9.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
.
🌹فیلم وصیت شب تاسوعا
#شهید_مصطفی_صدرزاده و قول و قرارش با #شهید_مرتضی_عطایی
#رفاقت_به_سبک_شهدا
#سید_ابراهیم #ابوعلی
🌱|@ketabsadr
.
سلام و خداقوت.✋
🔹الحمدلله تعدادی کتاب نو و دست دوم با قیمت مناسب به دستم رسیده که لیستش رو تقدیمتون میکنم.
🔸قیمت اول، قیمت چاپ جدید و موجود در بازار هست و قیمت دوم، قیمتیه که تقدیمتون میکنم.
🔹قیمت کتابها به ترتیب چیده شده در تصویر هست.
🔸محل تحویل کتابها، جمعه بازار کتاب هست. هرکتابی رو خواستید بهم بگید تا براتون بگذارمش کنار.
🌹شادی روح آقا مصطفی صدرزاده و همهی شهدا صلوات
✓سقای آب و ادب ۲۴۰/۵۵
✓من زنده ام ۲۵۰/۶۵
✓خاطرات مرضیه حدیدچی دباغ ۱۲۵/۳۰
✓گلستان یازدهم ۱۷۵/۴۵
✓ما افسانه نبودیم ۹۵/۴۰
✓جادههای خلوت جنگ ۲۵
بچههای کفیشه ۲۵
✓دختر شینا ۲۲۵/۶۵
خاطرات جاوید ۳۰
✓بابا نظر ۲۲۵/۷۰
✓دا ۶۴۵/۱۳۵
✓سیره پیشوایان ۴۶۰/۱۳۵
آخرین پست در کشیک هشتم ۱۵
✓زیر تیغ ۷۲/۳۰
✓توسعه و مبانی تمدن غرب ۲۳۰/۴۰
✓خدا بود و دیگر هیچ نبود ۱۲۰/۳۵
✓پاسیاد پسر جنگ ۹۰/۳۰
✓خون دلی که لعل شد ۱۳۵/۷۰
فرهنگ جامع تئاتر دفاع مقدس ۳۰
بیست و هفت روز و یک لبخند ۱۱۰/۲۸
رد خون روی برف ۱۹۰/۲۵
✓طب الرضا و طب الصادق ۳۰
✓ریحانه بهشتی ۱۲۰/۴۰
✓حجره شماره دو ۷۵/۳۰
✓دعبل و زلفا ۱۳۰/۶۰
ادامه لیست در پیام بعدی ...
#حراجستون شماره۴
🌱|@ketabsadr
.
خداحافظ سالار ۱۶۰/۶۵
✓کار باید تشکیلاتی باشد ۱۰۰/۴۵
حلوای عروسی ۶۰
✓راز کانال کمیل ۳۵
✓به توان هایتک ۱۲۰/۳۵
شنام ۱۶۵/۶۰
کوچه نقاشها ۲۵۰/۶۵
✓آب هرگز نمیمیرد ۱۹۰/۹۵
رازهای پنهان وضو ۲۸
نشاط در خانواده ۱۰
✓داستان رویان ۹۰/۴۰
✓از ام الرصاص تا خان طومان ۳۱۰/۷۵
✓پوتین قرمزها ۱۴۰/۵۰
✓حوض خون ۲۵۰/۷۵
همه سیزده سالگی ام ۱۲۰/۷۰
✓دیدم که جانم میرود ۶۵
به نام مادر ۷۵/۳۵
✓مصطفی و مرتضی ۷۲/۴۵
#حراجستون شماره۴
🌱|@ketabsadr
.
.
کتابهایی که علامت ✓ زدم توسط عزیزان داخل کانال درخواست داده شدند و براشون کنار گذاشتم. لذا در واقع فروخته شدند.
.
ما را نسیم پرچم تو زنده میکند ...
🚩 "یا اباعبدالله الحسین"
#پادگان_دوکوهه
#لشکر۲۷حضرترسولﷺ
🌱|@ketabsadr
.
4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
.
🎥 خلبان نابغهای که نفسِ صدام رو بُریده بود...
