eitaa logo
فرهنگ کتابخوانی
121 دنبال‌کننده
1.2هزار عکس
545 ویدیو
89 فایل
نشر و گسترش #فرهنگ_کتابخوانی و #ارزشهای_اسلامی
مشاهده در ایتا
دانلود
📚گزیده ای از کتاب ؛ 🛑 ، تجسم عملی اسلام: «قسمت اول» ✍️حادثه کربلا حادثه ای است اگر روی این حادثه تامل کنیم، می بینیم هرچه انسان بیشتر تامل و تعمق کند، آموزش های جدیدی پیدا میشود. این حادثه ،حادثه ای است شبیه پذیر و نمایش پذیر، دارای سوژه های بسیار زیادی که گویی آن را برای نشان دادن تهیه کرده اند. حادثه کربلا ،راز دیگری دارد(اینکه من تعبیر به حادثه می کنم نه به قیام و یا نهضت، برای این است که کلمه قیام یا نهضت، آنچنان که باید ، نشان‌دهنده عظمت این قضیه نیست ، و کلمه ای هم پیدا نکردم که بتواند این عظمت را نشان بدهد. ... حادثه کربلا، نمی‌گویم قیام، چون بیش از قیام است، نمی گویم نهضت، چون بیش از نهضت است. ان راز این این است که اساساً خود این حادثه، تمام این حادثه، تجسم اسلام است در همه ابعاد و جنبه ها . یعنی راز اینکه این حادثه، نمایش پذیر و شبیه پذیر است، این است که تجسم فکر و ایده چند جانبه و چند وجه و چند بعد اسلامی است. همه اصول و جنبه های اسلامی عملا در این حادثه تجسم پیدا کرده است. اسلام است در جریان و در عمل و در مرحله تحقق. میدانید که گاهی به مجسمه سازی ها یا نقاشی ها برای یک ایده بخصوص است . حالا اینکه گاهی اساسأ هیچ ایده ای در آن نیست و به اصطلاح ، هنر برای هنر و زیبایی است، هیچ ، ولی گاهی برای نشان دادن یک فکر است. می بینیم این تجسم یک فکر است اما تجسمی بی روح. یعنی فکری را در سنگ نمایش داده اند ولی سنگ ،روح ندارد. این واقعیت و حقیقت نیست. چقدر تفاوت است میان تجسم بی روح و تجسم زنده و جاندار که یک فکر تجسم پیدا کند، پیاده بشود در یک موضوع جاندار ذی حیات ، بلکه در عین حال ، تنها نمایش نباشد ،حقیقت و واقعیت باشد ، یعنی پیاده شدن واقعی باشد . حادثه کربلا خودش یک نمایش از سربازان اسلام است اما نمایش که صرفاً نمایش یعنی صورت سازی باشد ، آدمکهایی درست بکنند و صورتی بسازند ولی در واقع حقیقت نداشته باشد . مثلاً فرض کنید ایه : «ان الله اشتری من المومنین انفسهم و اموالهم بان لهم الجنة» در حادثه کربلا، خودش را در عمل نشان می دهد و همچنین آیات دیگر قرآن. ما می بینیم در طول تاریخ، برداشت ها از حادثه کربلا خیلی متفاوت بوده است. برداشت «دعبل خزاعی» از شعرای معاصر حضرت رضا علیه السلام، برداشت «کمیت اسدی» از شعرای معاصر امام سجاد و امام باقر علیهما السلام . با برداشت محتشم کاشانی یا سامانی و یا صفی علیشاه متفاوت است . آنها یک جور برداشت کرده اند، محتشم جور دیگری برداشت کرده است . سامانی جور دیگری برداشت دارد،صفی علیشاه طور دیگر ی و اقبال لاهوری به گونه ای دیگر . استاد مطهری می فرماید به نظر من همه اینها ، برداشتها ی صحیح است ( البته برداشتهای غلط هم وجود دارد ، با برداشتهای غلط کاری ندارم )، ولی ناقص است . صحیح است ولی کامل نیست. صحیح است یعنی غلط و دروغ نیست ولی یک جنبه آن است. 🍀🌺🍀🌸🍀 https://eitaa.com/ketabkhani1
