eitaa logo
🌷❤شهید_همـت _ هادی❤🌷
602 دنبال‌کننده
12.9هزار عکس
3هزار ویدیو
57 فایل
🌹بفکر مثل شهدا مُردن نباش!بفکر مثل شهدا زندگی کردن باش🌹 ولادت:۱۲/ ۱/ ۱۳۳۴ شهادت :۱۷/ ۱۲ /۱۳۶۲ عملیات خیبر،طلاییه همت🌷 ولادت: ۱ /۲ / ۱۳۳۶ شهادت:۲۲ /۱۱ /۱۳۶۱ کانال کمیل هادی 🌷کپی مطالب باذکرصلوات مجازمیباشد🌷
مشاهده در ایتا
دانلود
اصن شب جمعه ها واسه اینه که دلمون رو جلا بدیم با اسم ...
🌷 می گوید: قبل از عملیات بدر می خواستیم در منطقه شلمچه در زید، عملیاتی انجام دهیم. خیلی مراقبت می کردیم که عملیات لو نرود. خط شلمچه متروکه بود، فعال نبود. یک طرفِ خاکریزِ دژِ ایران آب بود. بچه ها با مسئولیت ، مشغول شناسایی بودند. چند شب پشت سر هم می رفتند شناسایی. اولین تیم شناسایی که رفت، و بودند که برنگشتند. نمی دانستیم که اسیر شده اند یا شهید. من خیلی نگران و ناراحت بودم که آیا دشمن فهمید، عمليات لو رفت روز بعد من را صدا زد، گفت: "بچه ها فردا برمی گردند. " گفتم:"از کجا این را می گویی؟" گفت: در عالم خواب، به من گفت که ما اسیر نشدیم، شهید شدیم و خواهیم آمد. من فردا می آیم و روز بعد. " پیش بینی کرد که روز دوازدهم یا سیزدهم این دو شهید باز خواهند گشت. قدری با حسین شوخی کردم و گفتم:"مگر تو علم غیب داری؟" گفت:"حسین، پسرِ غلام حسین این را می گوید. " این تکیه کلامش بود. من توی خط بودم. همین خط شلمچه. بچه ها صدا زدند و گفتند یک سیاهی روی آب است. با این که آب کم عمق بود و احتمال اینکه جنازه ها را بیاورد در حقیقت کم بود، ولی همین اتفاق افتاد و روز دوازدهم ، آب را به لب ساحل، جایی که بچه ها کنار نهر زیارت عاشورا می خواندند، آورد. این اتفاقی نبود که (درست) جنازه ها در همان زمان که حسین گفته بود و همان جایی که بچه ها زیارت عاشورا می خواندند، به ساحل بیایند. روز سیزدهم هم جنازه به ساحل رسید. بعد که جنازه ها آمد، حسین به من گفت:" می دانی چرا اول آمد و روز بعد؟" گفتم:"نه" گفت:"چون نماز شبش در آب هم قطع نشد. " حسین به من گفت که حضرت زینب(س) گفته است که شما در این عملیات پیروز می شوید. حسین در ظاهر و باطن یک عبد به معنای حقیقی کلمه بود. او بنده حقیقی خدا بود. ✍ حاج قاسم بدون هدف محل دفن جسد مطهرش را مشخص نکرده، شاید این انتخاب حاکی از ارادت سردار به شهید یوسف اللهی بوده باشد. 📚حاج قاسم، علی اکبر مزدآبادی، ص٤٩_٥٠ @khademe_alzahra313
16.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
کجایند مستان جام الست؟ دلیران عاشق،شهیدان مست.... |خاطره شهید حاج #قاسم سلیمانی از #شهید_حاج‌_یونس_زنگی_آبادی #فرمانده تیپ امام‌ #حسین (ع) #لشکر ۴۱ ثارالله
🍃💐🍃 💟●می دانستم که شهید شده است. که تازه از اندیمشک به خانه آمده بود به من گفت: مادر، می خواهم شما را به شهدا ببرم تا حسین را ببینید. با هم رفتیم.💐 💟در آنجا به طوری که 😢 در چشمانم حلقه زده بود، صورت حسین را بوسیدم.💐 💟●کنار قبری که حسین را به خاک سپردیم، قبر خالی بود. رضا با دست به آن اشاره کرد و گفت: چند روز دیگر می آید💐 . 💟در همان ، از همه دوستان و آشنایان حلالیت طلبید و هنگام رفتن به من گفت: مادر مرا می کنی❓ گفتم: تو به من بدی نکرده ای که بخواهم حلالت کنم. گفت: نه، این طوری نمی شود، بگو از قلب💞 حلالت می کنم. من هم گفتم: حلال ِ حلال.💐 💟‌●چند روز بعد، آن قبر را آوردند. خودش بود؛ محمد رضا را همانجا به خاک سپردیم.🍃💐🍃 ‌‌✍روای: مادر شهید 📎پ ن :شهیدسیدمحمدرضا دستواره قائم مقام لشکر۲۷محمدرسول الله «ص» 🍃💐🍃 @khademe_alzahra313
