🌷شهيد حجت الاسلام مهدي شاه آبادي درباره پدر بزرگوارشان مرحوم آیت الله شاه آبادی مي فرمايد:
🔸موضوعي كه مرحوم والد به آن عنايت ويژه اي داشتند و آن را در قرب به حق مؤثر مي دانستند، #بيداری_شب و #سحرخيزی بود.
🔹ايشان مي فرمودند:«اگر برای نافله شب بيدار شديد و ديديد براي نافله خواندن آمادگی روحی نداريد، بيدار بمانيد. بنشينيد حتي چای بخوريد. انسان بر اثر همين بيداری، آمادگي برای عبادت را پيدا می كند».
🔸همچنين فرمود:
«بيداری سحر هم براي مزاج مادی مفيد است و هم برای مزاج معنوی»
🔹️بارها در منبرهايشان مي فرمود: «برای دنيايتان هم كه شده، سحرها بيدار شويد. چون بيداری سحر، #وسعت_رزق، #زيبايی_چهره و #خوش_اخلاقي می آورد».
🌱|@ketabsadr
.
.
💌 پدر شهید:
پــولــش را نـگــه نــمی داشــــت و یــا خـــرج
کارهای خیر میکرد یا میرفت زیارت☺️
اهــل گـفـتن نــبود و ما هـــم خبر خــیلی از
کارهای خیرش را بعد شهادتش فهمیدیم!
می رفــت وسایل قسـطی بر می داشــت و
میداد به خـانـواده هــای نــیازمنــد، هــرماه
قســط این وســایل را از روی حقوقــش کـم
میکردند.💵
بچـه هــای بی بضاعـت را جــمع مـیکـرد و
مـیبــرد پابـوس آقـا امام رضا (ع)✨🕌
خــودش آنــجـا برایشــان آشــپزی مــی کـرد،
بــچـّـه هـــا را مـی بــرد حــــرم، بــرایــشـــان
حــرف مــیزد، نصیحتــشان مــیکـــرد👌
اهـل گیردادن و تـذکرهای مستقیم نبـود.
با بچه هـای کـم سـن و سـال تر از خـودش
دوست میشد. از روی رفاقت نصیحتشان
میکـرد😉
#شهید_نوید_صفری🌱
🌱|@ketabsadr
.
صبح که میشود
قلبم را از نو
برایِ کنارِ شما تپیدن
کوک میکنم
این یعنی خودِ خود زندگی...
#صبح_بخیر
#قهرمانان_وطن
🌱|@ketabsadr
.
بعد از شهادتش مشخص شد که چقدر به نیازمندان کمک میکرد و برای زوجهای نیازمند جهیزیه تهیه میکرد.
با اینکه #جانباز_شیمیایی بود دنبال جانبازیش نرفت. می گفت: من از نظر مالی تأمین هستم و نیازی ندارم که هزینه درمانم را از بیت المال بگیرم.
گاها مبلغی را به محل کارش میداد و میگفت که ممکن است دِینی از بیتالمال گردن من باشد یا اینکه از خودکار #بیت_المال استفاده شخصی کرده باشم.
#شهید_سعید_انصاری
#شادی_ارواح_طیبه_شهدا_صلوات❤️🌷
🌱|@ketabsadr
.
"آتلیه عکاسی صحرایی
همراه با جلوه های ویژه در جبهه"😅
۱.شهید علی آقا ی روضه ای همیشه با ژستهای زیبایش که موقع عکاسی با کسی شوخی نداشت.
عروج:عملیات کربلای ۲
۲.شهید حسین مصطفایی چفیه بدست
عروج:عملیات بدر
۳.حاج محمود آقا عطایی
گردان میثم
لشکر ۲۷ محمد رسول الله (صلی الله علیه و آله وسلم)
🌱|@ketabsadr
.
.
🌙 توی عملیات " مطلع الفجر" تیر خورد به سینه و گردنش
همون جا افتاد و به آسمون پر کشید
درگیری شدید شد و نتونستیم پیکر مطهرش رو برگردونیم
یه هفته بعد بچه ها تصمیم گرفتن جنازه غلامعلی رو برگردونن
به هر سختی بود برگردوندیم
خیلی تعجب آور بود
هر جنازه ای اگه یه هفته زیر آفتاب گرم جنوب بمونه حتما بو می گیره و تغییر میکنه
اما پیکر غلامعلی هیچ تغییری نکرده بود
دقت کردم دیدم بعد از یه هفته ، هنوز از گلوش خون تازه جاری میشه
انگار همین الان شهید شده باشه
خم شدم که صورتش رو ببوسم بوی عطر می داد
#شهید_غلامعلی_پیچک
🌱|@ketabsadr
.
7.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
.
خصوصیات شهید:
ایشان به نماز اول وقت بسیار اهمیت
میدادند و همیشه 15 دقیقه پیش از
اذان، منتظر اقامه نماز میشدند🧎♂
و همه کارهای خود را براساس نماز
تنظیم میکردند. 👌🌱
#شهید_مرتضی_آوینی🌹
🌱|@ketabsadr
.
🏘 ایشان برای اجارهی خانهی مشترک، مقداری پول داشت؛ خانهی بزرگ و نوسازی در منطقهی خوبی از شهر پیدا کردیم.
