eitaa logo
کافه کتاب شهید صدرزاده
734 دنبال‌کننده
3هزار عکس
1.6هزار ویدیو
45 فایل
🔵 داستان و خاطرات از شهدا. 🟡 فروش کتاب ها اکثراً با موضوع شهدا و با تخفیف ویژه «آقا مصطفی!» 🌷شادی روح همه شهدا خصوصا شهید مصطفی صدرزاده «صلوات» 📗 کانال فروشگاه کتاب: @forooshgah_ketabsadr 📱ارتباط با مدیر و سفارش کتاب: @mostafa_sadrzade313
مشاهده در ایتا
دانلود
🌸عنایت امام زمان عجل‌الله به شهید سید علی اندرزگو... •┈•••••●✾•🌿🌺🌿•✾●•••••┈• به کافه کتاب شهید صدرزاده بپیوندید: 🌱|@ketabsadr .
4.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
☘سلام حسینِ بی‌کسای عالَم سلام حسین، رفیق روز سختی... ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ •┈•••••●✾•🌿🌺🌿•✾●•••••┈• به کافه کتاب شهید صدرزاده بپیوندید: 🌱|@ketabsadr .
💠 یا ببخش یا خسارت بگیر ✍ مرحوم آقا شیخ مرتضی زاهد در اواخر عمرشان دیگر نمی‌توانستند به پای خود به جایی بروند. چون وسیله‌های امروزی نبود، ناگزیر کسی ایشان را به کول می‌گرفت و به این طرف و آن طرف می‌برد و چون ایشان بدن لاغر و نحیفی داشت، این کار آسان بود و مشکلی نداشت. 🔶 یک روز در کوچهٔ شترداران ایشان به جایی می‌رفت. گویی آن کس که ایشان را به کول می‌گرفت خسته شده بود؛ لذا در کنار کوچه ایشان را به زمین گذاشت. 🔸 بدن جناب شیخ به دیوار کاهگلی خانهٔ مجاور اصابت کرد و چند پَرِ کاه و شاید کمی خاک بر زمین ریخت. ایشان نگران شد. به در آن خانه رفته و در را کوبیدند. صاحب‌خانه آمد. اتفاقاً ایشان را می‌شناخت و ارادت داشت. 🔸ایشان فرمود که من به دیوار خانهٔ شما تکیه داده‌ام و کمی از خاک و کاه به زمین ریخته است. بفرمایید چقدر باید بدهم تا جبران شود. صاحب خانه عرض می‌کند که: آقا اختیار دارید منزل من مال شماست. آقا در جواب فرمود: «قیامت این چیزها را نمی‌داند، یا باید رضایت بدهی و حلال کنی یا باید خسارت بگیری» 📚 سیره و خاطرات علما، صفحه ۴۸ •┈•••••●✾•🌿🌺🌿•✾●•••••┈• به کافه کتاب شهید صدرزاده بپیوندید: 🌱|@ketabsadr .
7.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
♦️فیلمی از لحظه آزادی سرتیپ خلبان حسین لشگری 🔹شهید لشگری، در شهریور ماه سال ۵٩ به اسارت نیروهای بعثی درآمد و سرانجام پس از ١٨سال از اسارت در زندان‌ های حزب بعث عراق آزاد شد. 🔹۲۶مرداد، سالروز آغاز بازگشت آزادگان دوران دفاع مقدس به میهن اسلامی است. •┈•••••●✾•🌿🌺🌿•✾●•••••┈• به کافه کتاب شهید صدرزاده بپیوندید: 🌱|@ketabsadr .
14M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
♨️فيلمی کمیاب از لحظه ديدار آزادگان سرافراز با مزار امام سفر کرده 📌حرکت سينه خيز به سوی مزار پاک ایشان... 📅👈۲۶ مرداد ۱۳۶۹، آغاز بازگشت اسرای جنگ تحمیلی به کشور، گرامی باد. •┈•••••●✾•🌿🌺🌿•✾●•••••┈• به کافه کتاب شهید صدرزاده بپیوندید: 🌱|@ketabsadr .
14.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
روایت همسر شهید سیدان از خواب عجیب همسر دکتر طهرانچی درباره شهادتشان "شهید سلیمانی شش تربت به من دادند، ما شهید می‌شویم." ‌ •┈•••••●✾•🌿🌺🌿•✾●•••••┈• به کافه کتاب شهید صدرزاده بپیوندید: 🌱|@ketabsadr .
955.3K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
♦مبارزه ادامه دارد... سید مرتضی آوینی •┈•••••●✾•🌿🌺🌿•✾●•••••┈• به کافه کتاب شهید صدرزاده بپیوندید: 🌱|@ketabsadr .
