eitaa logo
「خـــاكِ‌مِــعـــ‌راج」
981 دنبال‌کننده
3.2هزار عکس
1.5هزار ویدیو
28 فایل
. به‌نـام‌ خـالـقِ‌ عشق🤍𓏲ּ ֶָ •میشنوم؟ @animatooor کـــپی ؟! مـشکـلـی نـیــسـت لطفا محتوایی که دارای لوگوی خودِ کانال هستن فوروارد بشن ‹: ناشناسمونہ ↓(: https://abzarek.ir/service-p/msg/4000183
مشاهده در ایتا
دانلود
「خـــاكِ‌مِــعـــ‌راج」
نزار کھ عادت بکنیم🚦 #محمد‌حسین‌_پویانفر #استوری
وقتۍ مهدۍ ظهور کند، تمام جهان را صلح و عدالت فرا مۍگیرد . پیامبࢪرحمت᯽🦋
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
🌸🌱🌸🌱🌸🌱🌸 🌱🌸🌱🌸🌱🌸 🌸🌱🌸🌱🌸 🌱🌸🌱🌸 🌸🌱🌸 🌱🌸 🌸 ☘ پویان و افشین با ماشین تو خیابان ها دور میزدن. افشین با سرعت از فرعی وارد خیابان اصلی شد و با یه ماشین دیگه تصادف کرد.ولی پیاده نشدن. منتظر بودن راننده اون ماشین بیاد ولی راننده اون ماشین هم پیاده نمیشد. به پویان گفت: -راننده ش دختره،چادری هم هست.تو برو.خسارت هم اگه میخواد میدم ولی ردش کن بره. پویان نگاه معنا داری بهش انداخت، و پیاده شد.وقتی راننده اون ماشین رو دید خشکش زد.فاطمه نادری بود. فاطمه وقتی متوجه پویان شد، خواست پیاده بشه ولی پویان اجازه نداد. فاطمه تعجب کرد. پویان گفت: -همون دوست دیوانه م رانندگی میکرده.نمیخوام متوجه بشه با شما تصادف کرده.شما سریع برید،تمام خسارت ماشین تون رو خودم بعدا تقدیم میکنم. مریم با تعجب گفت: -چرا؟!! پویان تازه متوجه حضور مریم شد.به تته پته افتاد. فاطمه متوجه علاقه پویان به مریم شد.با احترام گفت: -نیازی به خسارت نیست.این دومین باریه که به من لطف میکنید.امیدوارم بتونم یه روزی جبران کنم.خدانگهدار. ماشین رو روشن کرد و رفت. وقتی فاطمه رفت، پویان نفس راحتی کشید. با خودش گفت، کاش میشد درمورد مریم به فاطمه بگم.حتما کمکم میکنه... ولی حتی اگه فاطمه بتونه مریم رو راضی کنه،پدرومادر خودم راضی نمیشن. کور سوی امیدی که تو دلش روشن شده بود دوباره خاموش شد.افشین بوق زد.سمت ماشین رفت و سوار شد. -چیشد؟ -هیچی،گفت خسارت نمیخواد و رفت. -میشناختیش؟ پویان به چشمهای افشین نگاه کرد و گفت: -حالا چون عاشق یه دختر چادری شدم باید تمام دختر چادری های این شهر رو بشناسم؟! مرموز نگاهش کرد و گفت: -آخه زود راضی شد! -خب اونم عاقل و خانوم بود.وقتی عذرخواهی کردم فهمید با آدم متشخصی طرفه،زود بخشید. -تو گفتی ولی من که باور نکردم. -بجای اینکه باور کنی درست رانندگی کن. یک هفته به رفتن پویان مونده بود. میخواست با فاطمه صحبت کنه ولی نمیدونست کجا. تو دانشگاه نمیشد،... دومین اثــر از؛ 🌸 🌱🌸 🌸🌱🌸 🌱🌸🌱🌸 🌸🌱🌸🌱🌸 🌱🌸🌱🌸🌱🌸 🌸🌱🌸🌱🌸🌱🌸༄⸙|@khacmeraj
یک پارت تقدیم نگاه ارزشمند شما🌸🌿
1.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
۱۰ربیع الاول، سالروز ازدواج پر خیر و برکت پیامبر اکرم (ص) و حضرت خدیجه کبری (س) بر مسلمانان جهان مبارک باد😍🌿 🤩
11.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
مهمات‌کم‌داریم ؛ قدری لبخند بزن ؛🌱❤️
سـلام‌مـمنوݩ‌ازهمراهے،زٻباےشـما🌜🌾 چشم حتما سعی میکنم چنین کاری بکنم😅☺️
سـلام‌مـمنوݩ‌ازهمراهے،زٻباےشـما🌜🌾 اشتباهی پیش اومده بود ویرایش شد🙏🏻
سـلام‌مـمنوݩ‌ازهمراهے،زٻباےشـما🌜🌾 بنده ندارم متاسفانه...👀🙏🏻
سـلام‌مـمنوݩ‌ازهمراهے،زٻباےشـما🌜🌾 بله حدود ۲ روز برای اینکه رمان جدید رو( ) شروع کنیم بین پارت گذری ها وقفه افتاد عذر میخوام☘🙏🏻