eitaa logo
خانه اندیشه‌ورزان
1.5هزار دنبال‌کننده
396 عکس
140 ویدیو
4 فایل
«خانه اندیشه‌ورزان» محلی برای رفت‌و‌آمد، حضور و گفت‌وگوی اندیشه‌ورزان و سیاست‌گذاران کشور است که هدف خود را عمق‌بخشی و رشد جریان‌های اندیشه‌محور و فکریِ حل مسئله در کشور، از طریق حمایت از آن‌ها می‌داند. https://yek.link/khana
مشاهده در ایتا
دانلود
🗒 یحیی چه گفت؟ هشداری که شنیده نشد! ▪️خلاصه یادداشت | محمد اصغری: یکی از بزرگ‌ترین خطاهای تحلیلی رایج، فروکاستن طوفان الأقصی به یک تصمیم هیجانی یا استیصال مقطعی بود. اما واکاوی عمیق لایه‌های تصمیم‌گیری سنوار، نشان می‌دهد که این عملیات یک الزام موجودیتی و ضرورت راهبردیِ پیشگیرانه برای جلوگیری از منحل‌شدن قطعی آرمان فلسطین در مسلخ نظم نوین خاورمیانه بود. ➖ سنوار با درک زودهنگام تغییر معادلات منطقه، روند شتابان عادی‌سازی روابط کشورهای عربی با اسرائیل، طرح‌های الحاق‌گرایانه و به‌حاشیه‌رفتن مسئله فلسطین را تهدیدی موجودیتی می‌دید. او همچنین نسبت به حمله آتی اسرائیل به تأسیسات هسته‌ای ایران، سوریه و زیرساخت‌های مقاومت در لبنان آگاه بود. در مقابل، ارتش اسرائیل را برخلاف هیمنه رسانه‌ای‌اش، به‌دلیل فرسودگی ۵۱ گردان نظامی، آسیب‌پذیر ارزیابی می‌کرد. ➖ برای سنوار، تداوم وضعیت موجود، به‌معنای هضم‌شدن کامل فلسطین، و پی‌گرفتن راهبرد تجزیه نزاع توسط اسرائیل (یعنی تفکیک جبهه‌ها و آمدن به سراغ تک‌تک اضلاع مقاومت به‌تنهایی) بود؛ لذا او هشدار داد که باید پیش از تثبیت این نظم مرگبار، میز بازی را واژگون کرد. ➖ اما شکاف اصلی میان سنوار و تصمیم‌سازان ایرانی، نه ایدئولوژیک، بلکه در تعریف کارکرد قدرت و موازنه بازدارندگی مستتر بود. سنوار معتقد بود تنها یک ضربه مهلک و پیش‌دستانه می‌تواند هیمنه امنیتی اسرائیل را درهم بشکند، موازنه بازدارندگی را ترمیم کند و فلسطین را به متن معادلات بازگرداند. در مقابل، دکترین ایران و حزب‌الله بر صبر استراتژیک، جنگ فرسایشی کنترل‌شده، توزیع تنش و جلوگیری از مداخله مستقیم آمریکا و اصل دور بودن جنگ از مرزهای ایران استوار بود. ➖ سنوار این رویکرد را با عبارت «نه ظرفی بشکند و نه میزی واژگون شود» نقد می‌کرد. هشدارها و رایزنی‌های او نیز با احتیاط و تعویق پاسخ گرفت. ازاین‌رو، با درک این موضوع که منتظرماندن برای اجماعِ محور، مساوی با از دست رفتن قطعی فلسطین است، به این نتیجه رسید که طوفان الأقصی نه یک انتخاب تاکتیکی، بلکه یک ضرورت پیشگیرانه است.پس با وجود اطلاع راهبردی محور، ساعت صفر را پنهان کرد تا ضمن اصل حفاظت اطلاعات، اراده‌های محافظه‌کار نیز نتواند ترمز این عملیات را بکشند. ➖ هفتم اکتبر، شورش میدان علیه دیپلماسی وضعیت موجود بود. طوفان اگرچه روند عادی‌سازی را متوقف کرد و اسرائیل را به بحرانی وجودی کشاند، اما ناشنیده‌ماندن هشدارهای سنوار، هزینه تغییر موازنه را بر دوش غزه گذاشت و به اسرائیل مجال داد راهبرد تفکیک نزاع و مواجهه جداگانه با سوریه، لبنان و ایران را پیش ببرد. ➖ طوفان الأقصی اثبات کرد که وقتی دکترین «حفظ نظم موجود»، بر ایده «رهایی»، سایه می‌اندازد، تنها راه پیشگیری از مرگ، کشیدن ماشه است. 🌐 خانه اندیشه‌ورزان را دنبال کنید!
