eitaa logo
کافه کتاب شهید صدرزاده
732 دنبال‌کننده
3هزار عکس
1.6هزار ویدیو
45 فایل
🔵 داستان و خاطرات از شهدا. 🟡 فروش کتاب ها اکثراً با موضوع شهدا و با تخفیف ویژه «آقا مصطفی!» 🌷شادی روح همه شهدا خصوصا شهید مصطفی صدرزاده «صلوات» 📗 کانال فروشگاه کتاب: @forooshgah_ketabsadr 📱ارتباط با مدیر و سفارش کتاب: @mostafa_sadrzade313
مشاهده در ایتا
دانلود
. 😊 چای داغ با طعم کلوخ!! جنگ با همه خشونتش مثل هر موقعیت دیگری برای خودش طنز داشت. گاهی ناخواسته و به‌طور اتفاقی جریانی رخ می‌داد و گاهی نیز افرادی برای دادن روحیه نشاط به رزمندگان به خلق اتفاقات طنز می‌پرداختند.)) ⚪️ماجرایی جالب از زبان رزمنده احمد طاووسی👇 🎙اردیبهشت سال ۶۱ قبل از عملیات بیت‌المقدس به کفیشه آمده بودیم.در واقع کفیشه سرپل گردان امیرالمومنین (ع) بود. روزهای اول از کتری و قوری خبری نبود. فضل‌الله شادمند،فرمانده یکی از دسته‌ها، تصمیم گرفت برای بچه‌ها چای درست کند. با کمک ناصر اباذری و با استفاده از چند تکه سنگ و آجر، اجاقی سر پا تا آب کرد. بعد یک صندوق مهمات را شکستند و تخته‌های آن را زیر دیگ گذاشتند آتش را روشن کردند ومنتظر ماندند تا آب جوش بیاید آب که جوش آمد.شادمند مقداری چای خشک،که قبلاً از تدارکات گرفته بود، توی دیگ ریخت.همه منتظر بودند تا چای دم بکشد. شیرین‌کاری یکی از بچه‌ها گُل کرد. کلوخ کوچکی داخل دیگ پرتاب کرد وگفت: این هم نمک چای! چند لحظه بعد! این کار توسط یکی دیگر از رزمنده‌ها تکرار شده و بار سوم هم ماجرا تکرار شد.شادمند اخم‌هایش را درهم کشید و گفت: بچه‌ها، شوخی بسه دیگه، من دارم برای خودتون چای درست می‌کنم. خودم که نمی‌خوام یه دیگ چای رو تنهایی بخورم باز هم رزمنده‌ای شیطنت کرد و بدنبال آن رگبار کلوخ به سمت دیگ چای شلیک شد. شادمند عصبانی شد. بیل را پر از خاک کرد و داخل دیگ ریخت و گفت: حالا هرکی چای می‌خواد، بره لیوانش رو بزنه توی دیگ و یه چای با طعم کلوخ بخوره. .•┈•••••●✾•🌿🌺🌿•✾●•••••┈• به کافه کتاب شهید صدرزاده بپیوندید: 🌱|@ketabsadr .
پیر ما گفت : "شهادت هُنر مَردان است" عقلِ نامرد در این دایره سرگردان است ... 🌱|@shahadatmardan
ما در عالم اَلست، به آسید روح‌الله لبیک گفتیم و بر این عهد تا پای جان استواریم ... رِجَالٌ صَدَقُوا مَا عَاهَدُوا اللَّهَ عَلَيْه 🌱|@shahadatmardan
. تونل مرگ درست کرده بودند.شروع کردند شلاق زدند.سرباز بعثی حین شلاق زدن به ابوترابی کابل از دستش افتاد.حاجی خم شد و کابل و داد به دستش...با این حرکت حاجی اون افسر بعثی متحول شد و توبه کرد و دیگه هیچ یک از اسرا را شکنجه نمی‌کرد...( راوی اسداله جلیلی) . بیاد سیدآزادگان سیدعلی اکبر ابوترابی_مدت اسارت : ده سال_محل دفن : صحن آزادی حرم آقا امام رضا... 🌱|@shahadatmardan
📜 خیلی بر بیت المال حساس بود و قبل از اینکه ساکن نجف شود گاهی در پایگاه در میخواند و هنگامی که می خواست درس بخواند از پایگاه خارج میشد و در راهرو می رفت. در راهرو لامپ هایی داریم که شب نیز روشن است و انجا در سرما می‌نشست و درس می خواند و وقتی به ایشان می گفتیم که چرا اینجا درس می خوانی می گفت: من این درس را برای خودم می خوانم و درست نیست که از نوری که هزینه ان از طریق بیت المال پرداخت می شود استفاده کنم. 🌱|@ketabsadr .
9.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
.آقا فرمودند من باید برم گلزار شهداء بدون برنامه قبلی ما محافظ ها فقط باید می‌گفتیم چشم رفتیم فرمودند کسی دنبال من نیاد و بعد...😭 🌱|@ketabsadr .
1.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
دعا کنید نمیرید؛ شهادت را از خدا بخوایید...🕊 🌱|@ketabsadr .
9.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔴 عکس شهدا رو توی مدرسه جمع کردن یه شهید اومده به خوابش بهش گفته ... 🌱|@ketabsadr .
دنیا آدم را آهسته آهسته در کام خود فرو می برد؛ قدم اول را که برداشتی تا آخر میروی باید مواظب همان قدم اول باشی... 🌱🕊 🌱|@ketabsadr .
2.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
❣آنان که یک عمر مرده اند ، یک لحظه هم شهید نخواهند شد .. شهـادت یک عمر زندگی است ، نه یک اتفاق!! ای شهـــدا برای ما حمد بخوانید که شما زنده اید و ما مرده.. تا ابد به شما مدیونیم... 🌱|@ketabsadr .