eitaa logo
«امین»
24.6هزار دنبال‌کننده
134 عکس
151 ویدیو
3 فایل
«امین»؛ شعر و ادب فارسی به روایت حضرت آیت‌‌الله خامنه‌ای
مشاهده در ایتا
دانلود
«امین»
✍️ «انگشتر العزه لله تو سرخ است!» ؛ اندوهنامۀ شاعران برای وداع با رهبر شهید انقلاب رضوان‌الله‌علیه. با آن عبای مهربان از پیش ما رفتی ای تا ابد دردت به جان، از پیش ما رفتی آخر کجا رفتی؟ بگو آخر کجا رفتی؟ آرام، تنها، بی‌صدا پیش خدا رفتی؟ ما مردم خوبی برای تو نبودیم آه ما آشنای گریه‌های تو نبودیم آه با خود نگفتی عاشقانت بی‌تو می‌میرند؟ با خود نگفتی نیستی دلشوره می‌گیرند؟ دیشب تو را خیلی صدا... خیلی صدا کردیم وقتی خبر آمد تو رفتی، گریه‌ها کردیم نفرین به آن‌ که زخمیِ اندوه و آهم کرد عادت به شب‌های بدون تو نخواهم کرد باید عزاداری کنیم امسال‌ با غم‌ها دیگر نمی‌آییم پیش تو محرم‌ها هر شب محرم پای تو ما گریه می‌کردیم با آه جانفرسای تو ما گریه می‌کردیم تو ذکر می‌گفتی میان روضه و یک‌ریز با ذکرگفتن‌های تو ما گریه می‌کردیم در فاطمیه اشک‌هایت اوجِ ماتم بود با ذکر یازهرای تو ما گریه می‌کردیم ای اشک‌هایت آسمان، ای‌ اشک‌هایت نور با گریه‌‌کردن‌های تو ما گریه می‌کردیم دیشب نبودی کوچه‌ها ابرِ بهاران بود بعد از تو «کشوردوست» هم تا صبح باران بود حالا جهان ای شعر غمگین اشک می‌ریزد بی‌تو «خیابان فلسطین» اشک می‌ریزد سجاده‌‌ها تسبیح و عِطرت را نمی‌بینند دیگر نماز عید فطرت را نمی‌بینند آن چفیه را از دوش خود برداشتی، رفتی شاید هوای کوی دیگر داشتی، رفتی هم‌چون عقیق تو همیشه راه تو سرخ است انگشتر العزه لله تو سرخ است ای کاش ما جای تو در آوار می‌ماندیم ای کاش می‌مردیم و از داغت نمی‌خواندیم آه ای علمدار حرم بی تو حرم تنهاست میدان به میدان روضۀ تنهاشدن برپاست ما را به این نامحرمان، نامردمان مسپار با خود ببر ما را و دست این و آن مسپار ای تا ابد دردت به جان از پیش ما رفتی آخر کجا رفتی؟ بگو آخر کجا رفتی؟ شاعر: «آقای رضا یزدانی» @khamenei_poems
✍️ «شاعران باز میهمان تواند!» ؛ اندوهنامۀ شاعران برای وداع با رهبر شهید انقلاب رضوان‌الله‌علیه. تو هنوز ایستاده‌ای اینجا با ردای سیادتت بر دوش تا که لب باز می‌کنی به سخن باز هم می‌شود جهان خاموش تو نمردی! تو جاودانه شدی در دل دوستان خود ای پیر بعد از این با «شهید خامنه‌ای» می‌شوی در تن وطن تکثیر بعد از این خطبه‌های پرشورت در دل موج‌های اروند است قامت استوار تو زین پس هیبت قله دماوند است هر کجای وطن که سربازی‌ست تو نهادی به شانه‌هایش دست هرکجا موشکی به راه افتاد قدرتش از دعای خیر تو است همچنان با تبسمت آقا می‌دمی بر تن وطن جان را می‌روی با نسیم سر بزنی همۀ کوچه‌های ایران را هرکجا کرسی تلاوت هست می‌نشینی به خواندن قرآن شاعران باز میهمان تواند