eitaa logo
خــــــانـــــــــوادہ دیــــــنــــی
71.5هزار دنبال‌کننده
4.4هزار عکس
6.4هزار ویدیو
47 فایل
سلام علیکم. ایدی تبلیغات در ۱۰ کانال اصلی @z_m1392 ایدی ثبت نام دوره ها @tablighvaforosh
مشاهده در ایتا
دانلود
خــــــانـــــــــوادہ دیــــــنــــی
📣#محصولات_خانگی_سوسینو📣 سالم بخور، مطمئن زندگی کن! وقتش رسیده که خانواده‌‌تون رو از شر سوسیس و
. فرصت استفاده از 👆👆👆 فوق را از دست ندهید. بسیار با کیفیت و قیمت بسیااار مناسب. ما خودمان زیاد برای استفاده در خانه خریداری می کنیم و بعضا ساندویج هم می دهیم. https://eitaa.com/sosinno
9.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
پیامبر اكرم صلی الله علیه وآله: اگر مسلمانی صدای مسلمانی را بشنود که درخواست کمک میکند و جواب ندهد مسلمان نیست😔 🟡تن پیامبر را چه چیزی در قبر می‌لرزاند؟ 🔴شمر امروز کیست؟ گرسنه
13.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 ایران در پایگاه العدید چه چیزی را هدف قرار داد؟
10.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ماجرای شنیدنی از جوانی که با زور راهی سفر اربعین شد.😔😭❤️
6.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
قسمتی از فیلم خیمه گاه ولایت 🔴مشتی اوباش میکوبند و غارت میکنند! توقع داری مماشات کنم؟ در رابطه با برخورد قاطع با مجرمین
3.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
این و ببینیم و انقد خودمون و درگیر نکنیم😍 سیر تحول انسان در کمتر از ۱ دقیقه تلنگر خوبی هست حتماااا ببینید.
سلام و وقت شما بخیر وقتی داشتم دوره‌ها رو مرور می‌کردم، رسیدم به بخش سوالات و با خودم گفتم منم باید حرف‌هامو بزنم، چون واقعاً دیگه نمی‌دونم باید چی کار کنم... من ۳۶ سالمه و مادر ۴ تا فرزندم. از همون اول زندگی مشترکم با همسرم مشکل داشتم. آدمی بود خیلی عصبی، پرخاشگر و بددهن. خیلی وقت‌ها جلوی بقیه منو کتک می‌زد. پنج سال اول زندگی رو با خانواده همسرم زندگی کردیم. نه اهل نماز بودن، نه روزه. دعواها تمومی نداشت. چند بار قهر کردیم. یه بار دیگه نتونستم تحمل کنم و از شدت آسیب‌ها شکایت کردم. از اون موقع، حدود دو ساله که دیگه منو نمی‌زنه. فحاشی‌هاش هم کمتر شده چون فکر می‌کنه ممکنه طلاق بگیرم. اما الان یه مشکل دیگه دارم. همسرم هیچ رفتاری با بچه‌ها نداره که بگم خوبه. همیشه با اسم‌های زشت صداشون می‌کنه، تحقیرشون می‌کنه، می‌زنه‌شون. منم دیگه اعصاب ندارم. یه سالی هست که خودمم داد می‌زنم و بچه‌ها رو کتک می‌زنم. واقعاً خسته‌ام... دخترم ۱۴ سالشه. خیلی دختر خوبی بود. باحجاب بود، نماز می‌خوند، چهار جزء قرآن حفظ کرده بود. ولی امسال که رفت کلاس هفتم، به خاطر دوستاش که بی‌حجاب بودن، چادرشو گذاشت کنار. نماز می‌خونه ولی با زور. پرخاشگر شده، حرف بد می‌زنه، می‌گه دلم می‌خواد با نامحرم صحبت کنم، بخندم، دیگه علاقه‌ای به حفظ قرآن ندارم... یه بار هم دیدم تو روبیکا با اسم جعلی "راحیل ۱۸ ساله" رفته بود تو چت، در حالی که فقط ۱۴ سالشه. پسرم ۱۱ سالشه. خیلی پرخاشگره. خواهر و برادرشو اذیت می‌کنه، حرفمو گوش نمی‌ده، حتی بعضی وقتا بهم فحش می‌ده. خیلی وسواس داره؛ سر سفره می‌گه صدا ندین، با دست