‍ 🎥 پسرخوانده آتن از جنگ تمدنی می گوید! ▪️ یادداشت | حجت‌الاسلام قنبریان: فرهیختگانی که می‌خواهند درک روشنی از مواجهه تمدنی ایران جدید با آمریکا داشته باشند حتماً سخنرانی روبیو در آتن را بخوانند! لوکیشن: تپه پنیکس مشرف به قلعه آکروپولیس، محل گردهمایی آتنی‌های باستان و استماع سیاستمداران برجسته! زمان: روز ۷ اکتبر موضوع: خوانشی تاریخی-تمدنی از لزوم جنگ تمدنی غرب با تمدن‌های دیگر به خصوص ملاهای ایران! یک. او از جنگ پارسیان در دوره خشایارشا شروع کرد و نسبت غارت و آتش‌زدن آتن به آن‌ها داد! نگفت جنگ ترموپیل، تلافی سوزاندن سارد توسط یونانیان بود. ایرانیان غرامت خواستند نه جنگ؛ وقتی مجلس شورای آتن نپذیرفت و تصمیم جنگ گرفت، جنگیدند و آتن را فتح کردند؛اما غیر از قلعه آپوپولیس و دیوارهای ورودی، جایی را ویران نکردند! برخلاف غربی‌ها به زنان احترام نهاده، کشته و اسیر نکردند و...! دو. خود را نماینده جمهوریِ دو قرن و نیمی آمریکا و آمریکا را میراث‌دار آتن باستان خواند: آتن بیش از دموکراسی، قانون و...، فردگرایی سرسختانه، جاه‌طلبی بی‌وقفه، ماجراجویی، خطر‌پذیری و افتخار به آمریکا داده است... یونانیان تمام زندگی مدنی خود را حول رقابت، جاه‌طلبی و مسابقه سازمان داده بودند! سه. سپس به نقد اروپای معاصر و ارزش‌های بین‌المللی و نهادهای آن آمد: جهانی عاری از خطر و شکست، بدون شکوه پیروزی و بدون شرم شکست... یونانیان باستان اصطلاحی داشتند: «توموس»؛ آتش شور، قدرت، شجاعت و غرور. این، قلب تمدن بزرگ است. بدون آن چه اتفاقی می‌افتد؟ بدون آن، ملت‌ها اراده جنگیدن، تلاش‌کردن و زنده‌ماندن را از دست می‌دهند. امروزه، بخش بزرگی از غرب این ویژگی را فراموش کرده است. با گذشت زمان، ما در غرب از همان چیزهایی احساس شرم کردیم که ما را استثنایی و متمایز ساخته بودند... هرسال بخش زیادی از حاکمیت خود را واگذار می‌کنیم و تصمیم‌هایمان را به بروکراسی‌های جهانی منتقل می‌کنیم نهادهایی که بسیار دور از دسترسی و کنترل ما قرار دارند! ➖ پیش‌تر کسانی مثل بورل از استانداردهای دوگانه غرب در حقوق بشر و... گفته بود؛ اما روبیو اصل آن ارزش‌ها برای همه بشر و نهادهای بین المللیش را زیر سوال برد و از برتری غرب و جنگیدن دوباره برای آن گفت! چهار. سپس به نقطه عطف تاریخیِ کنونی پرداخت: _مسیر کنونی ما تعیین خواهد کرد آیا غرب جایگاه خود را در رأس جهان حفظ می‌کند یا به آینده‌ای از زوال و افول تن می‌دهد؟ یا همین حالا تصمیم می‌گیریم اقدام کنیم یا اختیار اقدام کردن را به کلی از دست خواهیم داد. ایالات متحده تحت ریاست ترامپ انتخاب خود را کرده است... یونانیان باستان با وجود آرمان‌های بلندشان ساده لوح نبودند. آن‌ها می‌دانستند که ملت‌ها منافع دارند. می‌دانستند کشورداری مستلزم دوراندیشی و دیپلماسی است؛ اما همچنین درک می‌کردند که وقتی دوراندیشی و دیپلماسی شکست می‌خورند باید توان به کارگیری زور را نیز داشت... دولت ترامپ می‌خواهد این را احیا کند... ما باور داریم اروپا می‌تواند از خواب طولانی خود بیدار شود و آتشی را که هزاران سال پیش در همین جا افروخته شد دوباره شعله‌ور کند! پنج. در آخر دوباره به ۳۰۰ اسپارتی و جنگ ایرانیان برگشت، اسطوره‌های مشابه‌اش در تاریخ غرب «که تخیل اخلاقی غرب را شکل داد» را فهرست کرد. «ملاهای افراطی ایران» را مقابل این تمدن قرار داد و فرهنگ جان‌فدایی غرب با شهادت‌طلبی ایرانی را مقایسه‌ کرد: بزرگترین آمریکایی‌های هر نسل ویژگی‌های انکارناپذیر نیاکان خود را با خود حمل کرده‌اند. تمدنی که در آتن زاده شد، در روم شکل گرفت، در مسیحیت غسل تعمید یافت، در کوره اروپا در قرون وسطی سخت و آبدیده شد، نبوغ انگلیسی در زمینه آزادی را به ارث برد و سپس از اقیانوس اطلس گذشت تا در سواحل دنیای جدید دوباره متولد شود. اکنون باید این روحیه را بار دیگر کشف کنیم. ما در نقطه عطفی قرار داریم. نقطه عطفی نه فقط در تاریخ کشور من، بلکه در تاریخ کل تمدن ما! تهدیدهایی که امروز با آنها روبرو هستیم به اندازه تهدیدهایی که در صحنه پرآشوب دوران باستان وجود داشتند واقعی‌اند! ➖ نمی‌دانم وزیر خارجه ما می‌تواند در عقلانیت انقلابی-ایرانی با لحاظ پیوستگی و تکامل تمدنی ایران از باستان تا اسلام بهترین پاسخ را دهد؟! از ارزش‌های مشترک غیرغربی و نهادهای واقعا بین‌المللی و... 🌐 خانه اندیشه‌ورزان را دنبال کنید!
