کتابخانه فضائل
-
-
-
وَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحَسَنِ بْنِ مَیْمُونٍ قَالَ:
کَتَبْتُإِلَیْهِ أَشْکُوالْفَقْرَ ثُمَّ قُلْتُ فِینَفْسِی
أَلَیْسَ قَدْ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ الْفَقْرُ مَعَنَا
خَیْرٌ مِنَ الْغِنَی مَعَ غَیْرِنَا وَ الْقَتْلُ مَعَنَا
خَیْرٌ مِنَ الْحَیَاةِ مَعَ عَدُوِّنَا فَرَجَعَ الْجَوَابُ
إِنَّ اللَّهَعَزَّوَجَلَّ یَخُصُّ أَوْلِیَاءَنَا إِذَا تَکَاثَفَتْ
ذُنُوبُهُمْ بِالْفَقْرِ وَ قَدْ یَعْفُو عَنْ کَثِیرٍ مِنْهُمْ
کَمَا حَدَّثَتْکَ نَفْسُکَ الْفَقْرُ مَعَنَا خَیْرٌ مِنَ
الْغِنَی مَعَ عَدُوِّنَا وَ نَحْنُ کَهْفٌ لِمَنِ الْتَجَأَ
إِلَیْنَا وَ نُورٌ لِمَنِ اسْتَبْصَرَ بِنَا وَ عِصْمَةٌ لِمَنِ
اعْتَصَمَ بِنَا مَنْ أَحَبَّنَا کَانَ مَعَنَا فِی السَّنَامِ
الْأَعْلَی وَ مَنِ انْحَرَفَ عَنَّا فَإِلَی النَّارِ
محمّد بن حسن بن میمون چنین میگوید:
نامهای برای حضرت عسکری -علیهالسّلام-
نوشتم و از فقر و تنگدستی شکایت کردم
و سپس با خود چنین گفتم، مگر امام صادق
-علیهالسلام- نفرموده که فقر با ما خانواده
بهتر از ثروت با غیر از ما خانواده، و کشته
شدن با ما بهتر از زندگی با دشمنانما است؟!
جواب آمد که خداوند دوستان ما را
وقتی که زیاد گناه کنند، مبتلا به فقر
میکند و ما پناه آن هایی هستیم که
بهما پناهنده شوند و روشناییهستیم
برای کسی که بخواهد راه حقیقت را
به وسیلهی ما تشخیص دهد و نگهدار
آن کسی هستیم که به ما پناه آورد.
هر کس که ما را دوست داشته باشد،
در درجات عالی بهشت با ما خواهد
بود و هر کس که از ما رو برگرداند،
به سوی آتش جهنم رهسپار میشود!
📚 بحارالأنوار، مجلسي، ج٥٠، ص٢٩٨
📚 المناقب، ابن شهر آشوب، ج٤، ص٤٣٥
📚 كشف الغمة، إربلي، ج٣، ص٣٠٠
@ketabkhaneh_fazael
-
-
پس از خاکسپاری حضرت معصومه
-سلام الله علیها- صدای گریه حضرت
خدیجه و حضرت زهرا -علیهما السلام-
از درون آرامگاه ایشان بلند شد!
📚دفاتر الغموم، برغانی، دفتر۱۰۹، ص۶۳۷
@ketabkhaneh_fazael
-
-
حضرت معصومه -علیها السلام- شانزده
و یا هفده روز در قم زندگانی نمودند، در
حالتی که علیله و مریضه بوده، و مشغول
معالجه و دوا خوردن بوده.
یکی از علمای اعلام قم حکایت نمود از
عمدة العلماء، مرحمت و غفران پناه،
آقای آشیخ محمد حسن قمی که در
محله چهارمردان قم بوده، که او نقل
نموده که در قبرستان علی بن جعفر
-علیه السلام- سنگ تاریخی نمودار
شده بود، و در آن سنگ نوشته بود که
این قبر عطاری است که دواهای فاطمه،
دختر موسی بن جعفر -علیه السلام-،
را مجّاناً می داده.
📚انوار المشعشعین، کچویی، ج۲، ص۲۷۷
@ketabkhaneh_fazael
-
-
روي عن الرضا -علیه السلام-
لو کانت فاطمة -علیها السلام-
رجلاََ، کان أحقّ منّي بالامامة
مرویست از امام رضا -علیه السلام-
اگر [خواهرم] فاطمه -علیها السلام-
مرد بود از من سزاوارتر بود به امامت!