وقتی پسندیدیم و از خانه خارج شدیم، گوشی آقا حمید زنگ خورد. وقتی تلفنشان تمام شد، گفت «یکی از دوستانم دنبال خانه است و پولش کافی نیست.
قبول میکنی مقداری از پولمان را به آنها بدهیم؟» قبول کردم و نصف پول پیش خانهمان را به آنها دادیم.
نهایتاً یک خانهی ۴۰ متری و قدیمی را در محلهای پایین شهر اجاره کردیم. سال بعد که به طبقهی بالای همان خانه نقل مکان کردیم، از سقفش آب وارد خانه میشد...
اگرچه رفاه و آسایش دنیاییمان در آن خانه کم بود، اما آرامش و ایمانی که از نگاه خدا و امام زمان (عج) نصیبمان میشد، بسیار دلچسب بود. حقوق اندک آقا حمید برکت زیادی داشت.
من در آن خانهی ۴۰ متری، بهشدت خوشبخت بودم.
#حمید_سیاهکالی_مرادی
🌱|@ketabsadr
.
📌 دو رکعت نماز برای شهادت از شهید کاوه
🔹️ در عملیات کربلای دو، محمود کاوه، فرمانده لشکر ۵۲ ویژه شهدا، کار عجیبی کرد. نیروهای خط شکن را که جلو فرستاد، آمد و نمازی دو رکعتی را اقامه کرد.
◇ علت نماز را ایشان پرسیدم وگفت:« این نماز را فقط به دو دلیل خواندم، اول برای پیروزی بچه های خط شکن و بعد ...»
◇ میخواست ادامه ندهد که یکی از بچه ها پرسید: «بعد چه؟»
◇ گفت: « دلم می خواهد اگر خدا لایقم بداند، این نماز، آخرین نمازم باشد.»
◇ و خدا لایقش دانست و محمود کاوه در همان عملیات شهید شد.
✍️ برگرفته از کتاب پیشانی و خاک| ص ۹۶
#سردار_شهید_محمود_کاوه
🌱|@ketabsadr
.
14M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌹 این کلیپ را صد بار ببینید !!!
شرح نمیدهم ، قابل وصف نیست ؛
اندکی تامل !!!
🎥 کلیپ دیده نشده مادر بر بالین فرزند شهیدش ...( شهید لطف اله شکری/ آمل ۱۳۶۱)
🌹واقعاً زبان در برابر بصیرت و معرفت این مادر شهید بزرگوار قاصر است...
🌱|@ketabsadr
.
♥️⛓
خاطره شهید:
قـبـل از عــمــلــیــات مـطـلـع الـفـجر بود. جهت هماهنگی بهتر، بین فرماندهان سپاه و ارتش جلسه ای در محل گروه اندرزگو برگزار شد.من و ابراهیم و سه نـفر از فرماندهان ارتــش و ســه نفر از فـرمـانـدهـان سـپـاه در جـلـسـه حـضـور داشـتـنـد. تـعـدادی از بـچـه هـا هـم در داخـل حـیـاط مـشـغـول آموزش نظامی بـــودنــد. اواســط جـلــسـه بــود، هــمـــه
مــشــغـول صـحبت بودند که ناگهان از پـنـجـره اتــاق یک نارجک به داخل پرت شــد!دقیقا وســط اتــاق افــتــاد.از ترس
رنـگم پـریـد. هـمـیـنـطـور کـه کـنـار اتـاق نـشـسـتـه بودم سرم را در بین دستانم قرار دادم و به سمت دیـوار چـمـبـاتـمـه زدم!برای لـحـظاتـی نـفـس در سیـنـه ام
حبس شد! بقیه هم مانند من، هریک
بـه گـوشــه ای خــزیــدنــد.لــحــظـات بــه سختی می گـذشـت، امـا صدای انفجار
نیامد! خیلی آرام چشمانم را باز کردم. از لابه لای دستانم به وسط اتـاق نــگاه کـــــردم. صــــحـــنـــه ای کــه مــی دیـــدم
باورکردنی نبود! آرام دستانم را از روی سـرم بـرداشـتـم. سـرم را بالا آوردم و با چــشمانی که از تعجب بزرگ شده بود گـفـتـم: آقا ابرام ...! بقیه هـم یک یک از گوشه و کنار اتاق سرهایشان را بلند کردند. همه با رنگ پریده وسط اتاق را نـگـاه مـی کـردنـد.صحنه بسیار عجـیبی
بود. در حـالـی که هـمـه ما در گـوشه و کـنــار اتـاق خـــزیـده بـــودیـم، ابـراهــیــم
روی نـارنـجک خـوابـیـده بـود!در هـمـین
حین مسئول آموزش وارد اتاق شـد. با کــلــی مــعــذرت خـواهـی گفــت: خیلی شرمنده ام، این نارنجک آموزشی بود، اشتباه افتاد داخل اتــاق! ابــراهــیــم از روی نارنجک بلند شد، در حـالی کـه تا
آن مــوقــع کــه ســال اول جــنـــگ بــود، چنین اتفاقی برای هیچ یک از بچه ها نیفتاده بود.گویی ایــن نارنــجــک آمـده
بود تا مردانگی مـا را بـسـنـجـد..(:🙃"
#شهید_ابراهیم_هادی🌱
•
🌱|@ketabsadr
.