eitaa logo
کافه کتاب شهید صدرزاده
732 دنبال‌کننده
3هزار عکس
1.6هزار ویدیو
45 فایل
🔵 داستان و خاطرات از شهدا. 🟡 فروش کتاب ها اکثراً با موضوع شهدا و با تخفیف ویژه «آقا مصطفی!» 🌷شادی روح همه شهدا خصوصا شهید مصطفی صدرزاده «صلوات» 📗 کانال فروشگاه کتاب: @forooshgah_ketabsadr 📱ارتباط با مدیر و سفارش کتاب: @mostafa_sadrzade313
مشاهده در ایتا
دانلود
8.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
. ☘ شهید سیدحسن ولی یکی از شهدای شهرستان آمل میباشد که در حین تحویل پیکرش به خانواده اتفاق بسیار عجیبی افتاد. سید حسن بسیار به کبوتر و پرورش آنها علاقه داشت و به آنها عشق میورزید. خواهر این شهید بزرگوار میگوید: وقتی حسن دو دستش را باز میکرد، کبوتران یک به یک روی دستانش می نشستند و وقتی شهید قرار بود به جبهه اعزام گردد این کبوتران تا بالای اتوبوسی که سید حسن با آن روانه میشد رفته و برگشتند. ظاهرا فهمیده بودند حسن قرار است شهید شود. بعد از خبر شهادت سیدحسن به خانواده‌اش، مادرش اصرار کرد دو کبوترش را با خود برای تحویل پیکر شهید ببریم و میگفت پسرم خیلی این کبوترها را دوست داشت. خانواده شهید وقتی داشتند برای تحویل پیکر شهید روانه بنیاد شهید میشدند دو کبوتر این شهید را هم با خود بردند. وقتی آنها به بنیاد شهید رسیدند و موقع تحویل جنازه رسید مادرش دو کبوتر را بر روی سینه شهید قرار داد و کبوتران به محض دیدن پیکر بی جان شهید در دم جان دادند و با شهید همراه گشتند شهید🌹 •┈•••••●✾•🌿🌺🌿•✾●•••••┈• کافه کتاب شهید مصطفی صدرزاده: 🌱|@ketabsadr .
جاے شھید اسدی خالے ڪه😔 رفیقش میگفت: یه شب تو خواب دیدمش بهم گفت به بچه ها بگو حتی سمت گناه هم نروند اینجا خیلی گیر میدهند.. •┈•••••●✾•🌿🌺🌿•✾●•••••┈• کافه کتاب شهید مصطفی صدرزاده: 🌱|@ketabsadr .
4.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
تفاوت بین طبع قبرستان و مزار شهدا و امازاده‌ها __ دکتر سعید عزیزی __ •┈•••••●✾•🌿🌺🌿•✾●•••••┈• کافه کتاب شهید مصطفی صدرزاده: 🌱|@ketabsadr .
• فرمانده گردان 700 نفری راهو گُم کرده بود، بهش دستور داده بودن که حتی اگه گردان های دیگه عملیات کردند،شما نباید وارد درگیری بشید. چشم امید همه به اینا بود، ولی راه گم شده بود، هر جا رو نگاه می‌کردن جز سیاهی و تپه، چیزی نمیدیدن. دستور داد:همه بشینند. رفت یه کناری و همه چشم ها دوخته شده به فرمانده، هیچکس نمیدونه میخواد چیکار کنه؟!! یهو شروع کرد به نماز خوندن...!!! نماز خوندنی با گریه و خضوع و خشوع، بعد پاشد و گفت: بیایید دنبال من و راهو باز کرد و ستون پشت سرش... نماز کار خودشو کرد، نمازی که: اِسْتَعِینُواْ بِالصَّبْرِ وَالصَّلاَةِ... ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‎‌•┈•••••●✾•🌿🌺🌿•✾●•••••┈• کافه کتاب شهید مصطفی صدرزاده: 🌱|@ketabsadr .
4.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
. شهدایی که تو ماه اسفند شهید شده اند. 🌷 •┈•••••●✾•🌿🌺🌿•✾●•••••┈• کافه کتاب شهید مصطفی صدرزاده: 🌱|@ketabsadr .
