eitaa logo
انتشارات انقلاب اسلامی
✔
33هزار دنبال‌کننده
2هزار عکس
345 ویدیو
14 فایل
انتشارات انقلاب اسلامی وابسته به دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای (مد‌ظله‌العالی)
مشاهده در ایتا
دانلود
🖤 من نسبت به زنان و کودکان حساسیت دارم و نمی‌توانم کمترین آسیب و اهانتی به آن‌ها را تحمل کنم. من بارها به دوستانم گفته‌ام برای قضاوت میان یک زن و یک مرد، مناسب نیستم؛ زیرا حتماً از زن جانب‌داری می‌کنم! من حتی طاقت ندارم رنجوری کودکی را در فیلم ببینم. 📚 برشی از کتاب «خون دلی که لعل شد» @KhameneiBook
▪️ پیکرهای مطهر شهدای خانواده رهبر شهید انقلاب در جوار ضریح حضرت عباس علیه‌السلام؛ کربلا ۱۴۰۵/۰۴/۱۷ 🏴 @KhameneiBook
🎉 به دلیل استقبال قابل توجه مخاطبان همزمان با روزهای تشییع رهبر شهید انقلاب، کتاب «خون دلی که لعل شد» تجدید چاپ شد 📚 کتاب خون دلی که لعل شد، زندگینامه‌ی رهبر شهید انقلاب، همزمان با روزهای تشییع این امام مجاهد شهید تجدید چاپ شده و به «چاپ صد و چهل و دوم» رسید. ♦️ کتاب «خون دلی که لعل شد» که حاوی خاطرات رهبر شهید از زندانها و تبعید دوران مبارزات انقلاب اسلامی است، از سوی انتشارات انقلاب اسلامی وابسته به دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت‌الله‌العظمی شهید خامنه‌ای(رضوان‌الله‌تعالی‌علیه) منتشر شده است. 📚 علاقه‌مندان می‌توانند این اثر را از کتابفروشی‌های سراسر کشور یا پایگاه الکترونیکی انتشارات تهیه نمایند. 📌 ثبت سفارش: https://shop.khameneibook.ir/product/خون-دلی-که-لعل-شد @KhameneiBook
انتشارات انقلاب اسلامی
*پایان ۶۹ سال فراق* 📚برشی از کتاب «روایت آقا»: زمستان سال ۳۶ به عتبات رفتم. فلسفه‌ی این سفر این بود که مرحوم پدربزرگم میخواست خانمش و بعضی از بچّه‌هایش را به عتبات بفرستد و مادر من را هم جزو این مجموعه قرار داد. منزلشان بودیم که به خود من گفت: «من پول سفر مادرت را میدهم؛ به شرطی که پدرت پول سفر تو را هم بدهد که تو هم با اینها بروی؛ برای اینکه یک مرد همراهشان باشد.» خب طبعاً جایی برای اینکه خود آقا بیاید، نبود؛ زیرا آمدن آقا به این معنا بود که همه‌ی خانواده بیایند و این امکان نداشت. نفری پانصد تومان خرج عتبات میشد. آمدم به آقا گفتم و ایشان هم قبول کرد. ‌‌‌ ‌این سفر، حدود دو ماه طول کشید؛ از راه خرّمشهر؛ یعنی همان راهی که در سفر کودکی در سال ۱۳۲۴ از آن راه رفته بودیم؛ منتها در آن سفر، از طریق قاچاق و با ترس و رعب رفتیم، در این سفر، نه، خیلی راحت سوار ماشین شدیم و رفتیم شلمچه، آنجا در مرز _هم مرز ایران، هم مرز عراق_ گذرنامه‌هایمان را دیدند و بعد، بی‌دغدغه تا بصره رفتیم و از بصره هم سوار قطار شدیم و رفتیم بغداد و چند روز در کاظمین، چند روز در کربلا و چند هفته در نجف بودیم و بعد آمدیم سامره و برگشتیم ایران. البتّه من در نجف بیشتر از خانواده ماندم. این کلّیّت سفر عتبات ما بود.