فرهنگ کتابخوانی
📚گزیده ای از کتاب ؛ #حماسه_حسینی 🛑 #حادثه_کربلا، تجسم عملی اسلام: «قسمت اول» ✍️حادثه کربلا حادثه
📚گزیده ای از کتاب ؛ 🛑 ، تجسم عملی اسلام: «قسمت دوم» 🖋....برداشت «دعبل خزاعی» از نهضت اباعبدالله, به تناسب زمان, فقط جنبه های پرخاشگری آن است. برداشت «محتشم کاشانی» جنبه های تاثر آمیز، رقت آور و گریه آور آن است. برداشت «عمان سامانی» یا صفی علیشاه از این نهضت, برداشت‌های عرفانی، عشق الهی، محبت الهی و پاکبازی او در راه حق است. همه این برداشتها درست است ولی به عنوان یکی از جنبه ها. او که از حماسی گفته ،او که از جنبه اخلاقی گفته است ، او که از جنبه پند و اندرز گفته است ، همه درست گفته اند، ولی برداشت هر یک، از جنبه و عضو این نهضت نهضت است نه از تمام اندام آن . وقتی بخواهیم به جامعیت اسلام نظر بیفکنیم باید نگاهی هم به نهضت حسینی بکنیم. می بینیم امام حسین علیه السلام, کلیات اسلام را عملاً در کربلا به مرحله آورده، مجسم کرده است ولی تجسم زنده و جاندار حقیقی و واقعی، تجسم بی روح. انسان وقتی در حادثه کربلا تامل می کند، اموری را می بیند که دچار حیرت می شود و می گوید اینها نمی تواند تصادفی باشد، و سر اینکه ائمه اطهار ، این همه به زنده نگه داشتن و احیای این خاطره توصیه و تاکید کرده و نگذاشته اند حادثه کربلا فراموش شود، این است که این حادثه، یک اسلام مجسم است ،نگذارید این اسلام مجسم فراموش شود. اما در حادثه کربلا به جریان عجیب برخورد می‌کنیم و آن اینکه می‌بینیم در این حادثه، مرد نقش دارد زن نقش دارد، پیر و جوان و کودک نقش دارند . سفید و سیاه نقش دارند، عرب و غیر عرب نقش دارند ،طبقات و جنبه های مختلف نقش دارند . گویی اساسأ در قضا و قدر الهی مقدر شده است که در این حادثه، نقش های مختلف از طرف طبقات مختلف ایفا بشود، یعنی اسلام نشان داده بشود. «ادامه دارد‌....» 🍀🌺🍀🌸🍀🍀 https://eitaa.com/ketabkhani1
🍀سلام و وقت بخیر 🍀 ✨جواب در قرآن شماره ۹۱: 🌺«پاسخ سؤال صفحۀ نود و یک قرآن کریم» ✅ : پاسخ گزینه «ج » است 🌺سوره مبارکه نساء آیه ۸۴ : ای پیامبر در راه خدا پیکار کن و بدان که جز انجام وظیفه خود ( تشویق و دعوت ) تکلیفی نداری و مومنان را نیز به جهاد تشویق کن، ... ملاحظه: هرکس مسئول کار خویش است پیامبران وظیفه دارند مردم را تشویق و دعوت کنند ،هیچگونه اجباری وجود ندارد. ✅👈تدبر کننده عزیز شهلا حسنی ✅👈تدبر کننده عزیز مهدیه هدایتی ✅👈تدبر کننده عزیز مریم ابراهیمی ✅👈تدبر کننده عزیز نسرین روزبهانی 🍀🌺🍀🌺🍀 https://eitaa.com/ketabkhani1
🖇 🌱 اگرخواستیدخودتان‌را"محک"بزنید... بہ"نمازصبحتان"نگاھ‌ڪنید!" ازمیزان"سنگینے"و "سخت بودن"نمازصبح‌مۍتوان‌فهمید چقدر"شیطان"سوارومسلط‌برانسان‌است!