‍ 🗒 مجوز عبور کالای اساسی، برای حفظ وابستگی به امارات ▪️ یادداشت | مهدی رزم‌آهنگ، مدیر گروه اقتصاد بین‌الملل مرکز پژوهش‌های مجلس: در دور اول محاصره دریایی، دقیقا همان زمانی که مقامات ایران، به صورت جدی روی ظرفیت‌سازی در مرزهای غیرجنوب متمرکز شده بودند، به صورت کاملا اتفاقی(!) ۵ محموله کالای اساسی متعلق به آقای مدلل از محاصره سنتکام عبور کرد. ➖ هم‌زمان با عبور محموله‌ها از سد محاصره، جلسه‌ای در اتاق بازرگانی برگزار شد و نماینده آقای مدلل بیان کرد که ما بر اساس توانمندی‌های خودمان(!) توانستیم از سد محاصره عبور کنیم. ➖ ایضا در همان جلسه، یکی از مدیران ارشد وزارت جهاد به صراحت و به گونه‌ای که همه حضار در جلسه به خوبی بشنوند بیان کرده بود که جای نگرانی نیست و عبور محموله‌های کالاهای اساسی از محاصره شروع شده است. ➖ این روزها می‌شنویم که اگرچه نفت ایران صادر نمی‌شود؛ اما محموله‌های کالاهای اساسی دارد از جنوب وارد می شود. دقیقا عین گذشته! این را به حساب خیرخواهی آمریکایی‌ها بگذاریم؟! ابدا. ➖ آمریکایی‌هایی می‌دانند اگر ایران در موضوع تسویه مالیِ واردات اقلام اساسی و لجستیک واردات سایر اقلام صنعتی و غیرصنعتی، وابسته به امارات باشد آنگاه دست و دل مسئولان لشکری و کشوری در ضربه زدن به امارات خواهد لرزید. ➖ در این فضا، تراستی‌ها و ذی‌نفعانِ تداوم تعامل با امارات، برندگان اصلی هستند. غافل از اینکه امارات در حال خارج کردن اهرم تنگه هرمز از دست ایران است و این یعنی، مهمترین ابزار امنیت ملی ایران در حال فرسایش است. آنگاه، جنگ طولانی‌تر و فرسایش اقتصاد ایران سرعت خواهد گرفت. ➖ اینکه آقای رسول جعفریان در روزهای گذشته، از خیرخواهی امارات و حاکم آن برای ما می‌گوید شمّه‌ای از زاویه نگاه مقامات دولتی به معمای امارات است. چند لنجی می‌روند و می‌آیند و تسویه مالی تجارت اقلام اساسی انجام می‌شود؛ اما از سوی دیگر، امنیت ملی ایران در خطر وجودی قرار می‌گیرد. ➖ جای بسی خوشحالی است که در روزهای اخیر، آمار ضربه موثر به کشتی‌های عبور کننده از کریدور اماراتی افزایش یافته است. البته کنش نیروهای نظامی، بدون ایمن‌سازی زنجیره‌های تأمین، اقدامی ناکافی است. دولت ملی باید از زیر یوغ امارات‌دوست‌ها خارج شود. 🌐 خانه اندیشه‌ورزان را دنبال کنید!
