نمیدانم دارم روزهایم را میکُشم
یا روز هایم دارند مرا میکُشند
در هر صورت جنایتی درحال وقوع است.
–داستایفسکی
KHALSEH.
انسان غمگین..کسی که احتمالا توقعاتش بر آورده نشده.توقع از آدمی،از رویدادی و یا شاید از سراسر زندگی.
اصولاً انسان.کسی که توقعاتی از او میرود که معمولا علاقه مندی به این توقعات در او دیده نمی شود.گاهاً با این خط فکری که اگر خواسته من از کسی برآورده نشد،توقع دیگری از من نا بهجاست.
پس انسان ها فقط به دیگران نگاه میکنند که بر وقف مراد خودشان نیستند و به ندرت خاطرنشان میکنند که خودشان برای دیگران چه کرده اند؟
گاها انسان ها به تقاطع توقع دیگران و خواسته خودشان میرسند.همانجا که عقل پشت میز شطرنج قهوه مینوشد و روی صندلی مقابل، قلب قرار گرفته.و حالا آدمیزاد مانده و دوراهی دوست داشتن و دوست داشته شدن.
بنابراین، شیرین تر به کام می آید اگر توقع هر کس فقط از خودش باشد.تقریبا ۸/۹ میلیاردی آدم زنده وجود دارد اما سوال من این است که چرا هیچکس در برابر توقعات نمی گوید: بهتوچهزنیکهعبدلآبادی🗣★
-چرندیاتی که در ذهنم پرسه میزدند.