باران 🚩 #باید_برخاست ✅ کانال رسمی کتاب جمکران: @ketabeJamkaran
🌹💬 روایـت‌هـای مخـاطبیـن از تشییـع رهبــر شهیــد آری، این درست‌ترین جمله برای توصیف پریشانی اوست. هیچ‌کس حال او را نمی‌فهمد. من، و من‌های بسیار دیگر، نمی‌دانیم که او و دوستانش چه راه‌های صعب و سختی را پشت سر گذاشته‌اند تا به این مدال خدمت دست یابند؛ اما بدون شک، دستیابی به حلقهٔ محافظان اول‌شخص مملکت، یعنی آنالیز شدنِ خودت، اطرافیانت، خانواده‌ات و اثبات همیشگیِ جان‌فدایی‌ات! و این کاری‌ست بس دشوار که اگر عشق در آن دخیل نباشد، بی‌شک دوام آوردن در آن از سخت‌ترین کارهاست. اما وقتی عشق در این راه دخیل شد، وقتی مدال خدمت و افتخار جان‌فدایی در رکاب ذریهٔ حضرت زهرا نصیب شد، آنگاه که از امتحان‌ها سربلند بیرون آمدی و جان یک ابرمرد را عزیزتر از جان خود داشتی، دیگر پای در وادی عشق گذاشتی و پای کشیدن از این راه برایت ناممکن است. آنگاه که چشم باز کردی و دیدی که خودت را در گوشه‌ای از این کرهٔ خاکی دفن کرده‌ای و حفاظت از جان عزیز ملت را اولویت دانسته‌ای، یعنی به معنای واقعی کلمه «اجر جهاد» را کسب می‌کنی. اینکه مهم نباشد خودت چه می‌خوری، فقط او خوراکش سالم باشد؛ مهم نیست خودت چه می‌پوشی، فقط پوشاک او مطلوب باشد؛ مهم نیست خودت مریض شوی یا نه، اما او باید سالم باشد و این یک دستور است، یک وظیفه است در مکتب‌شان. و نکتهٔ مهم دیگر اینکه از وقتی این لباس را بر تن کردی، هر روز پیش از خروج از خانه، رویای شهادتت را با خود مرور کنی؛ که اگر خدای‌ناکرده کسی سوءقصدی به جان آن ابرمرد کرد، خودت را فدایی کنی. آنگاه با جگری شرحه‌شرحه و خونی جاری به استقبال حضرت عزرائیل بروی، در حالی که سرت به دامن آن مرد است و خودت هم همانند سعید، از سایهٔ سرت می‌پرسی: «أوفیتُ آقاجان؟!» سپس در روز بعد، حسینیهٔ امام برایت سرتاپا مشکی‌پوش شود که جان‌فدای ولی‌امرِش شد. مردم حاضر باشند، دوستانت حاضر باشند، تو هم حاضر باشی، اما کسی با چشم ظاهر‌بین تو را نتواند ببیند. سپس، در حالی که از رویای وصل پروردگار سرشار از شوری، در حالی که سرمستِ تابوت پرچم‌پیچت، آزادانه و فاتحانه بال می‌گشایی، یکهو آقا وارد شوند. با طمأنینه بوسه‌ای بر تابوتت زنند و سپس نماز را آغاز کنند و بر تابوت تو نیز «اللهم لا نعلم منهم إلا خیراً» را تکرار کنند. آن وقت است که دیگر برگهٔ پایان مأموریتت امضا می‌شود و تمام! صحنه عوض می‌شود. حسینیه همان حسینیه است، البته با کمی ویرانی! مردم همان مردم‌اند که گرد هم جمع شده‌اند و صدای گریه‌هایشان ستون‌های حسینیه را به لرزه درمی‌آورد. جایگاهی برای تابوت تعبیه شده است. به گمانم اتفاقی افتاده. به گمانم شهیدی میهمان این مجلس خواهد بود. چشم می‌چرخانم؛ یک‌به‌یکِ کلاه‌مشکی‌ها را از نظر می‌گذرانم. ولی تمام محافظ‌ها که هستند؟ همهٔ همه‌شان گرد این جایگاه حلقه زده‌اند. مردم چرا آن‌قدر بی‌تاب‌اند؟ پرده‌های حسینیه کنار می‌رود، از پشت پرده آقا هویدا می‌شود، اما بدون لبخند، بدون عصا، بدون عبا، بدون عمامه. یا صاحب صبر! این تابوت چه کسی‌ست که به حسینیه داخل می‌شود؟ این چه رسم بی‌رسمی‌ست که پیش از ورود آقا، تابوت شهید را می‌آورند؟ چرا عکس حضرت آقا را بر روی تابوت نصب کرده‌اند؟ این چه بازی‌ای‌ست که راه انداخته‌اند؟ وسط حسینیهٔ امام، آن هم در محرم، شوخی‌شان گرفته؟ ولی نه، شوخی نیست. آری، من و من‌های دیگر حال هیچ‌کدام از کلاه‌مشکی‌ها را نمی‌فهمیم. نمی‌دانیم آن لحظه که تابوت آقا بر سر دست وارد حسینیه شد، چند بار قلب نیم‌مردهٔ خود را احیا کردند که فقط سر پا بمانند؟ نمی‌دانیم چند بار به طالع نحس خود نفرین روانه کردند. نمی‌دانیم چند بار دست بر سر کوبیدند و عین مادرِ جوان‌مرده از عمق جان گریستند. آری، این‌ها همان محافظان هستند، اما به‌جای زیستن در آرزوی دیرینه‌شان و قربانی شدن در پیشگاه ولی‌امر، در کابوس شهادت آقا دست‌وپا می‌زنند. می‌سوزند و همچون شمع آب می‌شوند. شرمندگی از چشمانشان هویداست، انگار که می‌خواهند بگویند: «ببخشید که ما زنده‌ایم و آقا را با دستان خود تشییع می‌کنیم. ببخشید که ما فدایی‌اش نشدیم. ببخشید که فدایی بودن او را تمرین کرده بودیم، حال آنکه خود، سال‌ها بود جان‌فدایی را پیشه کرده بود و به باقی حرفی در موردش نمی‌زد...» آری، هیچ‌کس راز آن موهای سپیدشده، کمرهای خم‌گشته و آه‌های برخاسته از سویدای دل را نخواهد فهمید. روایت آن شب حسینیه را هم کسی نخواهد فهمید. اینکه دل چندین نفر در آن آشفته‌بازار میان تابوت جا مانده، هم پیشکش. فقط، این حالت چشم‌ها، موهای سپید، چقدر آشنایند. آری... به گمانم بارِ دیگر این قاب را نظاره کرده بودم. این حزن را در چشمان ابوعلی دیده بودم؛ جان‌فداییِ سید شهید حسن نصرالله... که چند ماه بعد به امامش پیوست... کاش عاقبت همهٔ ما شبیه ابوعلی شود. :) 💔 ثنا علیزاده ✍🏻 ۱۴۰۵/۴/۱۱ ـ وداع خانوادهٔ شهدا و محافظان با آقا در زینبیه 🌧
▪️ توئیت سخنگوی ستاد تشییع رهبر شهید انقلاب درباره تعابیر ویژه و عمیق حضرت آیت‌الله جوادی آملی در نماز بر پیکر مطهر امام مجاهد شهید که این نماز را در تاریخ تشیع ماندگار کرد 💻 ایمان عطارزاده: ✍ خداوندا، او به آستان عزتِ جلالت، قدرتت و ملکوتت فرود آمد. خداوندا، او در حالی بر تو وارد شد که مجاهد، سخت‌کوش، پرهیزکار، یکتاپرست و سراپا بندگی و خداپرستی بود. خداوندا، خداوندا، خداوندا، او نزد تو در حالی وارد شد که شهیدِ اسلام، قرآن و عترت بود؛ این نخستین ویژگی اوست. خداوندا، خداوندا، خداوندا، او نزد تو در حالی وارد شد که کشته‌شده در راه اسلام؛ کشته‌شده برای امت مسلمان، کشته‌شده برای پاسداری از سیاست آن، کشته‌شده برای حفاظت از آن، کشته‌شده برای حفظ موجودیت آن، کشته‌شده برای عظمت، سیادت، سروری و وحدت آن است. 👆 این تعابیر، فرازهای برجسته، ویژه و عمیق حضرت آیت‌الله جوادی آملی در نماز بر پیکر مطهر رهبر عظیم‌الشان شهید انقلاب اسلامی(اعلی الله مقامه الشریف) است که با حضور خیل عظیم عاشقان و دلدادگان امام ‌مجاهد شهیدمان در مسجد مقدس جمکران برگزار شد و این نماز بی‌نظیر را در تاریخ تشیع ماندگار کرد. 🏴 (ع) 📢 رسانه رسمی ستاد تشییع پیکر رهبر شهید انقلاب 📲 @Badraghe_Agha
