📢 رسانه رسمی «بدرقه آقای شهید ایران» آغاز به کار کرد
👈 آخرین اخبار و اطلاعات درباره مراسم وداع، تشییع و تدفین امام مجاهد شهید حضرت آیتالله العظمی سیدعلی خامنهای قدساللهنفسهالزکیه را از نشانیهای زیر دنبال کنید.
📲 ایتا
https://eitaa.com/Badraghe_agha
📲 بله
https://ble.ir/Badraghe_agha
📲 روبیکا
https://rubika.ir/Badraghe_agha
📱 سروش
https://splus.ir/Badraghe_agha
📲تلگرام
https://t.me/Badraghe_agha
📲 توییتر
https://x.com/Badraghe_agha
🏴 #باید_برخاست #یالثارات_الحسین (ع)
🖥 Farsi.khamenei.ir
2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🖤 من زیر بیرق اباالفضلالعبّاسم...
🎥 در نخستین تاسوعای حسینی در فراق رهبر شهید انقلاب، این روایت «آقای شهید ایران» از پاسخ ستارخان به مأموران تزاری را ببینید.
🏴 «مثْلِي لاَ يُبَايِعُ مِثْلَهُ»
🖥 Farsi.khamenei.ir
هدایت شده از کشوردوست
❤️ #اعلان | عزاداری و مقتلخوانی صبح روز عاشورا به نیابت از رهبر شهید انقلاب در رواق کشوردوست
🎙سخنرانی و مقتلخوانی: حجتالاسلام والمسلمین پناهیان
🎤با نوای: حاج سیدمحمود علوی
حاج محسن گنجی
🕰 پنجشنبه ۴ تیرماه ۱۴۰۵، ساعت ۹ صبح
👈خیابان جمهوری اسلامی، تقاطع کشوردوست
🖥 @Keshvardust_ir
هدایت شده از فلسطین جنوبی
5.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔹 مداحی شب تاسوعا کربلایی حسین طاهری از شهید حاج قاسم و رهبر شهید انقلاب
🔹یا لثارات الولی
حاج قاسم منتقم سید علی
📲 ایتا | بله | روبیکا | سروش
@felestin_jonubi
هدایت شده از ریحانه
🖤 نفس
📝خردهروایتهای رسانه ریحانه KHAMENEI.IR از سومین شب عزاداری ماه محرم، در جوار محل عروج ملکوتی قائد شهید انقلاب؛ ١٤٠٥/٠٤/٠٢
▪️ توی کوچه اشکبوس کنار دستم توی صف ایستاده بود و صورت نوزادش را آهسته فوت میکرد. گفتم: «سخت نیست؟ آخه خیلی کوچولوئه.» لبخندی که رضایت کاملش را ابراز میکرد، مهمان چهرهاش شد: «نه! وقتی باردارش بودم آوردمش، الان که دیگه به دنیا اومده.»
▫️ زهرای سه ماهه توی بغلش بود و فاطمهحسنا هم برای اینکه گم نشود، از پشت چادرش را چسبیده بود. پرسیدم: «همین دو تان؟» گفت: «دخترا با من. طاهام سهم باباشه.»
▪️ به شیشههای ریختهی ساختمان روبهروی زینبیه نگاه کرد و حسرت موج گرفت روی کلامش: «هر بار اومدم دیدن آقا، فاطمهحسنا رو نیاوردم. گفتم کوچیکه اذیت میشه.»
▫️ توی تمام روزهای قبل به خودش اجازه نداده بود سمت بیت یا حتی رواق کشوردوست آفتابی بشود. نمیخواست شهادت آقا را قبول کند. امشب اما با همه شبها برایش فرق داشت. «صبح که خبرم کردن برای زینبیه، گفتم با سر میام.» پرسیدم: «ولی آقا که دیگه نیستن.» محکم جواب داد: «ولی اینجا نفس کشیدن.»