‍ 🗒آقای ظریف! مائو ۲۳ سال پیش از دیدار با نیکسون پایان سدهٔ تحقیر چین را اعلام کرده بود! ▪️ یادداشت | حسین قتیب: محمدجواد ظریف می‌گوید مائو با جرئت نشستن پشت میز مذاکره با آمریکا به «سدهٔ تحقیر چین» پایان داد. ظاهراً در این روایت، تاریخ چین باید کمی جابه‌جا شود تا نتیجهٔ سیاسی موردنظر آقای ظریف به دست آید. ➖ آنچه در تاریخ چین «سدهٔ تحقیر» نامیده می‌شود، معمولاً به دوره‌ای از جنگ اول تریاک در ۱۸۳۹ تا تأسیس جمهوری خلق چین در ۱۹۴۹ اشاره دارد؛ دورانی که با مداخلات قدرت‌های خارجی، قراردادهای نابرابر، از دست رفتن حاکمیت بر بخش‌هایی از سرزمین چین و اشغالگری ژاپن همراه بود. ➖ در روایت رسمی حزب کمونیست چین، پیروزی انقلاب ۱۹۴۹ و تأسیس جمهوری خلق، نماد پایان این دوره و بازیابی حاکمیت ملی است. البته برخی روایت‌های تاریخی، پایان این دوران را به تحولات دیگری، از جمله پیروزی بر ژاپن در ۱۹۴۵، پیوند می‌دهند. اما هیچ‌یک از این تاریخ‌گذاری‌های اصلی، پایان سدهٔ تحقیر را به سفر نیکسون در ۱۹۷۲ نسبت نمی‌دهند. ➖ بنابراین، اگر قرار باشد ادعای آقای ظریف را بپذیریم، باید قبول کنیم که مائو در سال ۱۹۴۹ انقلاب کرد، جمهوری خلق را تأسیس کرد، در سال ۱۹۶۴ به سلاح هسته‌ای دست یافت، در سال ۱۹۷۱ کرسی چین در شورای امنیت را به دست آورد، اما همچنان منتظر بود تا در سال ۱۹۷۲ با نیکسون دست بدهد و تازه سدهٔ تحقیر کشورش پایان یابد! ➖ مشکل فقط این جابه‌جایی تاریخی نیست؛ آقای ظریف مهم‌ترین متغیرهای روابط بین‌الملل را نیز از روایت خود حذف می‌کند! نیکسون و کیسینجر برای پایان‌دادن به تحقیر چین راهی پکن نشده بودند. آمریکا درگیر جنگ سرد بود، با شوروی رقابت می‌کرد و می‌خواست از شکاف عمیق میان پکن و مسکو برای تغییر موازنهٔ قدرت استفاده کند. ➖ چین نیز پس از درگیری‌های مرزی با شوروی در سال ۱۹۶۹، نزدیکی به آمریکا را فرصتی برای کاهش تهدید امنیتی خود می‌دید. این همان دیپلماسی مثلثی مشهور نیکسون و کیسینجر بود؛ محاسبه‌ای مبتنی بر منافع و موازنهٔ قدرت، نه مراسمی برای اعطای عزت به ملت چین. ➖ از قضا، آمریکا تا سال ۱۹۷۹ جمهوری خلق چین را به رسمیت نشناخت و همچنان دولت مستقر در تایوان را نمایندهٔ قانونی چین می‌دانست. حتی سفر تاریخی نیکسون نیز به شناسایی فوری جمهوری خلق منجر نشد. اگر پایان تحقیر چین به نشستن مائو روبه‌روی رئیس‌جمهور آمریکا وابسته بود، چرا برقراری روابط رسمی دیپلماتیک هفت سال دیگر طول کشید! ➖ چینِ سال ۱۹۷۲ کشوری نبود که با دست خالی به امید کسب احترام راهی مذاکره شود. این کشور *پیش‌تر به توان هسته‌ای دست یافته بود،* صدها میلیون نفر جمعیت داشت، از موقعیت ژئوپلیتیکی تعیین‌کننده‌ای برخوردار بود و نمایندگی آن در سازمان ملل و کرسی دائمی شورای امنیت در سال ۱۹۷۱ به جمهوری خلق منتقل شده بود. مائو از موضع یک قدرت بزرگ، هرچند همچنان فقیر و دارای آسیب‌پذیری‌های جدی، مذاکره می‌کرد. ➖ مهم‌تر اینکه واشنگتن نیز برای این گشایش انگیزهٔ راهبردی داشت. البته این به معنای انکار اهمیت تصمیم مائو برای نزدیکی به آمریکا نیست. گشایش سال‌های ۱۹۷۱ و ۱۹۷۲ یکی از تحولات بزرگ دیپلماسی قرن بیستم بود. ➖ اما تفاوت بزرگی وجود دارد میان اینکه بگوییم مائو با استفاده از یک فرصت راهبردی، موقعیت بین‌المللی چین را تقویت کرد و اینکه ادعا کنیم با جرئت مذاکره با آمریکا به سدهٔ تحقیر چین پایان داد. ➖ حتی جهش اقتصادی چین نیز عمدتاً با اصلاحات دنگ شیائوپینگ از سال ۱۹۷۸ و تغییرات گسترده در سیاست‌های اقتصادی داخلی آغاز شد. به عبارت دیگر، چین ابتدا حاکمیت سیاسی خود را تثبیت کرد، سپس در شرایط جنگ سرد از موقعیت راهبردی‌اش برای گشایش دیپلماتیک بهره برد و در مرحله‌ای دیگر، با اصلاحات اقتصادی مسیر توسعه را تغییر داد. ➖ تبدیل این فرایند پیچیده به داستان اعتمادبه‌نفس مائو در مذاکره، بیشتر به خطابهٔ سیاسی شباهت دارد تا تحلیل تاریخی. ➖ از آقای ظریف، با آن سابقهٔ طولانی دیپلماتیک، انتظار می‌رود بداند که در روابط بین‌الملل، قدرت‌های بزرگ صرفاً به احترام جرئت طرف مقابل مذاکره نمی‌کنند. آن‌ها زمانی مذاکره می‌کنند که منافعشان اقتضا کند. ➖ نیکسون به پکن رفت چون آمریکا به تغییر موازنهٔ قدرت نیاز داشت، نه چون ناگهان تصمیم گرفته بود به تحقیر تاریخی چین پایان دهد. 🌐 خانه اندیشه‌ورزان را دنبال کنید!
