هدایت شده از ریحانه
💌 #مینویسم_برای_پدر_شهیدم | هنوز هم خامنهای رهبر
🔰 تکنگاریهایی به قلم زنان ایرانی از روزهای پس از شهادت #آقاجان ما، شهید سیدعلی خامنهای و دفاع مقدس ملت ایران در برابر آمریکا و رژیم صهیونیستی؛ اسفند ۱۴۰۴
🔻 مشغول حفظ آیههای پایانی جزء یک بود. چند دقیقه صدای تلاوتش قطع شد. آمد نشست کنارم. سرش را آورد نزدیکم: «مامان، دلم برای صدای آقا تنگ شده. دلم صدای آقا رو میخواد.» فکر کردم اشتباه شنیدهام و بهانهی پدرش را میگیرد. گفتم: «صدای بابا؟!» گفت: «نه، صدای آقا!»
🔻 از پوشهی فیلمهای موبایل یک نماهنگ هشتدقیقهای از سخنرانی حضرت آقا دربارهی جنگ احد پخش کردم و با هم دیدیم.
لبهایش میلرزید.
- مامان من هنوز باورم نمیشه آقا شهید شده.
- ما هم باورمون نمیشه پسرم. ولی آقا به آرزوش رسید، همیشه دعا میکرد شهید بشه.
پلکهایش روی هم افتاد، آب دهانش را به سختی قورت داد.
- آقا فکر نکرد اگه شهید بشه بعدش ما باید چیکار کنیم؟
برایش توضیح دادم رهبر جدید انتخاب میشود و از او تبعیت میکنیم.
ناامید و دلتنگ گفت: «ولی من دوست دارم سر صف صبحگاهی فقط بگم الله اکبر خامنهای رهبر!»
🔻 شب جلوی مسجد، قبل از شروع مراسم تجمع با بچهها شعاربازی میکردند. هنوز مراسم شروع نشده بود که با گریه آمد خودش را انداخت توی بغلم. با هقهق میگفت: «اون پسره میگه آقای خامنهای دیگه رهبر ما نیست!» مراسم شروع شد و پسربچه را نتوانست نشانم بدهد.
🔻 سحر نوزدهم ماه رمضان بعد از شنیدن خبر معرفی رهبر انقلاب، مُصر شد که برویم پسر همبازیاش را پیدا کنیم و بگوییم: «دیدی هنوزم خامنهای رهبر!» بهش قول دادم بعدازظهر برویم در تجمع بیعت با رهبر، به همهی دنیا بگوییم «هنوزم خامنهای رهبر!»
🔻 بعدازظهر در میدان مولوی اهواز، عکاس گوشهی میدان را نشانم داد: «مامان! باید برم بایستم کنار اون عکاسه روی بلندی شعار بدم تا همهی دنیا منو ببینه.» از بین جمعیتِ خرماچینِ توی خیابان خودمان را رساندیم آنطرف میدان. عکاس کمک کرد پسرک چند دقیقهای روی چهارپایه کنارش بایستد و شعار بدهد. مشت گرهکردهاش را سمت آسمان گرفته بود و با همهی جانش فریاد میزد: «الله اکبر، خامنهای رهبر!» در مسیر برگشت، انگشت اشارهاش را بالا آورد و با صدای گرفته گفت: «ولی من حتماً باید اون پسره رو پیدا کنم و بهش بگم هنوزم خامنهای رهبر!»
✍🏻 راضیه نوروزی
🗓 شماره ٢١
🇮🇷 مجموعهروایت «مینویسم برای پدر شهیدم» فراخوانی است از حضور در قلب خیابانهای ایران. متن یا فیلم خود از حضورتان در تجمعات این شبهای سوگ و حماسه را برای ما بفرستید به این شناسه: @reyhaneh_contact
رسانه «ریحانه» را دنبال کنید
📲 @khamenei_reyhaneh
KHAMENEI.IR
📢 روایتی از بازدید سال ۹۶ رهبر شهید انقلاب و آیتالله سیدمجتبی خامنهای از مناطق زلزلهزده سرپل ذهاب کرمانشاه
✍ پاییز سال ۱۳۹۶ در بازدید آیت الله خامنهای از مناطق زلزلهزده سرپل ذهاب، وارد روستای قلعه بهادری شدیم. جلوی یکی از خانهها ایستادیم. آقا وارد حیاط خانه شد. وقتی آقا وارد حیاط شد، هنوز مردم روستا جمع نشده بودند.