نخور، اون کارو نکن... هر روز یه چیزی هست که ناراحت شه و قهر کنه. از ۷ سالگی پدرش اونو با خودش می‌برد سر ماشین و اگه یه کار کوچیک اشتباه می‌کرد، بد کتکش می‌زد... هنوزم همینطوره. همین باعث شده بچه اعتماد به نفس و عزت نفس نداشته باشه. دو تا پسر دیگه هم دارم. یکی ۷ سالشه و یکی هم فقط ۱۰ ماهشه. فعلاً نگرانی اصلیم همون دختر و پسر بزرگ‌ترم هستن. ما تو یه روستای مرزی نزدیک زابل زندگی می‌کنیم. شرایط محیطی‌مون خوب نیست، برای همین نمی‌ذارم بچه‌هام زیاد از خونه بیرون برن. با این حال، دخترم خیلی به صحبت با نامحرم تمایل پیدا کرده، حتی با اینکه بیرون نمی‌ره. واقعاً نمی‌دونم باید چی کار کنم. سعی می‌کنم خودمو کنترل کنم ولی حاضر جوابی‌های دخترم و لجبازی‌های پسرم خیلی اذیتم می‌کنه. همسرمم اصلاً اهل صحبت کردن نیست. با من ظاهراً خوبه ولی با بچه‌ها مثل دشمن رفتار می‌کنه. خیلی باهاش صحبت کردم، گوش نمی‌ده. فقط دیگه کمتر پسرم رو می‌زنه. ولی اصلاً بهشون محبت نمی‌کنه. رابطه‌ش باهاشون خیلی بده. پسرم جلوی پدرش چیزی نمی‌گه چون می‌ترسه، ولی دخترم گاهی حتی با پدرش هم بحث می‌کنه. البته با من هنوز احترام داره. بچه‌ها بعضی وقتا جمله‌هایی می‌گن که نصفش فحشه! هر کاری کردم: با محبت، با دعوا، هدیه خریدم، قهر کردم، قانون گذاشتم... اولش یه کم خوب می‌شن ولی بعدش دوباره همون رفتارهای قبلی. ببخشید خیلی طول کشید، فقط خواستم دقیق بگم چون خیلی نگرانم. اینم بگم که همسرم آدم شکاکیه. دکتر براش دارو نوشته بود ولی مصرف نمی‌کنه. پدر خودش هم همینطور شکاک و بددهن بوده. انگار این ویژگی از پدر به پسر منتقل شده. پسرم هم چون جلوی دیگران تحقیر شده، دیگه نه اعتماد به نفس داره، نه عزت نفس... اگه ممکنه، منو راهنمایی کنید، واقعاً گیج و خسته‌ام.
پاسخ اول سلام علیکم وقت شما هم بخیر اجازه بدید در چند بخش و با زبان ساده و قابل عمل، بر پایه آموزه‌های اسلامی و روان‌شناسی، قدم‌هایی برای بهبود شرایط پیشنهاد کنیم: 🌿 ۱. درمان خود مادر، آغاز نجات خانواده است در روان‌شناسی اسلامی، مادر قلب خانه است. آرامش، امید، تقوا و تعادل مادر، حتی در سخت‌ترین شرایط، می‌تواند فضای خانه را متحول کند. 📌 قدم اول شما این است: از خودتان مراقبت کنید. این مراقبت می‌تونه شامل موارد زیر باشه: خلوت با خدا ولو روزی ۵ دقیقه، با دل خود حرف زدن با خدا. دعای مخصوص مادران داغ‌دیده‌ی امام سجاد(ع) در صحیفه سجادیه (دعای ۲۵) را بخوانید. این دعا فوق‌العاده است. دوری از کتک زدن بچه‌ها، چون هرچقدر هم حق با شما باشه، باعث فروپاشی روانی بچه‌هاتون می‌شه. اگر خیلی عصبانی هستید، همون لحظه جدا بشید، وضو بگیرید و بعد تصمیم بگیرید. 🧠 ۲. رفتار همسر شما، الگویی از پدرش است اسلام، ریشه رفتارهای ناهنجار را هم در وراثت می‌بیند، هم در تربیت. وقتی فرمود: الولد سرّ أبیه یعنی فرزند، رازی از درون پدرش را آشکار می‌کند. شوهر شما هم از پدری شکاک، خشن و بددهن تأثیر گرفته. خودش نیاز به درمان تخصصی روان‌شناختی داره ولی چون همکاری نمی‌کنه، شما باید تمرکزتون رو بذارید روی حفظ آرامش خود و تربیت جبران‌گرانه برای فرزندانتون. 