5.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 ضریب نفوذ بیمه را از ۶۰ به ۸۰ درصد برسانیم؛ بحران صندوق چند سال عقب می‌افتد ▪️ نود اقتصادی | سیدسجاد پادام، مدیرکل اسبق دفتر بیمه‌های اجتماعی وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی: ➖ شبیه‌سازی برنامه هفتم نشان می‌دهد که در کوتاه‌مدت اتفاق تعیین‌کننده‌ای برای نسبت پشتیبانی صندوق تأمین اجتماعی رخ نمی‌دهد. در سناریوی فعلی، حتی بدون اجرای قانون برنامه هفتم، نسبت پشتیبانی صندوق در سال ۱۴۰۸ به کمتر از ۳ می‌رسد و در سال ۱۴۱۵ به کمتر از ۲ خواهد رسید. اجرای برنامه هفتم فقط این روند را اندکی جابه‌جا می‌کند؛ نسبت پشتیبانی کمتر از ۳ در سال ۱۴۰۸ باقی می‌ماند و رسیدن به کمتر از ۲ حدود یک سال، تا ۱۴۱۶، به تعویق می‌افتد. ➖ اما اگر سازمان تأمین اجتماعی بتواند ضریب نفوذ بیمه را از ۶۰ به ۸۰ درصد افزایش دهد، اثر آن بسیار بیشتر خواهد بود. این افزایش ۲۰ واحد درصدی می‌تواند رسیدن نسبت پشتیبانی به کمتر از ۳ را تا سال ۱۴۱۱ به تعویق بیندازد و رسیدن به کمتر از ۲ را نیز تا سال ۱۴۱۹ عقب بیندازد. این نتایج نشان می‌دهد تمرکز اصلی باید روی افزایش ضریب نفوذ بیمه و پوشش بیمه‌ای باشد، نه صرفاً افزایش سن بازنشستگی. 🌐 خانه اندیشه‌ورزان را دنبال کنید!
🗒 چرا هنوز دستگاه فکری چین را نمی‌فهمیم؟ ▪️ دیدگاه | مجید شاکری: روابط ایران و چین در ۱۴۰۵ بسیار شبیه روابط ایران و آمریکا در ۱۳۳۵ است! با این تفاوت مهم که ایران امروز، کشوری مستقل‌تر و قوی‌تر است. ➖ در ۱۳۳۵ همه در ایران می‌دانستند معامله راهبردی با آمریکا برای ایران یک برد مهم است، اما دستگاه فکری ایرانی، دستگاه فکری آمریکا را نمی‌فهمید و جهان را انگلیسی – روسی می‌فهمید. ➖ اکنون هم ایرانیان جهان را آمریکایی (اماراتی) – روسی می‌فهمند و هنوز امکان شناخت دستگاه فکری چین را ندارند. برعکس، چینی‌ها هم هنوز با دستگاه فکری ایران آشنا نیستند. در حالی که حتی غرب‌گراهای ایرانی هم معامله راهبردی با چین را برد مهم می‌دانند. ➖ بعضی اظهارات در سیاست داخلی – مثل نکات اخیر آقای دکتر ظریف – ناشی از همین عدم آشنایی متقابل دستگاه‌های فکری است. ➖ آنچه مشکل عدم درک متقابل طرفین را در انتهای دهه ۳۰ حل کرد، ایجاد نهادهای آمریکایی در حاکمیت ایران (سازمان برنامه بعد از هاروارد و بانک مرکزی) بود؛ اما اکنون با توجه به مستقل بودن جمهوری اسلامی ایران، چنین گزینه‌ای ممکن نیست. ➖ نهایتاً زمان این مشکل را حل خواهد کرد و خصوصاً ایران بعد از پیروزی در جنگ جاری، اعتماد به نفس بیشتری برای طراحی این قبیل معاملات خواهد داشت. 🌐 خانه اندیشه‌ورزان را دنبال کنید!
