eitaa logo
خجلان 🇵🇸🇮🇷
543 دنبال‌کننده
118 عکس
145 ویدیو
17 فایل
|﷽| اینجا ؟ راوی ِصادق برای روایت عصر معاصر عصری که بعضاً جارچی‌هایش به عمد دنبال انتشار اخبار غلط بودند ما ؟ خجلان / خجالت‌زده / شرمنده | به دنبال شکستن سکوت جهان # خاموش نمون/ رسانه باش 📮پل ارتباطی @mosafere_313 📚کانال مرجع @jahadelmi313
مشاهده در ایتا
دانلود
شاید بعضی وقت‌ها وقتی شرایط سخت می‌شه، بگیم ما دلمون می‌خواست برای رضای خدا کار کنیم خب شرایطش نبود ❌، دستم بسته بود، تکلیف ازم برداشته‌س 🤷 ‌ 🔰@khajlan ساکت نمون / رسانه باش
اما یه سوال 🤔: اگه ما جای امام سجاد علیه‌السلام 😔 بودیم چی کار می‌کردیم؟ ❓ ‌ 🔰@khajlan ساکت نمون / رسانه باش
نه لشکری مونده بود، نه یاری 👥. نه منبر ، نه جمعیتی که بشه باهاشون حرف زد . از عاشورا 🏴 فقط زخم 💔 مونده بود و زنجیر 🔗. ولی امام چی کار کرد؟ 🤔 ‌ 🔰@khajlan ساکت نمون / رسانه باش
کنار نکشید ❌. گفت این راهِ بسته ، هنوز یه گوشه‌ش بازه 🚪. ‌ 🔰@khajlan ساکت نمون / رسانه باش
رو آورد به دعا 🙏. نه برای دل‌خوشی 😊 برای تبیین 📣. برای تربیت نسل 👨‍👩‍👧‍👦. برای باقی موندنِ راه . ‌ 🔰@khajlan ساکت نمون / رسانه باش
صحیفه، فقط زمزمه‌های شبانه نیست. دست‌نوشته‌های یک فرمانده‌ست 📝 که سلاحش دیگه شمشیر نیست، کلماتشه ✍️. ‌ 🔰@khajlan ساکت نمون / رسانه باش
راهِ حسین 💚 نباید گم می‌شد . امام سجاد، حتی از تهِ اسارت ⛓️، با کلامشون، با دعا و نیایش نذاشت راه حسین گم بشه... ‌ 🔰@khajlan ساکت نمون / رسانه باش
سیره و زندگی امام سجاد بهمون میگه.. 📍از نهایت سخت‌ترین شرایط و حداقل‌ترین امکانات میشه نفس کشید و زندگی کرد برای رضای خدا و جنگید برای رضای خداا ‌ 🔰@khajlan ساکت نمون / رسانه باش
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
تا چشم کار می‌کرد بیابان بود و آفتاب سوزان... راهِ طولانی و سخت و گرمای هوا طاقت فرسا... اما دل، دل عاشق زودتر از جسم به مقصد رسیده بود... از فرط دلتنگی شب و روز نمی‌شناختند. گمان می‌کنم اگر کودکان نبودند، همان استراحت کوتاه و قوت بخور و نمیر هم از تن خسته و نالان خودشان دریغ میشد... ‌ 🔰@khajlan ساکت نمون / رسانه باش
مگر میشود؟ مگر میشود محبوب گرسنه و تشنه باشد و تو میل به غذا داشته باشی؟ مگر میشود که محبوب پیراهن کهنه به تن داشته باشد و تو به فکر لباس باشی؟ ‌ 🔰@khajlan ساکت نمون / رسانه باش
خاطراتش را مرور میکرد... مرور می‌کرد تا وقتی به خانه رسید آن ها رو برای دیگران تعریف کند... ناگه صورتش خنک میشد.... وقتی به خاطرات سفرش فکر میکرد بارانی بود که بی امان می‌بارید... ‌ 🔰@khajlan ساکت نمون / رسانه باش