eitaa logo
کافه کتاب شهید صدرزاده
732 دنبال‌کننده
3هزار عکس
1.6هزار ویدیو
45 فایل
🔵 داستان و خاطرات از شهدا. 🟡 فروش کتاب ها اکثراً با موضوع شهدا و با تخفیف ویژه «آقا مصطفی!» 🌷شادی روح همه شهدا خصوصا شهید مصطفی صدرزاده «صلوات» 📗 کانال فروشگاه کتاب: @forooshgah_ketabsadr 📱ارتباط با مدیر و سفارش کتاب: @mostafa_sadrzade313
مشاهده در ایتا
دانلود
دود‌ِ این‌ شهر‌ مرا‌ از‌ نفس‌ انداخته‌ است ؛ به‌ دم‌ و‌ بازدمی‌ با شهدا‌ محتاجم... 🌱|@ketabsadr .
ما زنده ز خون شهداییم خوش است تا یاد کنیم از شهدا با "صلوات" سی آبان سال ۱۳۴۹ در آبادان متولد شد. تحصیلات ابتدایی را در تنها مدرسه طاقانک گذراند. در سخت‌ترین شرایط درس‌هایش را می‌خواند. در تابستان و روزهای تعطیل هم به کار کردن در مزارع دیگران می‌پرداخت تا کمک خانواده باشد. به نماز، مسجد، قرآن و بسیج عشق می‌ورزید. با اینکه سنِ کمی داشت اما نسبت به حوادث کشور و منطقه‌ی خود حساس بود. در بحث‌های سیاسی که می‌شد شرکت میکرد و در برابر کسانی که نظر نادرستی به انقلاب و امام داشتند ایستادگی می‌کرد. برای جبهه رفتن لحظه شماری می‌کرد. روزی که او می‌خواست به جبهه برود مسئولین بخاطر سن کمش از اعزام او خودداری کردند. اما با امضا و ضمانت مادرش راهی جبهه شد. اول که به جبهه رفت تک‌تیرانداز بود. در اعزام بعدی بیسیم‌چی شد و سرانجام پس از دوسال مجاهدت در ۱۸ تیر ماه ۱۳۶۵ در اثر اصابت ترکش خمپاره دشمن به سرش به شهادت رسید تا نامش به‌ عنوان یکی از کم‌ سن‌ترین شهدای استان چهارمحال وبختیاری در تاریخ افتخارات ایران ثبت شود. آرامگاه او در گلزار شهدای طاقانک قرار دارد. 🌱|@ketabsadr .
💢 . ❣ رفتارش با والدین بسیار خوب بود کلمه کمتر از جان برای شان به کار نمی برد. هر موقع که از بیرون به خانه می آمد بر پشت پدرش بالشت یا پشتی می گذاشت تا پدرش به دیوار پشت ندهد و کمرش درد نگیرد . می گفت: تا حالا پدرم مرا بزرگ کرد، از این به بعد من باید مراقب حال و احوال او باشم. 🌱|@ketabsadr .
2.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
آقا... دعا کنید من هم شهید بشم!!... .... یه ۹۰،۸۰ سال عمر کنی، بعداً شهید بشید🩵🌷 [بخشی‌ازمستند"جاذبه"؛ دیدارهای‌متعدد‌رهبرانقلاب‌ باخانواده‌های معزز‌شهدای‌مدافع‌حرم] 🌱|@ketabsadr .
12.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📌خاطره‌گویی مرحوم ابوترابی از دوران اسارت 🔸با شروع جنگ ایران و عراق مرحوم ابوترابی عازم جبهه شد. او در خلال جنگ در کنار مصطفی چمران حضور داشت. 🔹وی در ۲۶ آذر ۱۳۵۹ به اسارت نیرو‌های عراقی درآمد. وی نقش عمده‌ای در اردوگاه‌های اسرای ایرانی در عراق داشت و نقطه اتکاء آزادگان دربند رژیم صدام. 🌱|@ketabsadr .
این پا را خوب نگاه کن..! همان پایی است که روزی مادرش دل نداشت خاری در آن فرو رود اما وقتی پای وطن و ناموس وَ انقلاب در میان آمد، فدا کرد مادر همه‌ی فرزندش را فدای پسر فاطمه کرد... 🌱|@ketabsadr .
سیّد رضا نریمانییه مادر شهیدمو دلم رو پرپر میکنم.mp3
زمان: حجم: 12.1M
‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ 🎧 بشنوید | میگن شده بچهٔ من شهیدِ مفقودالأثر ولے‌ دلم روشنه‌که میاد یه روزے ز سفر...🌱 ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‎‎🌱|@ketabsadr .
🔷 در شب یلدا جای حاج قاسم و همه شهدای تاریخ خالی است. ♦️شهید آوینی: «و مگر در شب چه سِرّی نهفته است كه در روز نیست و خراباتیان چگونه بر این راز آگاهی یافته اند؟ شب سراپرده راز و حرمِ سِرِّ عرفاست و رمز‌ آن را بر لوح آسمانِ شب نگاشته اند، اگر بتوانی خواند.» 🔸منبع: کتاب «فتح خون» 🌱|@ketabsadr .
✅ شهید عزیز شب یلدای ۱۴۰۰: در جمع ایتام و کودکان معلول شب یلدای ۱۴۰۱: در منزل شهید آرمان علی‌وردی شب یلدای ۱۴۰۲: در جمع سربازان گلستانی یلدای ۱۴۰۳ در آغوش امام رضا 💔 🌱|@ketabsadr .
💢 و چقدر این تکامل شان زیبا بود ، لحظه به لحظه ، قدم به قدم به خدا نزدیک تر شدند تا ... . 📷 سردار سید یعقوب احمدی(اهل فریدونکنار) در گذر زمان... : ۲۱ دی ۱۳۶۵ ، عملیات کربلای پنج ... . 🌱|@ketabsadr .
📆 ‏تقویم دروغ میگه؛ طولانی‌ترین شب سال وقتی بود که منتظر خبر پیدا شدن عزیزملت بودیم...💔 . 📷 یلدای ۱۴۰۲ شهید جمهور ... . 🌱|@ketabsadr .
. ⭕️ مادرش ازبقالی براش بستنی خرید،اونم بستنی رو تو آستینش قایم کرد ؛ وقتی رسید خونه،بستنیش آب شده بود.مادر گفت : پسر بستنی آب شد که ، غلامعلی به مامانش میگه: بستنیم آب شد ولی دل بچه های توکوچه آب نشد. . 🌱|@ketabsadr .