‍ 🗒 مجوز عبور کالای اساسی، برای حفظ وابستگی به امارات ▪️ یادداشت | مهدی رزم‌آهنگ، مدیر گروه اقتصاد بین‌الملل مرکز پژوهش‌های مجلس: در دور اول محاصره دریایی، دقیقا همان زمانی که مقامات ایران، به صورت جدی روی ظرفیت‌سازی در مرزهای غیرجنوب متمرکز شده بودند، به صورت کاملا اتفاقی(!) ۵ محموله کالای اساسی متعلق به آقای مدلل از محاصره سنتکام عبور کرد. ➖ هم‌زمان با عبور محموله‌ها از سد محاصره، جلسه‌ای در اتاق بازرگانی برگزار شد و نماینده آقای مدلل بیان کرد که ما بر اساس توانمندی‌های خودمان(!) توانستیم از سد محاصره عبور کنیم. ➖ ایضا در همان جلسه، یکی از مدیران ارشد وزارت جهاد به صراحت و به گونه‌ای که همه حضار در جلسه به خوبی بشنوند بیان کرده بود که جای نگرانی نیست و عبور محموله‌های کالاهای اساسی از محاصره شروع شده است. ➖ این روزها می‌شنویم که اگرچه نفت ایران صادر نمی‌شود؛ اما محموله‌های کالاهای اساسی دارد از جنوب وارد می شود. دقیقا عین گذشته! این را به حساب خیرخواهی آمریکایی‌ها بگذاریم؟! ابدا. ➖ آمریکایی‌هایی می‌دانند اگر ایران در موضوع تسویه مالیِ واردات اقلام اساسی و لجستیک واردات سایر اقلام صنعتی و غیرصنعتی، وابسته به امارات باشد آنگاه دست و دل مسئولان لشکری و کشوری در ضربه زدن به امارات خواهد لرزید. ➖ در این فضا، تراستی‌ها و ذی‌نفعانِ تداوم تعامل با امارات، برندگان اصلی هستند. غافل از اینکه امارات در حال خارج کردن اهرم تنگه هرمز از دست ایران است و این یعنی، مهمترین ابزار امنیت ملی ایران در حال فرسایش است. آنگاه، جنگ طولانی‌تر و فرسایش اقتصاد ایران سرعت خواهد گرفت. ➖ اینکه آقای رسول جعفریان در روزهای گذشته، از خیرخواهی امارات و حاکم آن برای ما می‌گوید شمّه‌ای از زاویه نگاه مقامات دولتی به معمای امارات است. چند لنجی می‌روند و می‌آیند و تسویه مالی تجارت اقلام اساسی انجام می‌شود؛ اما از سوی دیگر، امنیت ملی ایران در خطر وجودی قرار می‌گیرد. ➖ جای بسی خوشحالی است که در روزهای اخیر، آمار ضربه موثر به کشتی‌های عبور کننده از کریدور اماراتی افزایش یافته است. البته کنش نیروهای نظامی، بدون ایمن‌سازی زنجیره‌های تأمین، اقدامی ناکافی است. دولت ملی باید از زیر یوغ امارات‌دوست‌ها خارج شود. 🌐 خانه اندیشه‌ورزان را دنبال کنید!
📷 روز شمار پنج روز مانده تا قرار هشتم | به یاد استاد و پدرمان، حضرت آیت‌الله مهدوی کنی ♦️ ...ـــــــــــــــ خط خون ـــــــــــــ... مرکز رشد دانشگاه امام صادق (ع)
🗒 چرا جریان نفت از تنگه هرمز در حال افزایش است و واکنش احتمالی ایران به این تحول چه خواهد بود؟ ▪️ گزارش یادداشت | Middle East Monitor: در این یادداشت، محمدامین احمدی به بررسی افزایش تدریجی جریان نفت از تنگه هرمز پس از آغاز جنگ، نقش مسیرهای جایگزین و انتقال کشتی‌به‌کشتی، و گزینه‌های احتمالی ایران برای واکنش به این روند پرداخته است. ➖پس از آغاز جنگ در ۲۸ فوریه و اعمال محدودیت‌ تردد از سوی ایران در تنگه هرمز، جریان نفت از حدود ۲۰.