مثل هر سال نیمۀ رمضان از دو چشم تو آن دو ژرفِ نجیب چشم وا می‌کنیم سوی خدا ما اگر ایستاده‌ایم اینسان تکیه دادیم بر عصای شما با تو امسال اشک می‌ریزیم فاطمیه عزای مادر را باز هم میزبان سوگ تویی هرکجا روضه‌ای شود برپا تو همین جایی و دلم قرص است سایه‌ات چون همیشه بر سر ماست بین ما مردمی و می‌دانم دست‌هایت مدام سمت خداست می‌رود روزهای سخت، پدر پای عهد و قرار می‌مانیم باز هم در نماز جمعۀ فتح ما کنارت نماز می‌خوانیم شاعر: «خانم لیلا حسین‌نیا» @khamenei_poems
✍️ «خدای خامنه‌ای زنده‌ست!» 💗 ؛ اندوهنامۀ شاعران برای وداع با رهبر شهید انقلاب رضوان‌الله‌علیه. ▪️چقدر غربت و غم دارد، اذان صبح در این خانه زنانه گریه بکن دنیا به پای روضۀ مردانه ▪️ستون بیت فرو می‌ریخت، غزل به هول و ولا افتاد چقدر شعر در آنجا ماند چقدر مصرع ویرانه ▪️سه‌شعبه، حرمله و نوزاد! مرور قصۀ عاشورا لباس صورتی زهرا و گوشوارۀ ریحانه ▪️حقیقتی‌ست در این مُردن، که زنده می‌کند آن‌ها را گذشته‌اند از این پیله! بدل شدند به پروانه ▪️خدای خامنه‌ای زنده‌ست، خدای رهبر ما اینجاست قسم به گریۀ این مردم قسم به لرزش این شانه ✍️ شاعر: «خانم مهدیه‌سادات حسینی راد» @khamenei_poems
✍️ «پنداشتم که گریه امان می‌دهد، نداد!» 💗 ؛ اندوهنامۀ شاعران برای وداع با رهبر شهید انقلاب رضوان‌الله‌علیه. ▪️ گفتم دلِ شکسته امان می‌دهد، نداد پلک ترم به طبع توان می‌دهد، نداد ▪️گفتم نرفته است، می‌آید دوباره او از راه دور، دست تکان می‌دهد، نداد ▪️گفتند گاهِ جنگ نهان می‌شود، نشد گفتند تن به نقل مکان می‌دهد، نداد ▪️دشمن خیال کرد علی را ترور کند داغش به طرح فتنه زمان می‌دهد، نداد ▪️دشمن خیال کرد که پژمرده می‌شویم خون شهید بوی خزان می‌دهد، نداد ▪️دشمن خیال کرد به هنگامۀ بلا اینبار هم حسین جوان می‌دهد، نداد ▪️دشمن خیال کرد علی رفت و مجتبی در پیشگاه حادثه جان می‌دهد، نداد ▪️مردم! قسم به پیر شهیدان که غیر او هرکس که گفت راه نشان می‌دهد، نداد ▪️می‌خواستم که قافیه را بیشتر کنم پنداشتم که گریه امان می‌دهد، نداد ✍️ شاعر: «آقای مسعود یوسف‌پور» @khamenei_poems
✍️ نازم به یلی که پرچمش قرآن بود 📩 به مناسبت پیام حضرت آیت‌الله سیدمجتبی حسینی خامنه‌ای: ✏️ من این توفیق را داشتم که پیکر پدر را بعد از شهادت زیارت کنم؛ آنچه دیدم کوهی از صلابت بود و شنیدم که مشت دست سالمش را گره کرده بود. ▫️نازم به یلی که پرچمش قرآن بود بر آن همه زخم، مرهمش قرآن بود ▫️با مشت گره کرده چو در خون غلتید همصحبت آخرین دمش قرآن بود ✍️ افشین علا @khamenei_poems