هدایت شده از مسجد مقدس جمکران
⚫️ جمکران در کلام آقای شهید ایران ▫️گزیده بیانات امام مجاهد شهید حضرت آیت‌الله العظمی سید علی خامنه‌ای قدس‌الله نفسه‌الزکیه 🗓 انتشار به مناسبت اقامه نماز بر پیکر مطهر و بدرقه تاریخی آقای شهید ایران در آستان مقدس مسجد جمکران 🏴 آستان مقدس مسجد جمکران @Jamkaran_ir
بعد از سال‌ها امشب سید علی آقا در ایران نیست. جان ایران را از ایران خارج کردند. ای ایرانی‌ترین ایرانی، زود برگرد. خاک وطن بدون تو بوی غربت می‌دهد. ✅ کانال رسمی کتاب جمکران: @ketabeJamkaran
هدایت شده از ریحانه
🖤 | خیر یعنی آقای ما 🔰 خرده‌روایت‌های رسانه ریحانه KHAMENEI.IR از تشییع پیکر مطهر رهبر شهید انقلاب در قم؛ ١٤٠٤/٠٤/١٦ ▪️سر که چرخاندم، جای خالی دیده نمی‌شد. صحن اصلی ده شب پر شده بود و حالا حوالی شش صبح، پارکینگ‌ها هم دیگر ظرفیت نداشت. از گوشه و کنار جمعیت می‌جوشید. چهره‌ها از پس یک شب بی‌خوابی و چندین ساعت نشستن در ماشین و پیاده‌روی برای رسیدن به جمکران خسته بود؛ چشم‌ها اما حکایت دیگری داشت. انتظار از مردمک چشم حاضران شره می‌کرد. مجری که گفت: «مردم، انتظارها به پایان رسید»، همه قیام کردند و صدای «الصلاة، الصلاة» آسمان قم را معطر کرد. ▪️آیت‌الله جوادی آملی ایستاد تا بر پیکر ایرانی‌ترین رهبر نماز بخواند. مردم قامت بستند. همراه امام، عبارت‌های بعد هر تکبیر را زمزمه می‌کردم و گوشم پی شنیدن «اللَّهُمَّ إِنَّا لَا نَعْلَمُ مِنْهُ إِلَّا خَیْرا» بود که بغض آقای آملی شکست. «اللهم إنه نزل مجاهداً موحداً» بارالها، او در حالی به محضر تو وارد شد که مجاهدی یکتاپرست بود. صدای هق‌هق خفیفی راه گرفت میان صف‌ها. رها کردن بغض، نماز را باطل می‌کرد؟ صدای محزون آیت‌الله جوادی آملی اوج گرفت: «اللّهُم اللّهُم اللّهُم انَّهُ نَزَل عِندکَ قتیلاً للاِسلام قتیلاً لاُمة مُسلما، قتیلاّ لسیاسَتِها» بارالها، او در حالی به نزد تو آمد که در راه اسلام و برای امت مسلمان به شهادت رسیده است. اشک دیگر اجازه نمی‌خواست. بعضی‌ها نتوانستند سر پا بایستند. نشستند. فرو ریختند و حالا مرد و زن بی‌محابا برای آقای شهیدشان اشک می‌ریختند. ▪️«اللهم إن هذا المسجّی قُدامَنا عَبْدُک وابنُ عَبْدِک وابنُ أَمَتِک نَزَل، نَزَل، نَزَل بعزّ جلالک و جبروتک و عظمتک و ملکوتک» نماز که تمام شد، چشم‌ها سرخ بود و شانه‌ها آویزان؛ اما من حس می‌کردم هرم سینه‌ی سوخته‌ام آرام گرفته. ما میلیون‌میلیون بنده‌خدا، زیر سقف آسمان در ۲۲ محرم‌الحرام شهادت داده بودیم که امام سیدعلی خامنه‌ای سراسر وجودش خیر بود؛ برای ما، برای ایران! ✍ فاطمه دولتی 📆شماره ٩٢ رسانه «ریحانه» را دنبال کنید 📲 @khamenei_reyhaneh