📚 اسرار فاطمیه، تنکابنی، ص۲۳
@ketabkhaneh_fazael
-
-
رواه الصّدوق عن الرضا -علیهالسلام-
انّه قال: من زار فاطمة -علیها السلام-
بقم فكانّما زار الحسين -عليه السلام-
بكربلا أو فقد زار الحسين -عليهالسلام-
مرویست از امام رضا -علیهالسلام-
هر کس که [خواهرم] حضرت فاطمه
-عليها السلام- را در قم زیارت کند،
به مانند کسی است که امام حسین
-علیهالسلام- را در کربلا زیارت کرده باشد.
📚 اسرار فاطمیه، تنکابنی، ص۲۳
@ketabkhaneh_fazael
-
-
#لذتبخشترینزندگى را
کسی دارد كه، به آنچه خدا
قسمتش كرده •خشنود باشد!
●مولاناأمیرالمؤمنینعليعلیهالسلام
- غررالحكم،حدیث۳۳۹۷
@ketabkhaneh_fazael
-
-
و در آخرین لحظات عمر
شریفش در قتلگاه فرمود:
•رضاً بقضائك و تسلیماً لأمرك و
لا معبود سواك یا غیاث المستغیثین!
•خشنود به قضای تو و تسلیم
به أمر و فرمانت هستم و معبودی
غیر تو نیست، ای فریادرس فریادجویان!
- مقتل الحسین عليهالسلام، مقرّم، ص ۳٦٧
@ketabkhaneh_fazael
-
-
شیخ عارف ما -سلّمهالله- میفرمود
که مـن در احـادیث دیـدم کـه لفـظ
•محب را سه یا چهار مرتبه فرمودهاند.
مـحـبّ مـحـبّ مـحـبّ
محبّ محبّنا في الجنّة!
دوستانِ دوستانِ دوستانِ
دوستــانِ ما در بهشتاند!
📚 الهمّوالغمّفيشهرالمحرّم، کرمانی، ص۱۲۸
@ketabkhaneh_fazael
-
بِــطـلــب جــان عـــلـــی اکــبـــرِ لــیــلا مُـــردم
شبجمعهست حـسـیـن، باز حرم کم دارم
کتابخانه فضائل
-
-
-
و از جمله کسانی که حـاضر شد به نزد
امـام حـسیـن -علیهالسلام- در صحرای
کربـلا مـسـعود بـن سـعید بـن عـبـدالله
کوفـی بود، که هنگام شهادت شـهزاده
علـي اکبـر -علیهالسلام- بـه بـالای سـر
سیـدالشـهداء رسیـد، چـنیـن مـیگوید:
رأيت مولاي الحسين عليهالسلام مكبوباً
علي جسد إبنه الرشيد، إنتهبته فسلّمت
عليه و وقفت بين يديه و كنت اعـزّيه و
هو يقول افّ علي الدنيا و أهلها يا علي،
علي الدنيا بعدك العفا يا علي، أنا أبوك
الحسين، لقد أزمنت لقتلك و صرعك يا
علي، كيف كيف أخبر عمّاتك و أخواتك
بصرعـك، قتل الله قومـاً صرعوك، والله
يا علـي، لقد ذاب لحـم عظـمي بصـرعك
و ذهـب النّـور مـن بصـري! ثـمّ قـال: يـا
مسعود صاحبني لأن أخرج ولدي و قوّة
بصـري و عضـدي مـن بين الـدّمـاء، قـال:
فصـاحبـه، فرأيـت مـولاي يـقول: ليتنـي
كنـت عمـياً يا بنـيّ! فألحقناه بالشهداء
مولایم حسـین -علیهالسلام- را دیدم
که خودش را بر پیکـر پسـر رشیدش
علـیاکـبـر -علیهالسلام- انداخته بود،
حضرت را از حضورم خبر دادم، سلام
نمودم و مقـابـل حضـرتش ایستـادم
و ایشان را آرام میکردم، در حالیکه
میفرمود: ای علـی اف بـر این دنیـا
و اهلش بعد از تو، خاک بر سر این
دنیا بعد از تو ای علـی، مـن هستم
پدرتحسین -علیهالسلام- کهبهخاطر
افـتادن و کشتـه شـدن تـو زمـین گـیر
شدم، چگونه به عمّـهها و خواهرانت
خبر افتادنت را بدهم، خداوند بکشد
قومی را که تو را کشتند، والله قسـم
ای علی گوشت استخوانم ذوب شد
و نور از چشمانم برفت! بعد فرمود:
ای مسعود، مرا کمک کن تا فرزنـدم
و نـور چشـم و بازوی خـود را از بیــن
خونها خارج کنم، إبن سـعید گفت:
من حضرت را کمک کردم، ولی دیدم که
مدام میفرماید: ای کاش من کور بودم
پسرم، پس با حضرت، پسرش علیاکبر
-علیهالسلام- را به شهداء ملحق کردیم.
📚 جواهر المقاتل، مجهولالمؤلف، ص٣٨٩
@ketabkhaneh_fazael