🌳🌷🌴🌺🌿 🌷🌴🌺🌿 🌴🌺🌿 🌺🌿 🌿 🌳 مرگ در نهج البلاغه - 33 ☘️ عجله به سوى خوبى ها 🌱 منِ ارْتَقَبَ الْمَوْتَ سَارَعَ إِلَى الْخَيْرَاتِ (حکمت 31) 🌴 كسى كه مراقب مرگ باشد به سوى خوبى ها شتاب می كند 🌿 🌺🌿 🌴🌺🌿 🌷🌴🌺🌿 🌳🌷🌴🌺🌿 🌹🌳🌷🌴🌺🌿
✨﷽✨ 💠عذاب شمر از زبان علامه امینی(ره) علامه امینی تعریف کرده است که: مدتها فکرمی‌کردم که خداوند چگونه شمر ملعون را عذاب می‌کند؟ و جزای آن تشنه لبی و جگر سوختگی حضرت سیدالشهدا(ع) را چگونه به او می‌دهد؟ تا اینکه شبی در عالم رویا دیدم که امیرالمؤمنین(ع) در مکانی خوش آب و هوا، روی صندلی نشسته و من هم خدمت آن جناب ایستاده‌ام، در کنار ایشان دو کوزه بود، فرمود: این کوزه‌ها را بردار و برو از آنجا آب بیاور و اشاره به محلی فرمود که بسیار باصفا و با طراوت بود، استخری پرآب و درختانی بسیار شاداب در اطراف آن بود که صفا و شادابی محیط و گیاهان قابل بیان و وصف نیست. کوزه‌ها را برداشته و رو به آن محل نهادم آنها را پرآب نموده حرکت کردم تا به خدمت امیرالمومنین(ع) باز گردم. ناگهان دیدم هوا رو به گرمی نهاده و هر لحظه گرمی هوا و سوزندگی صحرا بیشتر می‌شد، دیدم از دور کسی به طرف من می‌آید و هرچه او به من نزدیکتر می‌شد هوا گرمتر می شد گویی همه این حرارت از آتش اوست، در خواب به من الهام شد که او شمر، قاتل حضرت سیدالشهدا(ع) است. وقتی به من رسید دیدم هوا به قدری گرم و سوزان شده است که دیگر قابل تحمل نیست، آن ملعون هم از شدت تشنگی به هلاکت نزدیک شده بود، رو به من نمود که از من آب بگیرد، من مانع شدم و گفتم: اگر هلاک هم شوم نمی گذارم از این آب قطره‌ای بنوشد. حمله شدیدی به من کرد و من ممانعت می نمودم، دیدم اکنون کوزه‌ها را از دست من می‌گیرد لذا آنها را به هم کوبیدم، کوزه‌ها شکسته و آب آنها به زمین ریخت چنان آب کوزه‌ها بخار شد که گویی قطره آبی در آنها نبوده است، او که از من ناامید شد رو به استخر نهاد، من بی‌اندازه ناراحت و مضطرب شدم که مبادا آن ملعون از آب استخر بیاشامد و سیراب گردد، به مجرد رسیدن او به استخر، آب استخر خشک شد چنان که گویی سالهاست یک قطره آب در آن نبوده است. درختان هم خشک شده بودند او از استخر مأیوس شد و از همان راه که آمده بود بازگشت. هرچه دورتر می‌شد، هوا رو به صافی و شادابی و درختان و آب استخر به طراوت اول بازگشتند. به حضور امیرالمؤمنین(ع) شرفیاب شدم، فرمودند: خداوند متعال این چنین آن ملعون را جزا و عقاب می‌دهد، اگر یک قطره آب آن استخر را می‌نوشید از هر زهری تلخ تر و هرعذابی برای او دردناک تر بود. بعد از این فرمایش از خواب بیدار شدم. لعن الله قاتلیک یا اباعبدالله الحسین (ع) 📚 منابع ؛ 1-البدایه النهایه، ج 8، ص 297 2-یادنامه علامه امینی ص 13 و 14 3-سرنوشت قاتلان شهدای کربلا، عباسعلی ‌‌‌‌✅ کانال قرآن و حدیث ┅┅┅┅┅┅┅┅┅
🖤پیامبر رحمت (ص): کسی که حسین ع را زیارت کند، مانند کسی است که خدا را زیارت کرده و همانا نزد قبر او دعا مستجاب است و در تربتش شفای هر دردیست.🥀 📚 بحار، ج۳۲، ص۲۸۵ ┄┄┅┅┅❅❁❅┅
🌻السَّلامُ عَلَيْكَ يا اَبا عَبْدِاللهِ وَعَلَى الاَْرْواحِ الَّتي حَلَّتْ بِفِنائِكَ عَلَيْـكَ مِنّي سَـلامُ اللهِ اَبَداً مــا بَقيتُ وَبَقِيَ اللَّيْلُ وَالنَّهــارُ وَلا جَعَلَـهُ اللهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنّي لِزِيارَتِكُمْ،اَلسَّــلامُ عَلَى الْحُسَيْــنِ وَعَلـــى عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْــنِ وَعَلى اَوْلادِ الْحُسَيْــنِ وَعَلى اَصْحـــابِ الْحُسَيْن🌻
🔵🔵🔵 ✍ امام حسین علیه السلام فرمودند: نیاز مردم به شما از نعمتهای خدا بر شما است، از این نعمت افسرده و بیزار نباشید. 📚 نزهه الناظر،ص 81
  🏴 🔺داستانِ کربلا، داستانِ تخیلیِ عاشقی اصحابِ امام با امام نیست! ⚡️داستانِ کربلا، داستانِ تمرین امام‌داری است! ☜ و تمام بزنگاه‌های این داستان، حتماً حتماً حتماً برای کسی که قصدِ امام کرده است، اتفاق می‌افتد! ▪️بزنگا‌ه‌هایی که او میان "من" و "امام" گیر می‌کند، و باید "من‌"ها را قربانی کند تا به امام برسد! ⚠️ اما همه به امام‌داری نمی‌رسند! - اصلاً همه توان دیدن امام را ندارند! وگرنه یازده امام را به شمشیر دشمن نمی‌سپردند و یک امام را به غیبت هزار ساله! 💥همه به امام‌داری نمی‌رسند ...
