eitaa logo
کافه کتاب شهید صدرزاده
732 دنبال‌کننده
3هزار عکس
1.6هزار ویدیو
45 فایل
🔵 داستان و خاطرات از شهدا. 🟡 فروش کتاب ها اکثراً با موضوع شهدا و با تخفیف ویژه «آقا مصطفی!» 🌷شادی روح همه شهدا خصوصا شهید مصطفی صدرزاده «صلوات» 📗 کانال فروشگاه کتاب: @forooshgah_ketabsadr 📱ارتباط با مدیر و سفارش کتاب: @mostafa_sadrzade313
مشاهده در ایتا
دانلود
کافه کتاب شهید صدرزاده
. 🌺 تا جایی که بتونیم کمکشون میکنیم که تا عاشورا خیمه هاشون رو تعطیل نکنن. فضای روستا و خود بچه ها رو حسابی با محبت امام حسین (ع) عجین میکنه. باید لیوان پلاستیکی بهشون برسونیم و تجهیزات دیگه‌ی شربت و همچنین مقداری جایزه‌. هرکی دوست داشت توی این کار خیر سهیم شه بسم الله.
6037697590365638
علیرضا اشتری فرستادید خبر بدید. @mostafa_sadrzade313 یازهرا
حضرت رقیه(علیه‌السلام) را با این عکس درک کن ▪️ السلام علیکِ یا حضرت رقیه 📷 دختر بر بالین پدر شهید جمشید زردشت 🌱|@ketabsadr .
◾️همش میگفت: توکلم اول به خدا و بعد به بی بی جونم (سلام الله علیها) ست. ▪️شب سوم محرم باهم حرم بی بی جان بودیم، روضه و عزاداری که تمام شد، گفت: عجب شبی بود امشب، انگار خود حضرت رقیه (سلام الله علیها) بین بود... ▪️و تک بیت گر دخترکی پیش پدر ناز کند… را زمزمه میکرد و با خانم درد دل می کرد. ▪️الحمدلله نازدانه ارباب با همان دستان کوچک زخم خورده گره از کارش باز کرد و عاقبت بخیرشد.......🕊 🌱|@ketabsadr .
🏅قهرمانان دفاع مقدس برسینــہ میزنم ڪہ مبــادا درونِ آن غیر از حسیـــن خـانہ ڪند ، عشــق دیگری (علیه السلام) 🌱|@ketabsadr .
دل می‌بَرد ز اهل زمین اشک های تـو ... .🌱|@ketabsadr .
به یاد رباب برایِ ظهور ؛ در آغوش گرم چادرم سرباز تربیت خواهم کرد ... 🌱|@shahadatmardan
ما باید حسین‌وار بجنگیم؛ حسین‌وار جنگیدن یعنی مقاومت تا آخرین لحظه؛ حسین‌وار جنگیدن یعنی دست از همه چیز كشیدن در زندگی؛ 🌱|@ketabsadr .
°●🏴🪴●° مهربان بود، به همه برادر و خواهرهایش احترام می گذاشت. خیلی هوای من و پدرش را داشت. وقتی از بیرون به خانه می آمدم ، سریع بلند می شد و دائم دست و صورت من را می بوسید. آنقدر دور و بر من می گشت که دخترها می گفتند: اینقدر خودت را برای مادر لوس نکن. ساده بود و دوست داشتنی... شهید🕊 🌱|@ketabsadr .
عاشق محرم و سینه‌زنی بود، مخصوصاً که لشکر او به نام مقدس امام حسین علیه السلام بود، ایام محرم شور و حال دیگری در آن پیدا می‌شد و گردان‌ها به روش سنتی عزاداری می‌کردند. بعضی وقت‌ها که دوستان نزدیک در سنگر جمع می‌شدند، حسین با بازوی قطع شده دستش سینه‌زنی می‌کرد. حاج‌حسین تا نامی از سیدالشهدا علیه السلام می‌آمد، به پهنای صورت اشک می‌ریخت و از شدت گریه شانه‌هایش می‌لرزید. 🌹 🌱|@ketabsadr .
سلام ما به لبخند شهیدان به ذکر روی سربند شهیدان.. 🚩🚩 🌷 شهید مصطفی بازایی🌷