من بیشتر قصه ی ما مثل شد را خیلی خیلی دوست دارم.
چون خیلی قصه های قشنگی دارد
امیدوارم این کتاب را بخونید و نتیجه گیری کنید🌹🌹
فاطمه همتیان
#ممبر_فعال_و_کتابخونمون💪🏻
خوشحالم که کوچیک و بزرگ و از همه قشر توی چالش شرکت کردین و کتاب های متفاوت فرستادین😍
چون دوستان دیگری هم به ما اضافه شدن و از طرفی یکم شکایت داشتیم برای رای گیری ، تصمیم بر این شد که قرعه کشی انجام بشه ...
تا فردا اگه کسی میخواد عکسی بفرسته و نفرستاده حتما بفرسته تا قرعه کشی رو فردا انجام بدیم 😁🤝
درگاه این خانه بوسیدنی است
خاطرات بانو فروغ منهی
مادر شهیدان داود، رسول و علیرضا خالقی پور هست که از زندگی خود روایت میکند
از ازدواج با مردی که دستانش بوی خدا میداد و سپس امتحاناتی که خدا برایش مقدر کرده بود تا همچون سرو ایستاده بماند....
#ممبر_فعال_و_کتابخونمون💪🏻
برشی از کتاب ستاره ها چیدنی نیستند
«صبح زود روز یکشنبه، وقتی پدر و مادر سارا هنوز خواب بودند، سارا بهسمت مرکز اسلامی نیویورک به راه افتاد و ماشا هم در میانهٔ راه به او پیوست. سارا با لبی خندان و صورتی بشاش به ماشا رسید. وقتی ماشا از او علت خوشحالیاش را پرسید؛ سارا گفت که برایش باورنکردنی بوده که بعد از صحبت با پدرش، تا حد زیادی از شدت مخالفت پدرش کم شده است.
#ممبر_فعال_و_کتابخونمون💪🏻
📘 کتاب تنها گریه کن
🌼نویسنده: اکرم اسلامی
🌺 روایت زندگی اشرف سادات منتظری مادر شهید محمد معماریان
این کتاب با دوران نوجوانی و بزرگسالی اشرف سادات شروع می شود. اشرفسادات با حبیب معماریان ازدواج می کند و وارد رابطۀ عاشقانه و زیبای زناشوییاش می شود. اولین فرزندشان فاطمه بود و نوزده ماه بعد، محمد به دنیا آمد که بعدها شهید شد. ماجرای بیماری سخت محمد و جوابکردنش توسط پزشکها و شفا یافتنش، جزو بخشهای شیرین این اثر است. مادر شهید محمد معماریان، بعد از سفر حجی که به مکه میکند، برمیگردد و در اوایل گیرودارها و شلوغیهای انقلاب در زمان شاه، یک زن انقلابی میشود. در تظاهرات شرکت میکند. پایان این کتاب نیز بسیار هیجان انگیز است پای آسیب دیده مادر محمد در خواب توسط پسرش با پارچه سبزی شفا می یابد که در بیداری نیز آن را مشاهده می کند و در حال حاضر نیز شفادهنده بیماران اقصی نقاط کشورمان است.
من با خواندن این کتاب بارها گریه کردم و با دیدن زنان قدرتمند، انقلابی، با تلاش و صبور کشورم به خود بالیدم
#ممبر_فعال_و_کتابخونمون💪🏻