۶ میلیون بشکه در روز به حدود ۶ میلیون بشکه در روز در ماه مارس کاهش یافت. با این حال، از آن زمان روند صادرات و انتقال نفت به‌تدریج افزایش یافته است. این افزایش به معنای بازگشت کامل تردد نفت به سطح پیش از جنگ نیست، بلکه بخشی از نفت از مسیرهای جایگزین و بخشی نیز از طریق انتقال کشتی‌به‌کشتی در خارج از تنگه جابه‌جا می‌شود. بنابراین، مسئله اصلی برای ایران دیگر صرفاً توانایی محدود کردن تردد در هرمز نیست، بلکه نحوه واکنش به بازگشت تدریجی جریان نفت است. ➖یکی از مهم‌ترین تغییرات، افزایش استفاده از خطوط لوله‌ای است که امکان انتقال نفت بدون عبور مستقیم از تنگه هرمز را فراهم می‌کنند. عربستان از خط لوله شرق–غرب برای انتقال نفت به سمت دریای سرخ استفاده می‌کند و امارات نیز مسیرهایی برای انتقال بخشی از نفت به دریای عمان در اختیار دارد. این مسیرها نمی‌توانند به‌طور کامل جایگزین هرمز شوند و به سرمایه‌گذاری بیشتری نیاز دارند، اما می‌توانند وابستگی منطقه به تنگه را کاهش دهند. در نتیجه، هرچه زیرساخت‌های جایگزین توسعه یابد، اثرگذاری محدودیت‌های ایران بر جریان نفت کاهش پیدا می‌کند. ➖همزمان، انتقال کشتی‌به‌کشتی نفت در اطراف دریای عمان به یک سازوکار مهم برای تداوم صادرات تبدیل شده است. در این روش، نفت ابتدا توسط نفتکش‌های کوچک‌تر از منطقه تنگه خارج و سپس به نفتکش‌های بزرگ‌تر منتقل می‌شود تا مسیر خود را به سمت بازارهای آسیایی ادامه دهد. حجم این انتقال‌ها در ماه‌های اخیر به‌سرعت افزایش یافته و در سپتامبر به حدود ۲.۵ میلیون بشکه در روز رسیده است. این شیوه با تقسیم محموله‌ها میان چند کشتی، ریسک عبور نفتکش‌های بسیار بزرگ از مناطق پرخطر را کاهش می‌دهد، هرچند هزینه‌های بیمه، حمل‌ونقل و ریسک عملیاتی همچنان بالاست. ➖افزایش مسیرهای جایگزین، تصمیم‌گیری را برای ایران پیچیده‌ کرده است. تهران از یک سو تمایلی به تشدید غیرضروری تنش با کشورهای خلیج فارس ندارد، زیرا تبدیل تقابل با آمریکا به رویارویی مستقیم با عربستان، امارات یا عمان هزینه‌های امنیتی و سیاسی بیشتری برای ایران خواهد داشت. از سوی دیگر، مقام‌های ایرانی تأکید کرده‌اند که نمی‌پذیرند صادرات نفت ایران متوقف شود، در حالی که سایر تولیدکنندگان منطقه به صادرات خود ادامه دهند. اظهارات قالیباف مبنی بر اینکه در صورت جلوگیری از فروش نفت ایران، امنیت صادرات نفت دیگر کشورهای منطقه نیز تضمین نخواهد بود، نشان‌دهنده همین رویکرد بازدارنده است. ➖بر این اساس، در صورت ادامه افزایش جریان نفت از تنگه هرمز، ایران ممکن است به‌جای هدف قرار دادن مستقیم پایانه‌های نفتی کشورهای عربی، فشار را بر نقاط انتقال کشتی‌به‌کشتی و مناطق پیرامون مسیرهای جایگزین متمرکز کند. چنین اقدامی می‌تواند با افزایش ریسک برای نفتکش‌ها، هزینه بیمه و حمل‌ونقل را بالا برده و دوباره جریان نفت منطقه را کاهش دهد، بدون آنکه ایران الزاماً تنگه هرمز را به‌طور کامل مسدود کند. در نتیجه، رقابت بر سر کنترل جریان نفت در منطقه وارد مرحله جدیدی شده است؛ مرحله‌ای که در آن خطوط لوله و انتقال کشتی‌به‌کشتی تلاش می‌کنند اثر محدودیت‌های ایران را خنثی کنند و تهران نیز می‌تواند با هدف قرار دادن همین سازوکارهای جایگزین، دوباره معادله را به نفع خود تغییر دهد. 🌐 خانه اندیشه‌ورزان را دنبال کنید!
