eitaa logo
کافه کتاب شهید صدرزاده
732 دنبال‌کننده
3هزار عکس
1.6هزار ویدیو
45 فایل
🔵 داستان و خاطرات از شهدا. 🟡 فروش کتاب ها اکثراً با موضوع شهدا و با تخفیف ویژه «آقا مصطفی!» 🌷شادی روح همه شهدا خصوصا شهید مصطفی صدرزاده «صلوات» 📗 کانال فروشگاه کتاب: @forooshgah_ketabsadr 📱ارتباط با مدیر و سفارش کتاب: @mostafa_sadrzade313
مشاهده در ایتا
دانلود
📞 "حاجی جان سلام ما را به امام مان برسان و از قول ما به او بگو همان طور که گفته بودی، حسین وار جنگیدیم و حسین وار به شهادت رسیدیم.." این را که گفت تماسش قطع شد..! حاج همت یک لحظه مبهوت به بلندگوی مرکز پیام نگاه کرد! و بعد سراسیمه از قرارگاه بیرون رفت، دنبالش رفتم دیدم در آن دمِ غروبی رو به خورشید ایستاده و های های گریه می‌کنه... 🌱|@ketabsadr .
4.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
برشی از وصیت نامه شهید حججی 🇮🇷تصویرم را ببرید پیشکش رهبر عزیز و امامم سید علی خامنه‌ای و به رهبرم بگویید که «اگر در بین مردمان زمان ، خودت و کلامت غریبید ما اینجا برای اجرای فرمان شما آمده‌ایم و آماده ایم تا سرمان برود و سر شما سلامت باشد». 🌱|@ketabsadr .
کافه کتاب شهید صدرزاده
سلام و خداقوت.✋ 🔹الحمدلله تعدادی کتاب نو و دست دوم با قیمت مناسب به دستم رسیده که لیستش رو تقدیمتون
. خدا رو شکر استقبال خوبی شد از کتابها. هنوز هم خیلی هاش مونده که اگه کسی خواست بهم بگه تا براش نگه دارم تا روز جمعه و جمعه بازار. ان شاالله خدا کمکم کنه باز هم دنبال میکنم و کتابهای خوب با قیمت مناسب پیدا میکنم. حراجستون ها رو دنبال کنید. یازهرا .
با عشق حسین علیه‌السلام سفره‌ی شهادت تا قیامت پهن است... 🌱|@ketabsadr .
عالم ؛ همه خاک کربلا بایدمان پیوسته بـه لب ؛ خدا خدا بایدمان تا پاک شود ؛ زمین ز ابنای یزید همواره حسین ؛ مقتدا بایدمان ... 🌱|@ketabsadr .
. ⭕️ ماجرای دزد قالیچه و علی اکبر ابوترابی (سید و رهبر معنوی آزادگان سرفراز در زندانهای رژیم بعث عراق) ▫️نجف بودیم. صدای «آی دزد آی دزد» که بلند شد، رفتم داخل کوچه. دزدی قالیچه ای از منزل سید علی اکبر زیر بغل داشت که به تور مردم افتاد. مرحوم ابوترابی با عجله خود را کوچه رساند. دست سارق را گرفت و گفت: آقا جان! چرا بدون خوردن صبحانه رفتی؟! به آن افراد هم گفت: این شخص مهمان ماست و من خودم قالیچه را به او دادم. کاری به او نداشته باشید. با هم به منزل آمدند. سارق شرمنده نشسته بود و منتظر بود که آقای ابوترابی تحویل پلیسش دهد. همسر سید، صبحانه ای از بهترین سر شیرهای نجف تهیه کرده بود. اما خبری از پلیس نبود. موقع رفتن, آقای ابوترابی قالیچه را زد زیر بغلش، قبول نمی کرد. گفت: اگر نبری همسایه ها می فهمند، شما صاحب این قالیچه نبوده ای. با شرمندگی قالیچه را برد. صبح روز بعد با گریه و شرمندگی آمده بود در خانه سید. توبه کرده بود. می گفت: شما هدایتم کردید. می خواهم دستم را بگیرید. (راوی: اسماعیل یعقوبی قزوینی) منبع: کتاب «فرزند ابوتراب (ع)»؛ برگ هایی از زندگی مرحوم سید علی اکبر ابوترابی 🌱|@ketabsadr .
3.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
شهید حججی خیلی خسیس بود ! حجت الاسلام دانشمند 🌱|@ketabsadr .
8.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
شوخی شهید حسن قاسمی دانا باشهید آقا مصطفی صدر زاده ☺️ 🌱|@ketabsadr .
کافه کتاب شهید صدرزاده
شوخی شهید حسن قاسمی دانا باشهید آقا مصطفی صدر زاده ☺️ #پیشنهاد_دانلود #طنز 🌱|@ketabsadr .
. هنوز توفیق نشده برم مزار حسن آقای قاسمی دانا رو زیارت کنم. ان شاالله به زودی میرم و عکسش رو هم می‌گیرم و براتون میگذارم. شهید حسن قاسمی دانا یکی از صمیمی ترین رفیقای آقا مصطفی بودن که پس از شهادت توی باغ دوم خواجه‌ربیع مشهد دفن میشن. رحمت الله علیه🌹 .
یکی دیگه از کتابای ایشون هم این کتابه: 👇