📣 🔰 اجتماع و پخش زنده مراسم تشییع پیکر شهدای مقاومت 📆 زمان: یکشنبه ۵ اسفند ⏰ ساعت: ۱۵ 📍مکان: مشهد مقدس، میدان بسیج •┈•••••●✾•🌿🌺🌿•✾●•••••┈• کافه کتاب شهید مصطفی صدرزاده: 🌱|@ketabsadr .
کافه کتاب شهید صدرزاده
📣 #اطلاعیه 🔰 اجتماع و پخش زنده مراسم تشییع پیکر شهدای مقاومت 📆 زمان: یکشنبه ۵ اسفند ⏰ ساعت: ۱۵ 📍
. 🔹 تجمع امروز مهمه ... خیلی اهمیت داره توی ایران مخصوصا شهر امام رضا (ع) اجتماع مردم چطور باشه؟ یا علی
صبحِ آن دیده بخیر است که نگاهش به جمالِ رخ دلدار منور گردد . •┈•••••●✾•🌿🌺🌿•✾●•••••┈• کافه کتاب شهید مصطفی صدرزاده: 🌱|@ketabsadr .
. ◽️چه رازی نهفته در شهادت برادران باکری؟! سه برادر، هر سه شهید، هر سه مفقود . . .🌷🍃🕊 👈از راست: شهید علی‌ باکری که در ایام انقلاب توسط ساواک دستگیر و تکه تکه شد و هیچ‌گاه پیکرش بازنگشت، 👈نفر دوم شهید‌مهدی‌باکری که در عملیات بدر در جزیره مجنون مجروح شد و وقتی او را در قایق گذاشتند که به عقب برگردانند قایق را با آر پی جی زدند و پیکر مهدی را دجله برای همیشه برد، 👈نفر سمت چپ هم شهید‌حمید‌باکری که در عملیات خیبر در جزیره مجنون شهید شد و وقتی خواستند فقط پیکر او را برگردانند، برادرش مهدی گفت: هر موقع سایر شهداء را برگرداندید او را هم بر می‌گردانیم و پیکر حمید تا به همین امروز مانده است در جزیره مجنون... سالروزشهادت🕊🌹 شهید •┈•••••●✾•🌿🌺🌿•✾●•••••┈• کافه کتاب شهید مصطفی صدرزاده: 🌱|@ketabsadr .
💔 برای اینکه بتواند به سوریه اعزامـ شود، شناسنامه اش را دستکاری کرد و تعداد بچه هایش را کم کرد ، چون با وجود سه بچه، اجازه حضور برای دفاع از حرم عمه سادات را نداشت... جان من باهمه ی ایل و تبارم یک جا به فدای نخی از معجر زینب بشود •┈•••••●✾•🌿🌺🌿•✾●•••••┈• کافه کتاب شهید مصطفی صدرزاده: 🌱|@ketabsadr . ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
. 🔸عشق رو باید مثل شهید میثمی، عملی هم نشون داد... هر وقت خونه بود، توی بچه داری کمکم می‌کرد. از شستنِ بچه گرفته تا پهن کردنِ لباس‌هاش رویِ بند... خلاصه از هیـچ کمکی دریغ نمی‌کرد. هیچ‌وقت هم سخت‌گیری نمی‌کرد که چیزی بخرم یا نه ... البته من هم اهلِ ریخت و پاش نبودم، عبدالله هم این رو می‌دونست... 👤خاطره‌ای از زندگی روحانی شهید عبدالله میثمی 📚منبع: کتاب نیمه پنهان ماه۱۱ "شهیدمیثمی"، صفحات ۲۶ و ۳۳ •┈•••••●✾•🌿🌺🌿•✾●•••••┈• کافه کتاب شهید مصطفی صدرزاده: 🌱|@ketabsadr .
2.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
. زمزمه‌ی دعای فرج توسط 🌷شهید مصطفی صدرزاده🌷 با رزمندگان سلحشور لشکر فاطمیون شهیدان •┈•••••●✾•🌿🌺🌿•✾●•••••┈• کافه کتاب شهید مصطفی صدرزاده: 🌱|@ketabsadr .