eitaa logo
کافه کتاب شهید صدرزاده
732 دنبال‌کننده
3هزار عکس
1.6هزار ویدیو
45 فایل
🔵 داستان و خاطرات از شهدا. 🟡 فروش کتاب ها اکثراً با موضوع شهدا و با تخفیف ویژه «آقا مصطفی!» 🌷شادی روح همه شهدا خصوصا شهید مصطفی صدرزاده «صلوات» 📗 کانال فروشگاه کتاب: @forooshgah_ketabsadr 📱ارتباط با مدیر و سفارش کتاب: @mostafa_sadrzade313
مشاهده در ایتا
دانلود
🥪 درباره حاج قاسم در دوران پهلوی چقدر میدونید... ؟ حاج قاسم از همون اول انقلابی بود... 🌱|@ketabsadr
🥪 خدا بگم این گزینش رو چیکار نکنه حاج قاسمم رد کرده بودن😳😡😄 بخاطر، موهای بلند فررفری پیراهن آستین کوتاه و سگک بزرگ کمبربندش😐 🌱|@ketabsadr
🖼 تصویری از شهیدان علی و رضا شاهسونی که امروز در استان فارس به شهادت رسیدند. 🔹فرمانده انتظامی استان فارس: بامداد امروز در تیراندازی قاچاقچیان مسلح به‌سمت پلیس، سرگرد رضا شاهسونی و استواریکم علی شاهسونی به شهادت رسیدند و ۴ نفر دیگر هم مجروح شدند. تلاش برای دستگیریِ قاچاقچیان ادامه دارد. 🌱|@ketabsadr
2.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📌 یعنی بیداری 🎙خوب گوش کنید رزمنده دفاع مقدس چه می گوید!؟ 🚨امروز وقت خواب نیست!!!! 🌱|@ketabsadr
4.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📽 گزارشی از مراسم دهمین سالگرد «ذبیح فاطمیون» و رونمایی از کتاب «شیشه عطر» 🔸دهمین سالگرد شهید رضا اسماعیلی همراه با رونمایی از کتاب «شیشه عطر» زندگینامه این شهید در مشهد برگزار شد. کتاب «شیشه عطر» برگرفته از خاطرات مادر شهید رضا اسماعیلی است که در ۸ بهمن سال ۱۳۹۲ در سوریه به شهادت رسید. @Fatemiyoun_1434 •┈•••••●✾•🌿🌺🌿•✾●•••••┈• به کافه کتاب شهید صدرزاده بپیوندید: 🌱|@ketabsadr .
6.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
▪️حلما خطاب به رهبر: حالا که به من سن تکلیف نرسیدم، میشه شمارو یه کم بغل کنم؟ 🔴بابام شمارو بهم هدیه داد. حلما احمدی دختر شهید پوریا احمدی 🌱|@ketabsadr
نخبه علمی بود به قدری باهوش بود که در۱۳سالگی به راحتی انگلیسی حرف می‌زد درجبهه آموزش زبان مۍ‌داد والفجر۸ شیمیایی شد و در۱۷سالگی به شهادت رسید معلم کوچک جبهه‌ها 🌷شهید🌷 🌱|@ketabsadr
حواستان هست ؛ این‌ها استخوان‌های آن شهیدی‌ست که پای امام زمان خود ایستاد مبادا جا بمانیم ..... 🌱|@ketabsadr
خنده‌ی گرم و دلنشین‌شان برف‌ها را در زمستان ، آب می‌کنــــد ... ❤️🌷 عاقبتمون شهدایی🌥✋ 🌱|@ketabsadr
📌 ماجرای تفحص بند انگشت و انگشتر در فکه 🔹️ مدتی بود که در میدان مین فکه، منطقه عملیاتی "والفجر یک" در حال تفحص بودیم اما از پیکر شهدا هیچ اثری نبود. ◇ عصر عاشورای سال ۱۳۷۳ یا ۷۴ بود. پکر بودم و به سمت ارتفاع ۱۱۲ همین طور راه می رفتم و به شهدا التماس می کردم که خودی نشان دهند. ◇ ناگهان در خاک‌های اطراف چیزی سرخ رنگ نظرم را جلب کرد. توجه که کردم به انگشتر می مانست .... ◇ جلوتر که رفتم دیدم یک انگشتر است. دست بردم برش دارم که با کمال تعجب دیدم یک بند انگشت هم بدان متصل است. ◇ خاک های اطرافش را کندم . بچه ها را صدا کردم. علی آقا محمود وند و بقیه هم آمدند. ◇ یک استخوان لگن، یک کلاه خود آهنی و یک جیب خشاب پیدا کردیم. ◇ بچه ها یکی یکی می نشستند و بغض شان می ترکید. این انگشت و انگشتر پلی زده بود ◇ با امام حسین (ع) در عصر عاشورا روضه ای بر پا شد ... 📚 راوی: مرتضی شادکام کتاب تفحص، نوشته حمید داود آبادی، ناشر: صیام، صفحه ۲۳-۲۲٫ 🌱|@ketabsadr