🗒 عربستان تاوان خیانت به منطقه را می‌دهد؛ امارات نباید قِسِر در برود! ▪️ یادداشت | داوود مدرسیان: در سال‌های اخیر، دو بازوی اصلی سیاست‌های خصمانه علیه ایران و جبهه مقاومت در منطقه، عربستان سعودی و امارات بودند؛ بازیگرانی که آشکارا از گزینه‌های نظامی و فشارهای همه‌جانبه علیه امنیت کشورمان و گروه‌های مقاومت حمایت می‌کردند. اما معادلات میدان، روایتی دیگر را رقم زد. ➖ بعد از اقدام نابخردانه سعودی علیه یمن در ماه قبل، آتش جنگ شعله‌ور شد و ضرب شست مقاومت یمن (انصارالله) به ریاض و تعطیلی فرودگاه‌ها، مدارس و زیرساخت‌های حیاتی آرامکو، نشان داد که امنیت، کالایی وارداتی نیست و تقابل با ایران و جبهه مقاومت تاوان سنگینی دارد. ➖ بن‌سلمان که روزگاری از انتقال جنگ به درون مرزهای ایران سخن می‌گفت و در آستانه اسفند ۱۴۰۴ برای تحریک ترامپ تقلا می‌کرد، امروز آتش همان بحران را در خانه‌ خود لمس می‌کند؛ چرا که «صبر استراتژیک» تهران و متحدانش سقف و پایانی دارد. ➖ در این میان، وضعیت امارات تفکیک‌پذیر؛ اما نیازمند هوشیاری است. ابوظبی که بازوی اصلی جنگ اقتصادی علیه معیشت ملت ایران بوده، پس از ناکامی‌های اخیر، تلاش کرده با فاصله گرفتن از درگیری‌های نظامی مستقیم و عدم ورود به کارزار یمن، چهره‌ای مصلحت‌اندیش به خود بگیرد تا از ضربات تنبیهی در امان بماند! ➖ اما منطق رئالیسم سیاسی و منافع ملی حکم می‌کند که اجازه ندهیم امارات از این معرکه قسر در برود. تا زمانی که لابی‌های اقتصادی و سیاسی وابسته به ابوظبی در تهران فعال باشند، سایه تهدید از سر اقتصاد کشور برداشته نخواهد شد. کلید امنیت پایدار، نه تنها مهار مستقیم تهدیدات، بلکه بالا بردن هزینه‌ی همراهی با محور غربی-عبری در سطح منطقه است؛ متحدان آمریکا و اسرائیل باید بدانند که امنیت منطقه‌ای، بسته‌ای تجزیه‌ناپذیر است. 🌐 خانه اندیشه‌ورزان را دنبال کنید!
4.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 بمباران گسترده تهران زیر سر الهام علیف است! ▪️ خط انرژی | داریوش صفرنژاد: ➖ آمریکا و اسرائیل در جنگ‌های تحمیلی اخیر، از آذربایجان برای تهاجم به ایران استفاده کردند؛ اگر این فضا در اختیار آن‌ها نبود، نمی‌توانستند به تهران، کرج و مناطق شمالی کشور حمله کنند. ➖ رژیم صهیونیستی دوم در منطقه، امارات و رژیم صهیونیستی سوم آذربایجان است. هیات نمایندگان این کشور هنگام سخنرانی پزشکیان در سازمان ملل، جلسه را ترک کردند؛ اما در زمان سخنرانی نتانیاهو در محل اجلاس حضور داشتند. 🌐 خانه اندیشه‌ورزان را دنبال کنید!
🗒 جای خالی خیابان، علیه علی‌اف؛ برای حجاب و ایران! ▪️ یادداشت | حجت‌الاسلام قنبریان: ۱. مقوله «بی‌حجابی» در عصر ما یک فرع فقهی حتی مثل حرمت شراب نیست! خط‌مشی‌گذاریِ بی‌حجابی، «پیشران تمدنی غرب» شده است؛ لذا از رضاخان و آتاترک تا علی‌اف، غربی شدنشان ملازم با حجاب‌ستیزی م‌شود. ➖ از همین‌جا ترویج بی‌حجابی، مثل حرمت تنباکو در حکم میرزای شیرازی می‌ماند؛ که وقتی ابزاری سیاسی برای تسلط بیگانه می‌شود آن فتوای عجیب را م‌گیرد (در حالی که فی‌نفسه مکروه هم نبود)! ➖ در مقابل، مقاومت سیاسی و تمدنی مقابل غرب، هم به «حجاب» گره خورده است. گریبر، مردم‌شناس یهودی این واقعیت را در غزه روایت کرده است. ➖ هسته سخت و با دوامِ مقاومت ملی ایرانیان در تجاوز آمریکایی را «زنان محجبه» تشکیل دادند؛ ولو برخی –که انتخاب شخصی شان بی حجابی بود– هم همراه شدند. چنانچه هسته اصلی وطن‌فروشی (با شعار عموترامپ و...) را همان «جنبش برهنگی» ساخت؛ ولو برخی اهل پوشش هم همراهی کرده باشند! ۲. خط‌مشیِ حجاب‌ستیزی غرب‌گرایان برای فتح فرهنگ اسلامی، در «نظام‌های اسلامی» اوّل با «نه به الزام» شروع می‌شود! ➖ وقتی بدنه اجتماعی ساخت و جهات ایدئولوژیک دولت‌ها را کاست، آن وقت در «دولت‌های سکولارشده» به «منع حجاب و الزام بی‌حجابی» روی می‌آورد! ۳. علی‌اف هم‌پیمان با اسرائیل، علیه ایران، بود؛ اخیراً علیه فرهنگ مشترک اسلامی (حجاب) هم اضافه شد. «اسلام اجتماعی» (مثل ترکیه) به اعتراض برخاسته، اما «اسلام سیاسیِ ایران» ساکت است! ➖ تظاهرات علیه علی‌اف هم خط‌و‌نشان علیه هم‌پیمان دشمن ایران؛ هم تحکیم سنگر حجاب در فرهنگ منطقه اسلامیِ مورد هجوم غرب است! 🌐 خانه اندیشه‌ورزان را دنبال کنید!