🌺🌺 حضرت آقا دیروز تو صحبتهاشون طوری حرف زدند که گویا دیگه از افزایش جمعیت نا امید شدند. گفتند ما که هر چه گفتیم کسی گوش نداد، حداقل تا وقتی نیروی جوان داریم کشور را ثروتمند کنید. چون در اینده دیگر بدون جمعیت جوان نمی شود. یکی از جملات مهم حضرت آقا امروز: «ما امروز در کشورمان جوان خیلی داریم. اما آیا فردا هم همین اندازه جوان خواهیم داشت؟ معلوم نیست. با این وضعی که من مشاهده می‌کنم، با این‌‌همه تاکیدی هم که کردیم، در عین حال نتایج، خیلی نتایجِ دلگرم‌کننده‌ای نیست.» این حرفهارو با چهره دلخور و پرغصه‌ای بیان کردند😭😭😭😭 کاش این تلنگری باشه برامون😢😢 پرورش: ✨ای کاش همه خانواده های شیعه اهل بیت نیت میکردند و بچه اضافه تر از برنامه ریزیشون به دنیا می آوردند غیراز اونی که خدادلش خواسته و خودش داده😊 همون که به دنیا آوردنش دیوونگیه همون که بدنمون نمی‌کشه همون که نونشو از کجا بیاریم همون بچه ای که به خاطرش حرف و حدیث میشنویم و گاهی از جمع خانواده و دوست و آشنا طرد میشیم همون که به خاطرش کلی باید دوا درمون کنیم تا به دنیا بیاد همون بچه ای که همسن نوه هامونه همون بچه ای که من مادر تو مراسم ازدواج بچه ام باید شکمم بزرگ باشه و...... اصلا جهاد بودنش به همینه.... والا سال ۵۹ که جنگ شروع شد و مادربزرگ هامون دسته گلاشون رو یکی یکی راهی جبهه کردن هم این کارشون دیوونگی بود شاید یه دیوونگی خیلی غلیظ تر از دیوونگی های مامان بابا های الان ما الان اگه دیوونگی کنیم یه دلخوشی به دلخوشی هامون اضافه میکنیم ولی اونا یه تیکه از قلبشون رو از وجودشون میکندن دیوونگی اونا از جنس دل بریدن بود و دیوونگی ما از جنس رسیدن و دل بستن اما گاهی لازمه به خاطر خدا و امام زمان دیوونه بود... الهی که اینجوری بتونیم تو چشم فاطمه زهرا نگاه کنیم😔 جهاد اینه که مشکل اقتصادی داشته باشی و بچه بیاری جهاد اینه که حاملگی ت سخت باشه و بچه بیاری جهاد اینه که دست تنها باشی و بچه بیاری جهاد اینه که بدنت توان نداشته باشه و بچه بیاری جهاد اینه که سخت زایمان باشی و بچه بیاری جهاد اینه که حرف بشنوی و بچه بیاری جهاد اینه که خونه ت آپارتمانی باشه و بچه بیاری جهاد اینه که تربیت مشکل باشه و بچه بیاری اگه همه چی فراهم باشه و بچه بیاری که جهاد که چه عرض کنم ، هنر هم نکردی...باید میاوردی... خدا به همه مون کمک کنه و این جهاد رو سربلند پشت سر بذاریم🤲🏻 🔴 فرزند آوری لتعجیل الفرج ان شاءالله🤲 ✳️ تو بچه آوردن به لحاظ شرعی و فقهی رضایت همسر شرط نیست ✳️تازه باید در هر بار ممانعت مرد از بارداری به زن دیه بده. ✅. این ازین.