واو به واو روایتِ این کلیپ بسیار شنیدنی است
🏴۳۰تیرماه سالگرد شهادت خلبان شهید عباس دوران
🌱|@ketabsadr
.
📞 "حاجی جان
سلام ما را به امام مان برسان
و از قول ما به او بگو
همان طور که گفته بودی،
حسین وار جنگیدیم و
حسین وار به شهادت رسیدیم.."
این را که گفت تماسش قطع شد..!
حاج همت یک لحظه مبهوت
به بلندگوی مرکز پیام نگاه کرد!
و بعد سراسیمه از قرارگاه بیرون رفت،
دنبالش رفتم دیدم در آن دمِ غروبی
رو به خورشید ایستاده
و های های گریه میکنه...
#شهید_همت
#شهدای_کانال_کمیل
#روحشان_شاد_باذکر_یاحسین
🌱|@ketabsadr
.
4.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
برشی از وصیت نامه شهید حججی
🇮🇷تصویرم را ببرید پیشکش رهبر عزیز و امامم سید علی خامنهای و به رهبرم بگویید که «اگر در بین مردمان زمان ، خودت و کلامت غریبید ما اینجا برای اجرای فرمان شما آمدهایم و آماده ایم تا سرمان برود و سر شما سلامت باشد».
#امام_شهدا
#امام_خامنه_ای
🌱|@ketabsadr
.
کافه کتاب شهید صدرزاده
سلام و خداقوت.✋ 🔹الحمدلله تعدادی کتاب نو و دست دوم با قیمت مناسب به دستم رسیده که لیستش رو تقدیمتون
.
خدا رو شکر استقبال خوبی شد از کتابها.
هنوز هم خیلی هاش مونده که اگه کسی خواست بهم بگه تا براش نگه دارم تا روز جمعه و جمعه بازار.
ان شاالله خدا کمکم کنه باز هم دنبال میکنم و کتابهای خوب با قیمت مناسب پیدا میکنم. حراجستون ها رو دنبال کنید.
یازهرا
.
با عشق حسین علیهالسلام
سفرهی شهادت تا قیامت پهن است...
#رزقک_شهادة
#قهرمانان_وطن
#دفاع_مقدس
🌱|@ketabsadr
.
عالم ؛ همه خاک کربلا بایدمان
پیوسته بـه لب ؛ خدا خدا بایدمان
تا پاک شود ؛ زمین ز ابنای یزید
همواره حسین ؛ مقتدا بایدمان ...
#هیهات_من_الذله
#دفاع_مقدس
🌱|@ketabsadr
.
.
⭕️ ماجرای دزد قالیچه و علی اکبر ابوترابی (سید و رهبر معنوی آزادگان سرفراز در زندانهای رژیم بعث عراق)
▫️نجف بودیم. صدای «آی دزد آی دزد» که بلند شد، رفتم داخل کوچه. دزدی قالیچه ای از منزل سید علی اکبر زیر بغل داشت که به تور مردم افتاد. مرحوم ابوترابی با عجله خود را کوچه رساند. دست سارق را گرفت و گفت: آقا جان! چرا بدون خوردن صبحانه رفتی؟! به آن افراد هم گفت: این شخص مهمان ماست و من خودم قالیچه را به او دادم. کاری به او نداشته باشید.
با هم به منزل آمدند. سارق شرمنده نشسته بود و منتظر بود که آقای ابوترابی تحویل پلیسش دهد. همسر سید، صبحانه ای از بهترین سر شیرهای نجف تهیه کرده بود. اما خبری از پلیس نبود.
موقع رفتن, آقای ابوترابی قالیچه را زد زیر بغلش، قبول نمی کرد. گفت: اگر نبری همسایه ها می فهمند، شما صاحب این قالیچه نبوده ای.
با شرمندگی قالیچه را برد.
صبح روز بعد با گریه و شرمندگی آمده بود در خانه سید. توبه کرده بود. می گفت: شما هدایتم کردید. می خواهم دستم را بگیرید.
(راوی: اسماعیل یعقوبی قزوینی)
منبع: کتاب «فرزند ابوتراب (ع)»؛ برگ هایی از زندگی مرحوم سید علی اکبر ابوترابی
🌱|@ketabsadr
.