(ع)🏴 گر بپرسی کی بمیـــرم؟ با چه ذکــــری؟ در کـــــــــــــــــجا؟ پاسخ آید یا یا یا السلام علیک یا ابا عبدالله الحسین @khademe_alzahra313
🌷❤شهید_همـت _ هادی❤🌷
زندگینامه سردار خیبر شهید حاج محمد ابراهیم همت 🌹🌻🌸🌼🌻🌼🌺🌹🌻🌸🌼🌺 فصل ششم قسمت8⃣1⃣1⃣ که در اون عملیات
زندگینامه سردار خیبر شهید حاج محمد ابراهیم همت 🌺🌹🥀🌻🌺🌹🥀🌻🌹🌺🌹🥀 فصل ششم قسمت9⃣1⃣1⃣ تو دیدگاه چون ما تنگه ((بژقازه ))رو گرفته بودیم من ، و را صدا کردم،گفتم بیایید ببینید اون جا.😌 آمدند آن جا و دشمن را نشان دادم .یک تیپ داشت عراق، که تیپ زرهی بود به نام صدام.بهش گفتم : دشمن فقط ازش همین باقی مونده که تو ده حسن قندیه. من تا اون جا شناسایی رفتم.به همت گفتم:که من حالا برادر محسن را نمی تونم ببینم شما که دارید میرید عقب بهشان بگید که کرم فلان ده را شناسایی کرده. ما می تونیم عملیات رو ادامه بدیم و حتی می خواست آن جا بمونه که با من شناسایی بیاد ولی احمد بهش گفت که اینجا هست و شناسایی می کنه ، بیاید ما بریم . که بعدش آمد و آقای محمد باقری و صفوی که من این ها را بردم و منطقه را دیدیم که بعدش هم تصمیم به عملیات گرفته نشد.😞 محمد مسئول اطلاعات فپقرارگاه ڪربلا بود آن موقع، حسن نیروی زمینی و قرارگاه لشکر نصر دستش بود که اینا تیپ های حسن بودند. حسن یک چیز گردن کلفتیه ، اصلا توی این داستان های ما نمی گنجه.😢 یعنی شما اگر بخواهید بگید که ابرمرد اندیشه نظامی سپاه پاسداران در آن اوایل کیه؟حسنه، باقری طراح جنگ ها کیه؟حسنه و ما همه بعد از اون قرار داریم، حتی و و همه این ها می افتند بعد از اون.حسن اصلا یک چیز دیگه ای بود و چهره اش اصلا روشن نمیشه توی جنگ. 😰 چی میگن،حالا ... بعد می آییم ما به جنگ بیت المقدس که بنده باز با و نمی تونم باشم .باز مجدد دستور کار ما رفتن به غربه، تو فتح المبین هم که غرب نشده بود ـ من رفته بودم با فضلی این ها چون آقای به من گفت :باید بری غرب . همت کار درخشانش در مرحله سوم عملیات بیت المقدس و نهرخین است که زخمی می شه از پا با ترکش و کار عملیات می افته دست همت و او شایستگی خودش رو آن جا نمودار میکنه و با ایستادگی و مقاومتی که کنار بچه ها در خط اول و توی ده سعید انجام میده موفق می شه اون جاها رو به پیروزی برسونه.😌 چون عقبه اصلی عراق،عقبه جاده آسفالتی بود که از بصره می آمد ((تنومه)) ار تنومه می اومدش .... ادامه دارد...🌺🌺
◼️▪️◼️▪️◼️ 🥀 بايد باشی تا بفهمی هم می‌توانی دامان مولايت را چنگ بزنی. 🍂می‌توانی نزدیک ترین به باشی!! 😔مولای‌ غریبم ببخشيد كه سالهاست حتی نتوانستيم باشيم... 🥀به هنگامه‌ی اشتیاق عبدالله برای یاری امامش علیه‌السلام ملتمسانه امشب اشک می‌ریزیم به امام غریبمان 🤲به التماس ... 🏴 عزاداریم 🤲اللهم عجل لولیک الفرج @khademe_alzahra313
🌷❤شهید_همـت _ هادی❤🌷