🧒 ۳. درمان پسر ۱۱ ساله‌تون: عزت نفس و تخلیه خشم رفتارهای پسر شما نشان‌دهنده‌ی: خشم فروخورده سرکوب شخصیتی و وسواس ناشی از اضطراب پنهان است. 📌 برای او: هر شب قبل از خواب، دست روی سرش بکشید و با صدای آرام بگید: «تو عزیز منی، خدا دوستت داره، اشتباه کردی ولی خوب می‌شی، من کنارتم». با او ورزش منظم مثل طناب زدن، دویدن یا فوتبال انجام بدید. تخلیه انرژی فیزیکی، باعث کاهش پرخاش می‌شه. براش وظیفه مشخص روزانه تعیین کنید (مثلاً آب دادن به گل‌ها) و بعد از انجامش، حتماً تشویقش کنید ولو با یک لبخند یا دست زدن. 👧 ۴. بازگشت دختر ۱۴ ساله‌تان به معنویت: به جای اجبار، ارتباط دختر شما وارد مرحله‌ی بلوغ روانی، جنسی و اجتماعی شده و به شدت نیاز به دیده شدن و دوست داشته شدن داره. رفتارهای فعلی‌اش بیشتر از اون‌که انحراف باشه، فریاد "منو ببین" هست. 📌 اقدامات ضروری: باهاش روزانه یک ربع وقت خلوت دونفره بذارید، بدون قضاوت، فقط شنونده باشید. بگذارید حرف بزنه. چادر و نماز را فعلاً با زور نخواهید. با محبت، با یادآوری خاطرات خوب، و با اسوه‌سازی از دختران مومن کم‌کم بهش نزدیک بشید. به جای «تو چرا اینکارو کردی؟» بگید: «بیا با هم فکر کنیم چه چیزی به دلت آرامش می‌ده...» اگر بخوایم روشی قرآنی بگیم: یادآوری نعمت‌های خدا + داستان‌های عفیفانه قرآن + محبت مادری = بازگشت تدریجی به مسیر 📘 ۵. ساختن آینده بچه‌ها با وجود پدر نامهربان تا وقتی پدرشون تغییر نکنه، بچه‌ها همیشه یک بخش آسیب‌پذیر خواهند داشت. اما اسلام می‌گه: کلّکم راع و کلّکم مسئول عن رعیته شما اگر با صبر و تدبیر، به تدریج نقش پدر رو با حمایت عاطفی، مسئولیت‌دادن و ساختن عزت نفس پر کنید، بچه‌ها می‌تونن سالم‌تر رشد کنن. 📌 پیشنهاد ویژه: برای پدر، فقط در زمان‌های خوب بودن، چند خط محبت‌آمیز بنویسید که مثلاً: بچه‌ها دلشون می‌خواد شما رو دوست داشته باشن، اگه فقط یه لبخند بهشون بزنی، روحشون جون می‌گیره... 📌 پیشنهادهای کاربردی دیگر: زمان‌بندی تربیتی داشته باشید: تا ۷ سال محبت کامل تا ۱۴ سال آموزش با همراهی بعد از ۱۴ سال مشورت و احترام سه اصل ارتباط تربیتی در اسلام: الرفق فی الأمر: نرمی در دستور العفو عند القدرة: گذشت هنگام توان العدل فی القضاء: عدالت در برخورد از یک مشاور مذهبی یا کارشناس خانواده اسلامی تلفنی یا آنلاین کمک بگیرید. راه هست، فقط نباید تنها موند.
پاسخ دوم سلام و سپاس از اعتمادتون 🌷 از نگاه روان‌شناسی ، می‌تونیم مسائل شما رو در چند لایه بررسی کنیم و برای هر کدوم راهکارهای مشخص ارائه بدیم: 🧩 ۱. پدیده «زخم روانی مزمن» در شما (مادر) 🔍 مشکل: سال‌ها زندگی در شرایط خشونت خانگی (Domestic Violence) باعث فرسودگی روانی، اضطراب، افسردگی پنهان و واکنش‌های هیجانی مثل داد زدن و کتک زدن کودکان شده. 🧠 تحلیل: مغز شما به علت فشار مداوم، در وضعیت هشدار دائمی (Hypervigilance) قرار گرفته. یعنی هر تنش کوچکی برای‌تان مثل خطر بزرگ حس می‌شود. این باعث می‌شه ناخودآگاه، رفتارهای خشن همسرتان رو تکرار کنید، چون ذهن شما مسیر دیگری برای تخلیه خشم بلد نیست. ✅ راهکار: درمان‌های خودیار مثل: نوشتن روزانهٔ احساسات (Journaling) تکنیک تنفس ۴-۷-۸ (۴ ثانیه دم، ۷ ثانیه نگه‌داشتن، ۸ ثانیه بازدم) اگر امکان دارید، حتماً مشاوره تلفنی یا آنلاین بگیرید؛ حتی یک مشاور داوطلب یا رایگان در مراکز بهزیستی یا مدارس هم مفید است. 