✍ منصوره جاسبی
📆 شماره ٣
رسانه «ریحانه» را دنبال کنید
📲 @khamenei_reyhaneh
📢 ویژه محرم؛ دستخط رهبر شهید
🏴 چه کردهئی در راه خدایت
▪️ که پاداش آن خدایی شدنِ هر آن
▪️چیزی است که به تو نسبت میرساند؟
✍مجموعه لوح «این حسین کیست؟»
🏴 «مثْلِي لاَ يُبَايِعُ مِثْلَهُ» | 📥 نسخه پست و استوری
🖥 Farsi.khamenei.ir
8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 #آقای_روضهخوان | ماجرای گفتوگوی امام حسین(ع) و حضرت زینب(س) در کربلا به روایت رهبر شهید انقلاب
🖤 بازخوانی روزانهی روایتهای حضرت آیتالله العظمی شهید خامنهای رضواناللهعلیه از رخدادهای درسآموز و برجستهی قیام سیدالشهداء در ایام نخستین ماه محرم در فراق «آقای شهید ایران»
🏴 «مثْلِي لاَ يُبَايِعُ مِثْلَهُ»
🖥 Farsi.khamenei.ir
هدایت شده از ایران همدل
9.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
کمکهای مردم ایران به لبنان رسید...
گزارشی از بستهبندی و آمادهسازی کمکهای مردم ایران برای مردم مقاوم لبنان در پویش «ایران همدل»
❤️ #دایما_حدکن | #همیشه_کنارتونیم
مردم از طریق زیر میتوانند به مردم مقاوم لبنان کمک کنند:
شماره کارت:
6037998200000007شماره شبا:
Ir320210000001000160000526کد دستوری: #14* @irane_hamdel
15.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🖤 #آقای_روضهدار | حسین حسین شعار ماست، شهادت افتخار ماست...
🏠 #پنجره ای به لحظات بهیادماندنی ورود رهبر شهید انقلاب به حسینیه امام خمینی(ره) در آخرین حضور در مراسم شب عاشورای سال گذشته. ۱۴۰۴/۴/۱۴
🏴 «مثْلِي لاَ يُبَايِعُ مِثْلَهُ»
🖥 Farsi.khamenei.ir
هدایت شده از ریحانه
🖥 سید مظلوم
📝خردهروایتهای رسانه ریحانه KHAMENEI.IR از سومین شب عزاداری ماه محرم، در جوار محل عروج ملکوتی قائد شهید انقلاب؛ ١٤٠٥/٠٤/٠٢
▫️ «من اومدم آقا رو ببینم.» این جمله را با فریاد تکرار میکرد. خانم حدوداً پنجاهسالهای، نشسته بود وسط زینبیه و فریاد میکشید. رفتم سمتش. خادمی لیوان آبی برایش آورد. شال حریرش را کشید روی صورتش و زبان گرفت: «آخه کجای اینجا قصره؟ مگه یه سید مظلوم این همه موشک و بمب میخواست؟ بمیرم برا مظلومیت آقا.»
▪️ بغلش کردم، شانههایش را نوازش کردم. هقهقاش تمام نمیشد: «بهخدا هر سال عید لباس نو تن بچههام میکردم، میگفتم آقا داره میآد مشهد.» پرسیدم: «از مشهد اومدی؟» ثانیهای هم اشک چشمش بند نمیآمد: «رفتیم میناب سر مزار بچههای شهید، بعدش رفتم کرمان پیش حاج قاسم. همسرم گفت قبل اینکه آقا بیاد مشهد، بیا ما بریم خدمتشون... ولی آقام کجاست؟»
▫️ با پشت دستم اشکهایش را پاک کردم و گفتم: «آقا دیگه داره ما رو تنها میذاره و برای همیشه میآد شهر شما.» دستهایش را گذاشت روی صورتش و داد زد: «اینجوری نمیخواستم، بخدا اینجوری نمیخواستم!»
▪️ بعد مچ دستم را محکم گرفت و فشار داد. با التماس گفت: «توروخدا مراقب آقا مجتبی باشید. توروخدا خوب امانتداری کنید، خواهش میکنم. بهخدا دیگه نمیتونیم.»
▫️ دیگر سعی در آرام کردنش نداشتم. بغلش کردم و روی شانهی هم، عین تازهمصیبتدیدهها، زار زدیم.
📆 شماره ۵
رسانه «ریحانه» را دنبال کنید
📲 @khamenei_reyhaneh