.
👈وصیت شهید ابراهیم هادی:
🌷خدايا عشق به انقلاب اسلامي و رهبر انقلاب چنان در وجودم شعلهور است كه اگرتكهتكهام كنند و يا زير سختترين شكنجهها قرارگيرم،اوراتنها نخواهم گذاشت.
•┈•••••●✾•🌿🌺🌿•✾●•••••┈•
کافه کتاب شهید مصطفی صدرزاده:
🌱|@ketabsadr
.
.
نگاه به#نامحرم را کنترل کن؛
تا نگاه خدا روزیت بشه..!♥️✋🏻
#شهیدمحمدبلباسی
#شهیدانهـ
•┈•••••●✾•🌿🌺🌿•✾●•••••┈•
کافه کتاب شهید مصطفی صدرزاده:
🌱|@ketabsadr
.
.
✍ پشتیبان انقلاب باشید، اتحاد خود را حفظ کنید، پاسدار راه حق باشید. با منافقین و فرصت طلبان مبارزه کنید، تقوا را فراموش نکنید، مخلصانه پیرو ولایت فقیه باشید.
○سلام مرا به امام و آقای خامنه ای برسانید و به ایشان عرض کنید احمد خلاف انتظار شما گام بر نداشت و از راهنمایی های شما ممنون بود .
📎 شاگرد صدیق رهبر انقلاب
#دکترشهید_احمد_آتشدست🌷
•┈•••••●✾•🌿🌺🌿•✾●•••••┈•
کافه کتاب شهید مصطفی صدرزاده:
🌱|@ketabsadr
.
برادر محمدمهدی مظفریروایتگری طلائیه.mp3
زمان:
حجم:
34.6M
🎵 #روایتگری | #مظفری
روایتگری برادر محمدمهدی مظفری
یادمان طلائیه
راهیان نور ۱۴۰۳
گروهفرهنگیشهیدابراهیمهادی
@ebrahimhadi_group
مادر شهید اومد طلاهاشو داد برا کمک به جبهه ....
داشت میرفت
گفتیم مادر صبر کن! رسیدتو بگیر...
گفت: من دو تا بچمو دادم رسید نگرفتم
برای چهارتا النگو رسید بگیرم!؟ 💔
•┈•••••●✾•🌿🌺🌿•✾●•••••┈•
کافه کتاب شهید مصطفی صدرزاده:
🌱|@ketabsadr
.
.
وقتی امامرضا علیهالسلام عنایت فرمود و مینها عمل نکرد...
روز اعزامِ شهیدعلیمردانی به جبهه؛ رفتم راه آهن برا خداحافظی.
شهیدعلیمردانی بهم گفت: این دفعه آخره و برگشتی در کار نیست؛ ان شاا... شهید میشم
بهش گفتم: اینهمه جبهه رفتی؛ میخوام چیزی رو برام بگی که تا حالا به کسی نگفتی؟
گفت: یه مطلب بهت میگم اما تا زندهام برا کسی تعریف نکن:
" توی عملیاتِ فتحِ ارتفاعاتِ اللهاکبر؛ وقتی شب بهمراهِ نیروهام به میدان مین برخوردیم؛ دیدم هیچکاری نمیتونیم کنیم و حتی فرصت خنثی کردن مینها رو هم نداریم. آهسته از نیروها فاصله گرفتم و برگشتم سمت حرم امام رضا(ع)؛ به ایشون متوسل شدم و عرض کردم: آقا جان! اینها بچههای مشهد هستند؛ ما جز شما کسی رو نداریم... یک آن انگار صدایی میان آسمان و زمین پیچید و گفت: فلانی! امشب این مینها عمل نمیکند... سریع به سمت نیروها رفتم و به آنها گفتم: این مینها خنثی شده و معبر برای عبور باز شده...
بعد خودم جلوی همه شروع به حرکت کردم و از میدان مین گذشتیم، بدون اینکه حتی کوچکترین اتفاقی بیفته...
یادمه بعد از عملیات، دوباره با نیروها توی مسیر برگشت، به همون میدان مین رسیدیم؛ عدهای از بچهها گفتند: چرا ایستادی و از میدان رد نمیشی؟ بهشون گفتم: این میدان مین قرار بود دیشب عمل نکنه...
بعد با عدهای از دوستان مشغول خنثی سازی میدان مین شدیم. بعد از اینکه تعداد خیلی زیادی از مینها رو خنثی کردیم، تازه تونستیم از اونجا عبور کنیم...
•┈•••••●✾•🌿🌺🌿•✾●•••••┈•
کافه کتاب شهید مصطفی صدرزاده:
🌱|@ketabsadr
.
5.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
.
📌خاطره باورنکردنی از اسیری که بعداز ۱۸ سال اسارت به کشور باز گشت .
🔹آخرین اسیری که به ایران بازگشت .
♦️شهیدبزرگواری که بهش میگن سیدالاسرا..❤️
شهید خلبان سرلشگر حسین لشگری...
•┈•••••●✾•🌿🌺🌿•✾●•••••┈•
کافه کتاب شهید مصطفی صدرزاده:
🌱|@ketabsadr
.
11.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
اونا اونطوری وایسادن
بدون آب، بدون نان...
آیا ما هنوز خط رو نگه داشتیم؟
#هوش_مصنوعی
•┈•••••●✾•🌿🌺🌿•✾●•••••┈•
کافه کتاب شهید مصطفی صدرزاده:
🌱|@ketabsadr
.
.
🔹سوار یک ماشین شدیم
ما پشت ماشین نشسته بودیم
و خودرو با سرعت حرکت میکرد
این ماشین هیچ حفاظی در اطراف خود نداشت
در سر هر پیچ دو نفر از کسانی که سوار شده بودند
به پایین پرت میشدند!
جاده خراب بود
ماشین هم با سرعت میرفت
یک باره به اطرافم نگاه کردم
و دیدم فقط من در پشت ماشین ماندهام!
سر پیچ بعدی آنقدر با سرعت رفت
که دست من هم جدا شد
و نزدیک بود از ماشین پرت شوم
اما در آن لحظه آخر فریاد زدم:
یا صاحب الزمان(عج)
در همین حال یک نفر دستم را گرفت
و اجازه نداد به زمین بیفتم
من به سلامت توانستم آن گردنهها را رد کنم
در همین لحظه از خواب پریدم
فهمیدم که باید در سخت ترین شرایط
دست از دامن امام زمان (عج) برنداریم
و گرنه تندباد حوادث همه ما را نابود خواهد کرد..
#شهیداحمدعلینیری
•┈•••••●✾•🌿🌺🌿•✾●•••••┈•
کافه کتاب شهید مصطفی صدرزاده:
🌱|@ketabsadr
.
6.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 #روایتگری | #راهیان_نور
🎩🧢👒 کلاه فروش
•┈•••••●✾•🌿🌺🌿•✾●•••••┈•
کافه کتاب شهید مصطفی صدرزاده:
🌱|@ketabsadr
.