✍️ رازی‌است در آن مشت گره کردۀ تو... 📩 به مناسبت پیام حضرت آیت‌الله سیدمجتبی حسینی خامنه‌ای: ✏️ من این توفیق را داشتم که پیکر پدر را بعد از شهادت زیارت کنم؛ آنچه دیدم کوهی از صلابت بود و شنیدم که مشت دست سالمش را گره کرده بود. ▫️تا کور شود خصم بدآوردۀ تو پابند توایم و دست‌پروردۀ تو با هم بودن به قصد نابودی خصم رازی‌است در آن مشت گره کردۀ تو ✍ ناصر فیض @khamenei_poems
✍️ «همیشه رهبر و فرماندهٔ دل مایی!» ؛ اندوهنامۀ شاعران برای وداع با رهبر شهید انقلاب رضوان‌الله‌علیه. همیشه بود دل ما برای تو نگران تمام شد نگرانی، شروع شد هجران! قرار بود که ما پیشمرگِ تو باشیم! تو رفته‌ای و چرا زنده مانده‌ایم ای جان؟ بیا بگو که خبرها دروغ بود همه بیا بگو به کریمی بخوانَد «ای ایران» بیا برای نماز جماعت و افطار به صرفِ چای و غزل، باز آمده مهمان چه خاطراتِ قشنگی‌ست خاطراتِ وصال عجب نسیمِ خوشی داشت لحظه‌های اذان فدای لحنِ دل‌انگیزِ آفرین‌هایت! در آن دَمی که رسیدم به مصرعِ پایان چه نذرها...چه دعاها...که شاید امسال...آه! تو رفتی و نرسیدم به نیمهٔ رمضان شدی شهید تو با خانواده روز دهم شبیهِ جدّ غریبت، گرسنه و عطشان صدای هلهلهٔ دشمنِ تو ثابت کرد که نسلِ آلِ زیادند و نطفهٔ مروان قسم به جملهٔ آخر که گفته‌ای دی‌ماه: کسی شبیهِ تو با او که شد یزیدِ زمان، چه بیعتی و چه حرفی و چه مدارایی جداست تا به ابد راه کفر از ایمان اگرچه بعدِ تو اُفٍّ علیکِ یا دنیا اگرچه بعد تو دل‌هاست کلبهٔ احزان اگرچه قامتمان خم شده در این ماتم اگرچه نیست برای فراق تو درمان به انتقامِ تو برخاستیم چون طوفان شبیهِ کوه مقاوم، چو رود در جریان همیشه رهبر و فرماندهٔ دل مایی بیا به لشکرِ جامانده‌ات بده فرمان امید ماست به رجعت که زود برگردی کنارِ خیلِ شهیدان و با امامِ زمان شاعر: «خانم عارفه دهقانی» @khamenei_poems
✍️ از مشت گره‌کرده‌ات آموخته‌ایم... 📩 به مناسبت پیام حضرت آیت‌الله سیدمجتبی حسینی خامنه‌ای: ✍️ من این توفیق را داشتم که پیکر پدر را بعد از شهادت زیارت کنم؛ آنچه دیدم کوهی از صلابت بود و شنیدم که مشت دست سالمش را گره کرده بود. ▫️ هرچند که از داغ غمت سوخته‌ایم ای کوه! به شوکتت نظر دوخته‌ایم ای کشتۀ لب‌تشنه ستم‌سوزی را از مشت گره‌کرده‌ات آموخته‌ایم ▫️ یک غرّش بی‌پرده‌ات ای مرد! بس است ابروی خم آورده‌ات ای مرد! بس است تا هیبت غرب را به هم درشکند یک مشت گره کرده‌ات ای مرد! بس است ▫️ مشتش وا شد، اگرچه بی‌واهمه تاخت دستش رو شد، نبرد را باخت که باخت! یک مشتِ گره کرده به جسمی گلگون در روز نخست کار دشمن را ساخت! ▫️ جنگید... چه با شکوه و محکم جنگید تا خون به رگش بود دمادم جنگید این مشتِ گره‌‌کرده گواه است آن مرد با پیکر بی جان خودش هم جنگید!... ✍️ محمد‌مهدی سیار @khamenei_poems
