eitaa logo
🍀کُمیٖتـــــه‌خـٰادِمیٖن‌ِشـُـهدٰا✨
4.5هزار دنبال‌کننده
10.2هزار عکس
3.8هزار ویدیو
56 فایل
کمیته برادران: @bisimchi67 کمیته خواهران: @Md654321 #خادم‌الشهدا فقط یک مدال بر روی سینه نیست! یک هدف و راه است‌ کسانی میتوانند هم مسیر باشند که اَدا و اِدعا را دفن کنند...
مشاهده در ایتا
دانلود
خوشبختــے یعنـے  حس‌ ڪنـی‌ دارد تو را‌ می‌نگرد و تو به احتـرامش از گنـاه فاصله می‌گیری ...❤️ 🌷 صبحتون وعاقبتمون شهدایی🌦✋🏻 @khademin_alborz
.. Γ♥️🍃•• 📝جدی گرفته‌ایم‌‌زندگـی دنیایی را.. و‌‌شوخـی گرفته‌ایم‌‌قیامت‌‌را..! کاش‌‌قبل‌‌از‌‌اینکه بیدارمان‌‌کنند؛ ‌بیدار‌‌شویم... 🥀 @khademin_alborz
6.71M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
✍🏻 همیشه کاری کن که اگه خدا تو رو دید، خوشش بیاد، نه مردم... !! شهید ابراهیم هادی🩵 @khademin_alborz
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
🌿 خدمت شما خادمین شهدا و اعضای محترم کانال به اطلاع شما بزرگواران می رساند ثبت نام در سامانه کوله بار از بامداد یکشنبه ۳ دیماه ۱۴۰۲ به صورت نامحدود باز می گردد. علاقمندانی که تاکنون در سایت کوله بار ثبت نام نکرده اند، اقدام نمایند. ❣کمیته خادمین شهدا🌱 @khademin_alborz
🕊️🍃 اللّهُمَّ وَ اعمِ أبصارَ قُلوبِنا عَمّا خالَفَ مَحَبَّتَكَ؛  بارالها...! ديده دل‌هايمان را از آنچه مخالف دوستى توست، كور گردان..♥️ -صحیفه‌سجادیه- 🩵 @khademin_alborz
حیاط بیمارستان، قبرستان شد و تخت‌های بیمارستان، شد نشانه قبرها...🥀 اینجا غزه است، قبرستان حقوق‌بشر‼️ @khademin_alborz
4_5794287898828211606.mp3
7.26M
🎧 بشنویم تـو دل بـارون زیـارت نامـه میخـونه دل مجنـون... 💔 🎤 حاج محمود کریمی ┄┄┅┅┅❅❁❅┅┅┅┄┄ @khademin_alborz
5.43M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📹 ببینید | «ای شهید...» 💌 شهید حاج قاسم سلیمانی: ✍🏻«من با این پاها در حَرَمت پا گذارده‌ام و دورِ خانه‌ات چرخیده‌ام و در حرم اولیائت در بین‌الحرمین حسین و عباست آن‌ها را برهنه دواندم و این پاها را در سنگرهای طولانی، خمیده جمع کردم و در دفاع از دینت دویدم، جهیدم، خزیدم، گریستم، خندیدم و خنداندم و گریستم و گریاندم؛ افتادم و بلند شدم. امید دارم آن جهیدن‌ها و خزیدن‌ها و به حُرمت آن حریم‌ها، آن‌ها را ببخشی.» 🥀 @khademin_alborz
🌷 📝مهدی را کمتر توی سنگر فرماندهی‌اش می‌توانستی پیدا کنی. بین بچه‌ها بود؛ وسط درگیری‌ها، زیر آتش دشمن. گاهی فرمانده لشکر را می‌دیدی که دوربین به دست خوابیده روی سینه‌ی خاکریز، و دیده‌بانی می‌کند. گزارش شناسایی‌ها معمولا به دست‌خط خودش بود. این‌طور بودنش، روحیه بود برای بچه‌ها. هر وقت یک کم شل می‌شدیم و روحیه‌مان پایین می‌آمد، یک بار آمدن و رفتن مهدی کافی بود تا همه‌چیز برگردد سر جای اولش. توی جزیره هم که بچه‌ها خسته شده و عراقی‌ها میدان پیدا کرده بودند برای جولان دادن، مهدی آمد و سلاح یکی را گرفت و نشست توی سنگر. سنگرش، جایی بود که دشمن کاملا دید داشت. گلنگدن را کشید و شروع کرد به زدن افراد دشمن؛ یکی یکی، چندتا چندتا. بقیه هم شیر شدند و نشستند توی سنگرهایشان، و شروع کردند به زدن عراقی‌ها. بعد مهدی گفت: این‌ها نباید یه لحظه آرامش داشته باشن. هر تیری که زدن، شما دو تا جوابشون رو بدین. آدم‌های زیادی توی خیبر بودند؛ ولی من فکر می‌کنم ما حفظ جزیره‌ها را مدیون همین قاطعیت و فرماندهی زین‌الدین هستیم. 📖به نقل از کتاب @khademin_alborz