آرپی‌جی‌زن یکی از گردان‌های لشگر 27 حضرت رسول (س) بود، یک‌بار به‌‌ دلیل این‌که حین عملیات، دو آرپی‌جی‌ شلیک کرده و به هدف نخورده بود، حلالیت طلبیده و نوشته بود: «حـلال کنید! امروز پای خاکریز، دوتا از گلوله‌های آرپی‌جی به هدف نخورد! حقوق این ماه من حلال نیست! ببخشید!» سپس در تاریخ 17 اسفند 64، مبلغ 4 هزار ریال از حقوقش رو برگرداند. شهید🕊🌹 •┈•••••●✾•🌿🌺🌿•✾●•••••┈• به کافه کتاب شهید صدرزاده بپیوندید: 🌱|@ketabsadr .
3.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
♦️بغض همسر شهید سپهبد رشید در هنگام سخنرانی / شهادت تنها فرزندم و همسرم امتحان الهی بود زهرا رحیمی، مادر شهید عباس رشید و همسر شهید سپهبد غلامعلی رشید: 🔹زیر آوار به صدیقه طاهره التماس کردم که همسر یا پسرم برایم بمانند و پناه من شوند 🔹تنها فرزند پسرم و همسرم به شهادت رسیدند که این یک امتحان الهی بود 🔹شهدا در مسیر اهل بیت و امام حسین بودند •┈•••••●✾•🌿🌺🌿•✾●•••••┈• به کافه کتاب شهید صدرزاده بپیوندید: 🌱|@ketabsadr .
سلام خلبان «ایدن مصطفی حمید» خلبانی عراقی بود که از دستور بمباران حلبچه سرپیچی کرد و به دستور صدام حسین اعدام شد او قبل از اعدامش گفت: آیا ملت ایران سال‌های بعد از من یاد می کنند؟ شادی روحش صلوات🌹 •┈•••••●✾•🌿🌺🌿•✾●•••••┈• به کافه کتاب شهید صدرزاده بپیوندید: 🌱|@ketabsadr .
1.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
♨️وقتی عقل عاشق شود، عشق عاقل می‌شود؛ و شهید می‌شوی... 📌به یاد شهید سید ابراهیم رئیسی •┈•••••●✾•🌿🌺🌿•✾●•••••┈• به کافه کتاب شهید صدرزاده بپیوندید: 🌱|@ketabsadr .
*آقای امام حسین، سلام!* گفته بودید وقتی به منزل رسیدیم‌ خبر رسیدنمان را به شما بدهیم‌ تا خیالتان‌ راحت بشود. 🥺🥺🥺 خواستم بگویم خیالتان راحت! ما زائرها روی بال فرشته‌ها قدم گذاشتیم و به خانه‌هایمان برگشتیم.😭😭😭 شکرخدا همه‌ی کودکان در سلامت به سر می‌برند و مجبور نشدیم حتی یکی از آنها را در خرابه‌ی کشور غریب بگذاریم و برگردیم.😭😭😭 روسری و چادر همه‌ی خانم‌ها پر از خاک شد اما از سرشان‌تکان نخورد. اصلا مردان گروه آنقدر غیرتی بودند که حتی اجازه ندادند کسی نگاه چپ به آنها بکند، چه برسد به اینکه بخواهند به چشم کنیز نگاهشان کنند!😭😭😭 مردم خیلی ما را دوست داشتند. برایمان لقمه می‌آوردند و اصرار می‌کردند بخوریم. خداروشکر لقمه‌ها صدقه نبود.😭😭😭 نگران حالمان بودید، خواستم بگویم هیچ خاری در پایمان فرو نرفته ، روی دست‌هایمان جای طناب نیست و موهایمان آتش نگرفته. فقط کمی آفتاب سوخته شدیم، همین!😭😭😭 سراغ شش ماهه‌ی کاروان را گرفتید، خواستم بگویم الان توی بغل مادرش خواب است و احتمالا دارد رویای شیرین سفر را می‌بیند.😭😭😭 شما خیلی تاکید کرده بودید تشنه نماند. خواستم بگویم همه خیلی دوستش داشتند، بغلش می‌کردند و برایش آب می‌آوردند.😭😭😭 دخترها هم کلی بازی کردند و از این طرف به آن طرف‌‌ دویدند. ولی خداروشکر در بین انبوه جمعیت نه گوشواره‌ای گم شد و نه دامنی آتش گرفت. 😭😭😭 همسفرهایمان همه عالی بودند، همه مودب و متین صحبت می‌کردند و هیچ کس به شما و خانواده تان بد نمی‌گفت.....😭😭😭 آقای مهربانم، خواستم بگویم همه چیز خوب است. همه به خانه‌هایمان برگشتیم و هیچ چیز و هیچ کس را در صحرای کرب و بلا جا نگذاشتیم به جز "دلمان" ....😭😭😭 چقدر عجیب است که شما اصلا اجازه نمیدهید ما حتی یک جرعه از مصیبت شما را بچشیم ...😭😭😭 •┈•••••●✾•🌿🌺🌿•✾●•••••┈• به کافه کتاب شهید صدرزاده بپیوندید: 🌱|@ketabsadr .