آخرین مصاحبه سردار سلیمانی رو کیا نگا کردن؟(:
فرصت کنین یه ساعتو نیمه حتما نگا کنین . .
از خاطرات جنگ 33 روزه لبنان میفرمایند
میگن ۲۶ روز بود شکست میخوردیم
اومدم ایران با حضرت آقا صحبت کنم
آقا مشهد بودن
رفتم مشهد باهاشون صحبت کردم
سرباز و فرمانده هرچقد هم باشه یه سری باهم دارن(:
میگه حرفامو گفتم تموم شد اینکه ۲۶.۲۷روزه شکست میخوریم و..
آقا موقع وضو اومدن پیشم گفتن حرفی نمونده بگی؟ گفتم خیر اقا
رفتن بعد نماز صحبت یکی از آیه های سوره احزاب رو خوندن
گفتم وااای چرا آقا این ایه رو خوندن ما که موقعیت خندق کندن نداریم
میگه آقا یه توصیه بهم کردن
گفتن به رزمنده ها بگو جوشن صغیر رو بخونن
سردارمیگه برگشتم لبنان
به سید حسن نصرالله گفتم آقا چنین فرمودن
میگه سید حسن بیسیم رو برداشت گفت به تمام گروهان ها بگو "ولی" امر فرموده جوشن صغیر بخونیم.
میگه همه خوندن
روز 29ام بود
کشتی اسرائیل رو قرار بود با موشک بزنیم، سید حسن هم قرار بود همزمان اعلام کنه که مردم بالا منبر بفهمن.
هر کاری کردیم موشک نرفت یه بار دوبار ..
سید حسن اومد بگه و صل الله
یه لحظه گفت گوش کنین گوش کنین همین الان کشتی اسرائیل رو زدیم!
در طی4روز نه تنها لبنان پیروز جنگِ سی و سه روزه شد بلکه اسرائیل به کشور های عربی گف به لبنان بگید دیگه بسه😎
یکی از خاطرات دیگه ای که سردار میگفتن
این بود که:
دو نفر از رزمنده ها رو فرستادیم بروند لبنان اطلاعات برامون بیارن
میگه چند روز گذشت ولی خبری ازشون نشد
میگه یه شب خوابیدم تو خواب دیدم که یکی از اون دو رزمنده اومد گفتم آقا کجایین چرا نیومدین برنگشتین
گفت میایم یکی دو روزه می آیم سردار میگه بهش گفتم پس اون یکی دوستت که باهات فرستادیم رفت کجاست چرا اون باهات نیومده
میگه برگشت بهم گفت به دو دلیل یکی اینکه چون من متاهلم
و دیگری نماز شبم حتی وقتی که تو آب داشتم غرق میشدم ترک نشد سردار میگه یکی دو روز بعدش برگشتن آره ولی خودشون نه! پیکرشون((: