خانه استعدادیابی | مرتضی خداوردی
🍃 چالشینو | مرکز ایونت خانه استعدادیابی گاهی یک تجربه میتواند جرقهای باشد برای دیدن خودت، کشف تو
👆👆
📣 ظرفیت ۱۰ نفر اول تکمیل شد !!
خانه استعدادیابی | مرتضی خداوردی
🍃 چالشینو | مرکز ایونت خانه استعدادیابی گاهی یک تجربه میتواند جرقهای باشد برای دیدن خودت، کشف تو
👆👆
۵۰ درصد ظرفیت تکمیل شد✅
✨ سرمایهگذاری برای ۱۰ نفر آخر:
۱,۵۰۰,۰۰۰ تومان
(ارزش این تحلیل و تجربه، چند برابر این مبلغه)
5.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
بریم مهمونی
فقط مسیرش خیلی خوفه👻
یکی از بهترین ایدهها برای #رشد همه جانبه عزیزان، همین ایونتها میتونه باشه
فقط خدا میدونه برای سلسله ایونتهای "چالشینو" چه طراحی بینظیری انجام شده👌👌👌
این فقط لطف خداست
و نگاه ویژه اهلبیت علیهمالسلام
پینوشت:
این پست باشد به یادگار تا آینده نزدیک نتایج عیان شود انشاءالله
3.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
یکی از بهترین تراپیها (رواندرمانیها)، رفیق تراپیِ💓
اونم رفقهایی با قدمت بیش از ۲۰ سال
4.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
عاشق ساخت فیلم ژانر وحشتم☠
SamavatiMonajat-Ali-Samavati.mp3
زمان:
حجم:
22.1M
مناجات امیرالمومنین (ع)🍃
مَوْلاَیَ یَا مَوْلاَیَ أَنْتَ الْغَفُورُ وَ أَنَا الْمُذْنِبُ وَ هَلْ یَرْحَمُ الْمُذْنِبَ إِلاَّ الْغَفُورُ
اى آقاى من اى آقاى من
تویى خداى غفور آمرزنده و من بنده گنهکار و آیا در حق بنده گنهکار جز خداى غفور که ترحم خواهد کرد؟
.: | @khane_estedad | :.
رسول اکرم در خانه ام سلمه بود. نیمه های شب بود که ام سلمه بیدار شد و متوجه گشت که رسول اکرم در بستر نیست. نگران شد که چه پیش آمده؟ از جا حرکت کرد و به جستجو پرداخت. دید که رسول اکرم در گوشه ای تاریک ایستاده، دست به آسمان بلند کرده اشک می ریزد و می گوید:
«خدایا چیزهای خوبی که به من داده ای از من نگیر، خدایا مرا مورد شماتت دشمنان و حاسدان قرار نده، خدایا مرا به سوی بدیهایی که مرا از آنها نجات داده ای برنگردان، خدایا مرا هیچ گاه به اندازه یک چشم برهم زدن هم به خودم وامگذار.».
شنیدن این جمله ها با آن حالت، لرزه بر اندام ام سلمه انداخت. رفت در گوشه ای نشست و شروع کرد به گریستن. گریه ام سلمه به قدری شدید شد که رسول اکرم آمد و از او پرسید:
«چرا گریه می کنی؟».
- چرا گریه نکنم؟! تو با آن مقام و منزلت که نزد خدا داری این چنین از خداوند ترسانی، از او می خواهی که تو را به خودت یک لحظه وا نگذارد، پس وای به حال مثل من.
- ای امّ سلمه! چطور می توانم نگران نباشم و خاطرجمع باشم؟! یونس پیغمبر یک لحظه به خود واگذاشته شد و آمد به سرش آنچه آمد.