🔹️ من رفتم جلوتر. توی یکی از چادرها مردی بچه به بغل بود؛ اجازه گرفتم و داخل شدم. حدس زدم چون مرد داخل چادر هست آقا وارد آنجا میشوند. آقا وارد چادرهایی که مردشان نبود نمیشدند. اسم مرد را پرسیدم، کیومرث قوچانی بود. دو زن جوان هم داخل چادر بودند و زنی سندار. چادر را خودشان علم کرده بودند، با نِی و نایلون.
🔹️ حدسم درست بود: آقا جلوی چادر ایستاد. به کیومرث گفتم: برو جلو تعارف کن. مرد دستپاچه بود، بچه را داد بغل یکی از زنهای جوان و رفت جلوی ورودی چادر. کیومرث دست دراز کرد و دست داد. آقا دست کیومرث را نگه داشت و داخل شدند؛ سلام و علیک کردند. کیومرث گفت: نور آوردید. سیدمجتبی پسر آقا هم پشت سرشان وارد شدند.
🔹️سقف چادر کوتاه بود، همه سرمان را کمی خم کرده بودیم. آقا با همه احوالپرسی کردند و بعد به نیها اشاره کردند و چادر و پرسیدند: اینها را خودتان ساختید؟ زنها جواب مثبت دادند. آقا دعایشان کردند؛ یک قدم جلوتر رفتند و با نوک انگشتها لپ بچهای که بغل یکی از زنها بود را گرفتند و بعد همان نوک انگشتانشان را بوسیدند. چند جملهای صحبت کردند و از چادر خارج شدند.
🔹️ یکی از محافظها کفشهای آقا را گذاشت جلوی پایش تا بپوشد. وقت بیرون رفتن همه دنبال آقا رفتند. من و آقا مجتبی مانده بودیم در ورودی چادر و دنبال کفشهایمان میگشتیم که زیر پای جمعیت جابجا و گلی شده بود. آقامجتبی لبخند زد و گفت: آقای قزلی تو هم دنبال کفشت میگردی؟
🔹️ لبخندش را جواب دادم و به شوخی گفتم: اگر پیدا کنیم هم این کفش دیگر کفش نمیشود...
👈 بالاخره کفشهایم را جوریدم و پوشیدم و بیرون آمدم. همان موقع فهمیدم یکی از لنگههای کفشم عوض شده...
.
🔹️حرف یکی دو لنگه کفش نیست... حرف ادب و تواضع است. بعضی محافظها و خبرنگارها در روستاهای قبلی به اقتضای شلوغی فهمیده یا نفهمیده باکفش وارد چادر زلزلهزدهها شده بودند.
🔹️آقا و پسرش ولی کفشهایشان را در میآوردند دم چادر و ادب و آداب دید و بازدید را رعایت میکردند.
مردم ایران و دنیا باید بدانند رهبران ایران حرمت زیرانداز مردمشان را هم نگه میدارند آن هم در دنیایی که چنان جنگل شده که زورمندش خون بچههای دبستانی را به هیچ میگیرد.
📝 مهدی قزلی
💻 Farsi.Khamenei.ir
🎨مجموعه پوستر
👈 برنده نوبل بچهخواری
📢 در یک جنایت بینظیر در تاریخ معاصر، صبح شنبه ۹ اسفند ۱۴۰۴ بیش از ۱۶۸ دختر و پسر معصومِ یک دبستان در میناب استان هرمزگان، با شلیک مستقیم موشک رئیسجمهور پدوفیل و تروریست آمریکا دونالد ترامپ به شهادت رسیدند.
🖥 Farsi.Khamenei.ir
هدایت شده از رسانه رهبر انقلاب اسلامی
📣اولین پیام حضرت آیتالله سیدمجتبی حسینی خامنهای رهبر معظّم انقلاب اسلامی تا دقایقی دیگر منتشر خواهد شد.
🔹️این پیام راهبردی که در هفت سرفصل مهم صادر شده، حاوی نکات ویژهای درخصوص رهبر شهید انقلاب، نقش و وظایف مردم، نیروهای مسلح، دستگاههای اجرایی و جبهه مقاومت و همچنین کشورهای منطقه و مواجهه با دشمنان است. ۱۴۰۴/۱۲/۲۱
📲@rahbar_enghelab_ir
هدایت شده از رسانه رهبر انقلاب اسلامی
📩 متن کامل اولین پیام حضرت آیتالله سیدمجتبی حسینی خامنهای رهبر معظّم انقلاب اسلامی
🗓 ۱۴۰۴/۱۲/۲۱
🔗 farsi.khamenei.ir/news-content?id=62800
📲@rahbar_enghelab_ir