✍️ «دعا کنید که آمادۀ ظهور شویم!» 💗 ؛ اندوهنامۀ شاعران برای وداع با رهبر شهید انقلاب رضوان‌الله‌علیه. ▪️ چه مانده؟ پلک تر و جامۀ سیاه از ما و ما که بعد شما زیستیم...آه از ما ▪️کجاست مدفن پاک شما؟ چه باید گفت؟ اگر نسیم بپرسد به اشتباه از ما ▪️امام قافله! نزدیک قله‌ها بودیم... نمی‌شدید جدا کاش بین راه از ما ▪️چنان به داغ شما گرم انتقام شدیم که مرگ می‌طلبد دشمنِ تباه از ما ▪️چنان شرار دل افکنده‌ایم بر عالم که بی‌خدا به خدا می‌برد پناه از ما ▪️به حق آن سفرِ جمکرانِ آخرتان همان که ساخته چشم‌انتظارِ ماه از ما ▪️دعا کنید که آمادۀ ظهور شویم که برندارد امام زمان نگاه از ما! ✍️ شاعر: «آقای مسعود یوسف‌پور» @khamenei_poems
✍️ از مشت گره‌کردۀ او فهمیدم... 📩  | مجموعه سروده شاعران به مناسبت پیام حضرت آیت‌الله سیدمجتبی حسینی خامنه‌ای: ✍️ من این توفیق را داشتم که پیکر پدر را بعد از شهادت زیارت کنم؛ آنچه دیدم کوهی از صلابت بود و شنیدم که مشت دست سالمش را گره کرده بود. ▫️پیغام، بلند و موبه‌مو فهمیدم از زخم شکفتۀ گلو فهمیدم میراث من ایستادگی تا مرگ است از مشت گره‌کردۀ او فهمیدم... ✍️ حامد عسکری @khamenei_poems
✍️ در یک‌ کلمه وصف کنم: ایران بود... 📩  | مجموعه سروده شاعران به مناسبت پیام حضرت آیت‌الله سیدمجتبی حسینی خامنه‌ای: ✍️ من این توفیق را داشتم که پیکر پدر را بعد از شهادت زیارت کنم؛ آنچه دیدم کوهی از صلابت بود و شنیدم که مشت دست سالمش را گره کرده بود. ▫️۱- این‌بار به خون خود گرفته‌ست وضو از سورۀ دل شنیده اسرارِ مگو در قتلگه آن مشت گره کردهٔ او یعنی: وَ سَیعلم الذین ظلموا... ▫️۲- نامی‌ست نوشته بر بلندای ستیغ صبحی‌ست کشیده بر سیاهی‌ها تیغ فریاد زد و پشت ستم را لرزاند آن مشت گره‌کرده که شعریست بلیغ ▫️۳- دل بودی و پای تا به سر جان بودی در دشت حماسه، کوه ایمان بودی با مشتِ گره‌کرده، شهیدت کردند چون مشت گره‌کردۀ ایران بودی ▫️۴- مرد است، ببین! شهادتش هم غوغاست او پرچم ایستادۀ عاشوراست در مُشت گره‌کردۀ آن کوه، هنوز فریاد بلندِ مرگ بر آمریکاست ▫️۵- او آیهٔ نصر، فاتح خیبر بود هر آینه در تجلّی دیگر بود در مشت گره‌کردهٔ او سورهٔ فتح پهلوی شکسته‌اش ولی کوثر بود... ▫️ ۶- او آینه بود آینهٔ قرآن بود در یک‌ کلمه وصف کنم: ایران بود آن مرد که سرنوشت فردای جهان در مشت گره‌کردهٔ او پنهان بود ✍️ میلاد عرفانپور @khamenei_poems
✍️ «دلتنگ سخنرانی ِ امسال تو هستیم!» ؛ اندوهنامۀ شاعران برای وداع با رهبر شهید انقلاب رضوان‌الله‌علیه. ای شعر مجسّم که به دنبال تو هستیم یعنی نگران تو و احوال تو هستیم امسال قرار است از ایران بسراییم ای کوه! بگوییم پر و بال تو هستیم برخیز دگر نیمۀ ماه رمضان است دلتنگ سخنرانی ِ امسال تو هستیم ای شعر بلند شرف، آقای شهیدم! دلتنگ همان چفیه، همان شال تو هستیم ما زنده به عشقیم که آرام نداریم در سفرۀ افطار، به دنبال تو هستیم شاعر: «محمدمهدی عبداللهی» @khamenei_poems