زندگینامه سردار خیبر شهید حاج محمد ابراهیم همت 🌼🌻🌹🌺🌻🌼🌹🌺🌻🌼🌹🌻 فصل ششم قسمت 4⃣2⃣1⃣ اما به محض این
زندگینامه سردار خیبر شهید حاج محمد ابراهیم همت 🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹 فصل هفتم قسمت5⃣2⃣1⃣ حاج همت همراه برادرش ولی الله برای شناسایی روی ارتفاعات ((گیسکه))رفته بود . پس از دقایقی گشت زنی و تمرکز روی مواضع دشمن،داخل سنگری شدند.👌 حاجی با دوربین از کناره های سنگر ارتفاعات شهر؛؛مندلی؛؛عراق را شناسایی کرد.دشمن متوجه حضور آن ها شد و اثپقدام به شلیک خمپاره کرد . اولین خمپاره در پنجاه، شصت متری آن ها به زمین اصابت کرد.دومی در حدود سی متری و سومی نزدیک تر .😢 ولی الله نگران شد وپ. حاج همت با کمال آرامش به او گفت :((باید برویم،الان سنگر ما را می زنند.))😢😱 هرطوری بود سنگر را ترک کردند اما هنوز خیلی از آن جا فاصله نگرفته بودند که گلوله ی خمپاره درست خورد به وسط سنگر و سنگر به هوا رفت.😢 ابراهیم و ولی الله به سنگری که منفجر شده بود نگاه می کردند و به اتفاق که قرار بود بیفتد، فکر می کردند.😞 نصرت آمده بود جلوی چشم شان.لبخند بر لب گفت:تا خواست خدا نباشه برگ از درخت نمی افته!☺️ در قرارگاه کربلا حسن باقری، صیاد شیرازی، رحیم صفوی،غلامعلی رشید(فرمانده عملیات سپاه دزفول)مجید بقایی (فرمانده سپاه شوش)مرتضی صفاری(فرمانده جبهه شوش)و محسن رضایی دور هم نشسته بودند.🌺 محسن رضایی فرمانده سپاه پس از کمی تردید، قرآن را باز کرد .سوره فتح آمد . همه خوشحال شدند .😊 ساعت سی دقیقه ی بامداد روز دوم فروردین ماه سال ۱۳۶۱عملیات فتح المبین با رمز یازهرا شروع شد. نیروهای چهار قرارگاه از چهار محور به دشمن حمله کردند.😔 نیروهای قرارگاه قدس در محور شمالی منطقه ی عملیات یعنی در محدوده ی تیشه کن و چاه نفت به طرف دشت عباس و عین خوش و تنگه ی ابو غریب مهمترین هدف آن ها بود. 👍 نیروهای قرارگاه نصر هم با هدف تصرف ارتفاعات((علی گره زد))بلتا، شاوریه و تصرف توپخانه ی دشمن در منطقه ی علی گره زد ، زیرنظر متوسلیان و# حاج همت، قجه ای، چراغی، وزوایی و معاونش# عباس ورامینی و کریمی حمله را آغاز کردند.😢 خاموش کردن توپخانه دشمن می توانست کمک بسیار بزرگی به پیروزی کند.😞 البته نیروهای نصر پس از خاموش کردن توپخانه دشمن بایستی پیشروی خود را به سوی مرز ادامه می دادند.😢 نیروهای قرارگاه فجر در غرب کرخه و مقابل شوش وارد عمل شدند و اگر به تپه های ابوصلیبی خات—که مسلط بر منطقه است–می رسیدند ، با ادامه ی عملیات می توانستند در حوالی((واوی))به ....👍 ادامه دارد.....🌼
۱۰ دقیقه بری عطاری بوی عطر می‌گیری... ۱۰ دقیقه هم بری قصابی بوی گوشت می‌گیری... ۱۰ ساله اومدی هیئت... بوی گرفتی؟ بوی (ع) گرفتی؟
❣ ڪوفـيان بـا «ظهور» (علیه السلام) و بـا «غـيبـت» تـو امـتحـان ، بـہ راستے سخـت تـر اسـٺ!!! ظهور.... يـا ⁉️ امیدغریب های کجایی!💔 🌸🍃 @khademe_alzahra313
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🍃🍃🍃🍃🌷🌷 📹,شب زیارتی سیدالشهداء علیه السلام ✋به تو از دور به ,, از طرف وصله ی ناجور سلام😭 🍃🍃🌷 ✋صلی الله علیک یااباعبدالله السلام علیک و رحمت الله و برکاته 🍃🍃🌷    🤲