.
🌺 این نوجوان گل اول خودش اومد و «سید مقاومت» رو خرید.
بعد با داداش کوچیکه و باباشون اومدن و «استاد عبدالحسین» رو هم خریدن.
#جمعه_بازار_کتاب
.
🌱|@ketabsadr
.
.
🙋♂ از مشتری های دائمی هستن. همیشه هم دنبال جدید ترین کتابهای مناسب خودشون میگردن.
امروز وقتی «سید مقاومت» رو که جدید اومده دیدن کلی ذوق کردن و خریدن.
ازشون پرسیدم با هم برادرید؟ گفتند نه، ما سه تا پسرخاله هستیم، کتابها رو مشترکی میخریم و میخونیم و با هم جابجا میکنیم.
خیلی ازشون خوشم اومد.😊
#جمعه_بازار_کتاب
.
🌱|@ketabsadr
.
6.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💔 هادی اگر تویی که کسی گم نمیشود ...
🏴سالروز شهادت حضرت علی النقی، امام هادی علیه السلام تسلیت باد.
🌱|@ketabsadr
.
◾️امام هادی علیهالسلام:
خداوند، دنیا را سرای بلا و آزمایش
و آخرت را سرای ابدی قرار داده است
و گرفتاری دنیا را سبب پاداش آخرت ساخته
و ثواب آخرت را عوض بلای دنیا قرار داده است.
(تحف العقول ص۴۸۳)
◾️السلام علیک یا علی بن محمد ایها الهادی النقی یابن رسول الله
🌱|@ketabsadr
.
♦️شهید #حاج_قاسم_سلیمانی: «یک شب خواب شهید زین الدین را دیدم و هیجانزده پرسیدم: آقا مهدی مگه تو شهید نشدی؟ همین چند وقت پیش، توی جاده سردشت؟
🔸حرفم را نیمهتمام گذاشت. اخم كوتاهی كرد و چین به پیشانیاش افتاد. بعد باخنده گفت: من توی جلسههاتون میام. مثل اینكه هنوز باور نكردی شهدا زندهن؟
🔸عجله داشت. میخواست برود. یک بار دیگر چهره درخشانش را كاویدم. حرف با گریه از گلویم بیرون ریخت: پس حالا كه میخوای بری، لااقل یه پیغامی چیزی بده تا به رزمندهها برسونم.
🔸رویم را زمین نزد. گفت: قاسم، من خیلی كار دارم، باید برم. هرچی میگم زود بنویس. هولهولكی گشتم دنبال كاغذ. یک برگه كوچک پیدا كردم. فوری خودكارم را از جیبم درآوردم و گفتم: بفرما برادر! بگو تا بنویسم.
🔸گفت: بنویس: سلام، من در جمع شما هستم! همین چند كلمه را بیشتر نگفت. موقع خداحافظی، با لحنی كه چاشنیِ التماس داشت، گفتم: بیزحمت زیر نوشته رو امضا كن. برگه را گرفت و امضا كرد. كنارش نوشت: سید مهدی زینالدین.
🔸نگاهی بهتزده به امضا و نوشته زیرش كردم. با تعجب پرسیدم: چی نوشتی آقامهدی؟ تو كه سید نبودی! گفت: اینجا بهم مقام سیادت دادند!
🔸از خواب پریدم. موج صدای آقامهدی هنوز توی گوشم بود؛ سلام، من در جمع شما هستم!»
📚منبع: کتاب «تنها زیر باران»
#یادشهداکمترازشهادت_نیست
#شهدا_زنده_اند
🌱|@ketabsadr
.
▫️شهید حاج قاسم سلیمانی:
✒️ خود را سرباز درِ خانه هر مسلمانی میبینم که در معرض خطر است و دوست دارم خداوند این قدرت را به من بدهد که بتوانم از تمام مظلومان عالم دفاع کنم.
⬅️ بخشی از نامهٔ شهید به دخترشان
#سرباز_وظیفه
#ادای_تکلیف
#سردار_دلها🩵
🌱|@ketabsadr
.
.
🔸 شرافت من از جانم ارزشمندتر است؛ به آن نزدیک نشوید...
شیخ عاشق قرآن بود و چیزی نمونده بود تا حافظ کل قرآن بشه که دستگیر شد. شاید هم توی ماههای آخر زندگیش قرآن رو کاملا حفظ کرده بود... یادمه آخرین بار برا دیدن شیخ به همراه مادر، برادرانم، خواهرم و سکینه دختر شیخ؛ صبح زود به زندان حایر ریاض رفتیم؛ اما این دیدارمون با شیخ رو تا ساعت ۱۲ظهر به تاخیر انداختند. مادر و برادرم نگران شده بودند؛ چون همیشه ما وارد محل ملاقات شده و منتظر رسیدن شیخ میشدیم، اما اینبار وقتی وارد شدیم دیدیم او منتظر ماست. شیخ از دیدن مادر بسیار خوشحال شد. یادمه توی اون دیدار ورد زبان شیخ شده بود گفتنِ ذکرِ «الحمدلله رب العالمین»... میگفت: میخوام با شهادت به دیدار پروردگارم برم...
ملاقات که تموم شد، زمان خارج شدن؛ درِ گوشی به شیخ گفتم: حرفهایی درباره حل پرونده محکومان به گوش می رسه... اما شیخ در جوابم گفت: منو رها کنید و به پروندهی دیگران برسید. تو و «صادق الجبران» (وکیلش) از طرف من برای انجام هرکاری اختیار تام دارید؛ اما شرافت من از جانم ارزشمندتره، پس بهش نزدیک نشوید...
👤 خاطرهای از زندگی شهید شیخ نمر باقر النمر به روایت برادر
🌱|@ketabsadr
.