eitaa logo
کافه کتاب شهید صدرزاده
732 دنبال‌کننده
3هزار عکس
1.6هزار ویدیو
45 فایل
🔵 داستان و خاطرات از شهدا. 🟡 فروش کتاب ها اکثراً با موضوع شهدا و با تخفیف ویژه «آقا مصطفی!» 🌷شادی روح همه شهدا خصوصا شهید مصطفی صدرزاده «صلوات» 📗 کانال فروشگاه کتاب: @forooshgah_ketabsadr 📱ارتباط با مدیر و سفارش کتاب: @mostafa_sadrzade313
مشاهده در ایتا
دانلود
♦️خدا گاهی با گرفتن بعضی آدم‌ها اُمتی رو امتحان میکنه... •┈•••••●✾•🌿🌺🌿•✾●•••••┈• کافه کتاب شهید مصطفی صدرزاده: 🌱|@ketabsadr .
چنان زندگی کن که کسانی که تو را می‌شناسند و خدا را نمیشناسند ، به واسطه آشنایی با تو ، با خدا آشنا شوند. •┈•••••●✾•🌿🌺🌿•✾●•••••┈• کافه کتاب شهید مصطفی صدرزاده: 🌱|@ketabsadr .
. محمدرضا از جبهه که می‌آمد و برای چند روز خانه بود، خیلی از حضورش خوشحال بودیم،  می‌دیدم نماز شب می‌خواند و حال عجیبی دارد، یه جوری شرمنده خداست و گریه می‌کنه که انگار بزرگترین گناه رو در طول روز انجام داده یک‌روز صبح ازش پرسیدم :چرا انقدر  استغفار میکنی؟ از کدام گناه می‌نالی؟ جواب داد: همین که اینهمه خدا بهمون نعمت داده و ما نمی‌تونیم شکرش رو به جا بیاریم بسیار جای شرمندگی داره. 🌷شهید محمدرضا تورجی‌زاده🌷 •┈•••••●✾•🌿🌺🌿•✾●•••••┈• کافه کتاب شهید مصطفی صدرزاده: 🌱|@ketabsadr .
💔 برای کاری اداری قرار بود به دیدارش بروم. آقا سید حمید گفت: حاجی گفته هفت صبح در دفتر باشید. گفتم: آقاسید! هفت صبح آخه امام جمعه چرا توی دفتره!؟ گفت: شما جلسه سوم رو داريد باهاشون! •┈•••••●✾•🌿🌺🌿•✾●•••••┈• کافه کتاب شهید مصطفی صدرزاده: 🌱|@ketabsadr .
1.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
استانداری که خط تلفن شخصی اش را داده بود که مردم مشکلات را مستقیم به خودش بگویند. •┈•••••●✾•🌿🌺🌿•✾●•••••┈• کافه کتاب شهید مصطفی صدرزاده: 🌱|@ketabsadr .
1.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
• ″من خدمتگزار همه‌ام حتی مخالفانم… «به کارگر خسته گفت: آیا به شما نهار داده‌اند؟ مسخره‌اش کردند! ‏در دیدار با کودکان بهزیستی گفت: پشتی‌ها را جمع کنید، مسخره‌‌اش کردند! ‏گفت: اگر بخواهید برای رد شدن از بین جمعیت مردم سریع رانندگی کنید و جان مردم را به خطر بیاندازید‌، خودم پشت فرمان می‌نشینم، ‏مسخره‌اش کردند! ‏گفت: اگر لازم باشد ده بار به یک استان سفر می‌کنم تا مشکل مردم حل شود،...مسخره‌اش کردند! ‏گفت: کشور را به سمت پیشرفت می‌بریم، گفتند: شش کلاس سواد داری. ‏حرف زد... مسخره کردند. ‏راه رفت... مسخره کردند. ‏سفر استانی رفت... مسخره کردند. ‏آخر هم در همین سفرهای استانی در یک نقطه دورافتاده بیش از ۱۲ ساعت دنبال پیکرش گشتند.» : دلم سوخت؛ دلم برای رئیسی سوخت. بعضی از اینها در زمان حیات او حاضر نبودند یک کلمه از این حرفها را بگویند؛ در زمان حیات او این برجستگی‌ها را میدیدند امّا کتمان میکردند، بلکه عکس آن را میگفتند و او را می‌آزردند...″ •┈•••••●✾•🌿🌺🌿•✾●•••••┈• کافه کتاب شهید مصطفی صدرزاده: 🌱|@ketabsadr .