🌹 در حکم جهاد هم حرف ولی فقیه بر حرف پدر مادر و همسر اولویت داره و اگر حرف این ۳نفر مخالف حرف رهبر اسلامی باشه باید مخالفت کرد باهاشون و حرف رهبر رو اجرا کرد✅ اینم ازین.🌹 ✳️مطلب بعدی آیه قرانه که فضل الله المجاهدین علی القاعدین✳️ فقط مجاهدین برترین انسانها هستن. پس قیامتشون تضمینه تضمینه.✅ ✅حالا به لطف رهبر کار بچه آوردن که به نفع آینده خودمون و بچه هامونه شده جهاد و رفته تو احکام ثانویه که مرجع تقلید میتونه روش حکم بده✅. 💥این بهترین فرصته که شاید اولین بار نصیبه زنان در طول دوران عمرشون میشه که میتونن جهاد کنن به معنای واقعی جهاد و تو پروندشون ثبت بشه.💥 از طرفی در جهاد، گرسنگی ،تشنگی،سرزنش خانواده و همسر و اطرافیان، احتمال کشته شدن، فقر چون دیگه مرد نمیتونه کار کنه و باید بره بجنگه، بی آبرو شدن و متهم شدن بین عوام، طرد شدن، یتیمی بچه ها، دوری و دلتنگی، وتحمل سرما،گرما، و..... ⚡️واسه این اسمش جهاده⚡️ 👋اون کسی که زرنگ باشه دنیا و آخرتش رو با بچه اوردن زیاد تضمین میکنه.👋 ✅یه حرفی میگم ناراحت نشین چون وظیفمه بگم😢 امام علی تو خطبه نهج البلاغه نفرین میکنه😱 میفرماید خدا من رو از شما بگیره و شما رو از من بگیره که هر وقت گفتم جهاد کنین اگر زمستان بود گفتین سرده و اگر تابستان بود گفتین گرمه....😭😭😭😭 🥀این نفرین تمام نشده🥀 🥀 اختصاص به همون جهاد در اون دوران نداره 🥀 📍نتیجه این خطبه📍 : ✳️✳️جهاد بهانه بردار نیست نه زمان و نه مکان و نه چیزی( حتی بهانه شیر دادن)✳️✳️ اومد پیش امام حسین گفت ۱سال زمینم رو کاشتم و الان فصل درو گندمهامه اجازه بدین برم گندمهامو برداشت کنم میام به کربلا کمکتون امام اجازه داد رفت وقتی برگشت کربلا محاصره شده بود و نتونست جزو ۷۲نفری باشه که خوشبخترین شهدا هستن.😱 توجه کنیم اینجا هم امام اجازه داده و هم شخص قصد برگشت داشته و برگشته اما چون وظیفه شناس و زمان شناس و موقعیت شناسی نداشت محروم شد. اما در جهاد فرزنداوری این اجازه ها داده نشده است‌. ✳️پس امر امام از نماز واجب تره✳️
💟 آورده اند كه در مجلس شيخ ابوالحسن خرقانی سخن از كرامت مي رفت و هر يک از حاضران چيزي مي گفت. شيخ گفت: كرامت چيزي جز خدمت خلق نيست. چنان كه دو برادر بودند و مادر پيري داشتند. يكي از آن دو پيوسته خدمت مادر مي كرد و آن ديگر به عبادت خدا مشغول مي بود. يک شب برادر عابد را در سجده، خواب ربود. آوازي شنيد كه برادر تو را بيامرزيدند و تو را هم به او بخشيدند. گفت: من سالها پرستش خدا كرده ام و برادرم هميشه به خدمت مادر مشغول بوده است، روا نيست كه او را بر من رجحان نهند و مرا به او بخشند. ندا آمد: آنچه تو كرده اي خدا از آن بي نياز است و آنچه برادرت مي كند، مادر بدان محتاج...