راستش هیچ کلمه ای نیست بتونم توصیف کنم ولی خوشبحال فضه و خوشبحال قنبر..
همش به اونموقع فکر میکنم که آقا امیرالمؤمنین به قنبر گفت چی میخای قنبر؟
قنبر گفت آقا..
آقا یبار بغلم کن:))))))))))))
وَالقلمِمایَسطُرون
راستش هیچ کلمه ای نیست بتونم توصیف کنم ولی خوشبحال فضه و خوشبحال قنبر.. همش به اونموقع فکر میکنم که
فضه چی ؟
فضه که همش کمک دست حضرت زهرا بود
دستاشو میگرفتت..
ولی بیچاره فضه..!
زمین خوردن حضرت زهرا رو دید
زخمی شدن سینه شو
شهید شدن محسنشو💔 /(
وَالقلمِمایَسطُرون
سال 99 فکر میکردم قاالیبباف و شهید رئيسی باهم دوستن و یارای خراسانی..
245.5K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
مودم تو سال 403 وقتی پیامای سال 99 درمورد قالیباف میخوندم =)
وَالقلمِمایَسطُرون
طرح یک بنظرتون اسم این دوتا رو چی بزارم؟
اینیکی واقعا کشیدنش سخت بود خیلی زحمت میخاست مخصوصا رفرنسش.....
وَالقلمِمایَسطُرون
طرح یک بنظرتون اسم این دوتا رو چی بزارم؟
من موقع کشیدنش :
پاک کردن عرق شرم و گفتن توبه استغفرالله 😶🌫️
(چیز بدی نیستا دوتا دوست معمولی ان ، من زیادی خجالتی ام)))))
وَالقلمِمایَسطُرون
طرح یک بنظرتون اسم این دوتا رو چی بزارم؟
زیادی بچگونه است نه؟
همینم کلی پاش بودم 🥲
وَالقلمِمایَسطُرون
طرح یک بنظرتون اسم این دوتا رو چی بزارم؟
براشون سناریو بسازید بخونیم 🫠