‌‌‌ هدف ابتدایی من از این سفر بررسی حوزه‌ی علمیّه‌ی نجف نبود، لکن وقتی حوزه‌ی نجف را دیدم، شوق ماندن در آنجا به دلم افتاد؛ دیدم نجف، جای درس خواندن است و باید اینجا بمانم. راه ماندن من در نجف هم رضایت آقا بود؛ خانم همراه بود و به نحوی میتوانستم او را راضی کنم، امّا کار اصلی این بود که باید آقا را راضی میکردم. مسئله‌ی تأمین مالی هم بود؛ طبعاً در نجف راه درآمدی نبود و من هم با شخص خاصّی ارتباطی نداشتم و لذا باید آقا من را از مشهد پشتیبانی میکرد‌. برای همین چند بار نامه نوشتم و به ایشان اصرار کردم که بمانم ولی آقا اجازه نداد و هر بار میگفت نمیشود و نمیتوانی. من از اوضاع نجف اطّلاع داشتم امّا پدرم سالها در نجف بود و سختی‌های زندگی آنجا را دقیق میدانست. البتّه شرایط شهر نجف واقعاً برای زندگی سخت بود. الان مردم نمیدانند که نجف ‌ماندن در آن زمان برای طلبه چقدر دشوار بود؛ مگر اینکه طلبه شوق خاصّی در دلش داشت؛ حالا چه شوق دنیا، چه شوق آخرت. برای من همین که در محیط نجف، همه جا درس ‌و‌ بحث و علم است‌، شوق‌آور و خیلی جذّاب بود و دلم میخواست بمانم؛ نشد. از جمله، علّت دیگر اینکه آقا موافق نبود که ما به نجف و بعدها به قم برویم این بود که بچّه‌ها دور نباشند؛ ‌‌‌به‌ خاطر همان محبّتی که ایشان داشت، دوری ما سختشان بود‌‌‌. نجف که نشد؛ برای قم هم من اصرار کردم و نذر کردم و ختم گرفتم تا بالاخره راه قم باز شد؛ الحمدلله. اوقاتی که من میخواستم به قم بیایم، یکی از دلایلی که ایشان برای قم نیامدن ذکر میکرد این بود که میگفت: «شما شب که میخوابی، لحاف پس میرود، یکی باید بیاید لحاف را رویت بیندازد!» این‌قدر محبّت داشت. @KhameneiBook
🌷 چو آسمان مه‌آلوده‌ام ز تنگدلی پُر است سینه‌ام از اندُه گران بی تو 🖤 سروده‌ای از حضرت آیت‌الله العظمی شهید خامنه‌ای(رضوان‌الله‌علیه) 📚 برگرفته از کتاب در دست انتشار «از دفتر شعر امین» در این کتاب منتخبی از اشعار رهبر شهید انقلاب با آثار تایپوگرافی هنرمندان شناخته‌شده‌ی عرصه‌ی هنرهای ترسیمی و خوشنویسی منتشر خواهد شد. ▪️دلم قرار نمی‌گیرد از فغان بی تو سپندوار ز کف داده‌ام عنان بی تو ▪️ز تلخ‌کامی دوران نشد دلم فارغ ز جام عیش لبی تر نکرد جان بی تو ▪️چو آسمان مه‌آلوده‌ام ز تنگدلی پُر است سینه‌ام از اندُه گران بی تو ▪️نسیم صبح نمی‌آورد ترانه‌ی شوق سر بهار ندارند بلبلان بی تو ▪️لب از حکایت شبهای تار میبندم اگر امان دهدم چشم خون‌فشان بی تو ▪️چو شمع کُشته ندارم شراره‌ای به زبان نمیزند سخنم آتشی به جان بی تو ▪️از آن زمان که فروزان شدم ز پرتوِ عشق چو ذرّه‌ام به تکاپوی جاودان بی تو ▪️عقیق صبر به زیر زبان تشنه نهم چو یادم آید از آن شکّرین‌دهان بی تو ▪️گزاره‌ی غم دل را مگر کنم چو «امین» جدا ز خلق به محراب جمکران بی‌ تو @KhameneiBook