👧 ۲. دختر نوجوان ۱۴ ساله و بحران هویت 🔍 مشکل: دخترتان وارد مرحله‌ی «جستجوی هویت» شده که طبق نظریه «اریک اریکسون»، بین سنین ۱۲ تا ۱۸ سال اتفاق می‌افتد. او در حال مقایسه خودش با دیگران است و به‌شدت به پذیرفته شدن در جمع هم‌سالان نیاز دارد. 🧠 تحلیل: فشار مذهبی یا تربیتی، وقتی با خشونت یا بی‌محبتی همراه باشد، نتیجه‌ی معکوس دارد. او در حال آزمایش مرزهای خودش با شما و پدرش است و بی‌پاسخ ماندن نیاز به توجه، باعث گرایش به هویت‌های مجازی (مثل «راحیل ۱۸ ساله») می‌شود. ✅ راهکار: زمان اختصاصی روزانه حتی فقط ۱۵ دقیقه با او: بدون قضاوت، بدون نصیحت، فقط شنیدن. اصلاً بحث چادر و حجاب و نماز را الان مطرح نکنید. در این دوره، تمرکز روی رابطه باید باشد نه رفتار. به او کمک کنید تجربه‌های مثبت و سالم از دیده شدن داشته باشد؛ مثلاً اجازه بدید عکس یک غذای خوبش رو در یک گروه خانوادگی منتشر کنه و تحسین بگیره. 👦 ۳. پسر ۱۱ ساله و نشانه‌های آسیب‌های اولیه 🔍 مشکل: رفتارهای پسر شما از نظر روان‌شناسی شامل: پرخاشگری (احتمال الگوبرداری از پدر) وسواس فکری-عملی (کنترل محیط برای احساس امنیت) پایین بودن عزت نفس و نافرمانی 🧠 تحلیل: کودکانی که مکرر تحقیر یا کتک زده می‌شن، احساس بی‌ارزشی می‌کنن. مغز اون‌ها برای دفاع، یا پرخاشگر می‌شه یا وسواسی. این‌ها تلاش‌های کودکانه برای «کنترل دنیای بیرون» هستن تا از آسیب بیشتر جلوگیری کنن. ✅ راهکار: گفت‌وگوی روزانه، با جملات احساسی مثل: «من بهت افتخار می‌کنم، حتی وقتی اشتباه می‌کنی.» پرهیز کامل از تنبیه بدنی یا تحقیر، حتی در لحظه‌ی عصبانیت. سپردن مسئولیت‌های کوچک مثل: مراقبت از گلدان، بردن زباله، با تشویق فراوان. 🧑‍🤝‍🧑 ۴. پدر خشن و آسیب‌زننده 🔍 مشکل: رفتار همسر شما شامل خشونت خانگی، بی‌توجهی عاطفی، و احتمال اختلال شخصیت پارانوئید (شکاک) است. 🧠 تحلیل: مردانی که دچار اختلالات شخصیتی و تجربهٔ خشونت در کودکی بوده‌اند، معمولاً الگوی رفتاری پدرشان را تکرار می‌کنند. امتناع او از درمان، طبیعی اما خطرناک است. چون تغییر از درون نمیاد، فقط با فشار بیرونی ممکنه (مثلاً تهدید به شکایت، طلاق، یا ترک موقت). ✅ راهکار: محیط خانه رو برای بچه‌ها امن‌تر کنید، حتی اگر با جدایی فیزیکی موقت باشه. در زمان‌هایی که حالش خوبه، از طریق نامه یا پیام غیرمستقیم باهاش صحبت کنید. جمله‌هایی مثل: «بچه‌ها با یک لبخند شما زنده می‌شن، نگذار بچه‌هات بی‌پدر عاطفی بمونن.» 🧭 ۵. چرا حرف‌ها اثر نمی‌کنه؟ تحلیل: کودکان و نوجوانان در محیط‌های پرتنش، وارد «چرخه‌ی بقا» (Survival Mode) می‌شن. در این حالت، مغزشون فقط دنبال فرار از درد یا یافتن لذت فوری می‌گرده، نه یادگیری یا تغییر رفتار. ✅ راهکار کلیدی: ثبات در رفتار شما مثلاً اگر می‌گید: «این کارو نکن چون فلان عاقبت داره»، نباید روز بعد با خشم و تهدید همون مسئله رو تکرار کنید. پیام‌ها باید ثابت، بدون خشونت و همراه با توضیح ساده علت باشه.
🧭 برنامه بازسازی رابطه و تربیت در سه مرحله 🔹 مرحله اول: بازسازی خود مادر (۳ هفته اول) چون شما ستون خانه‌اید. تا وقتی خودتون آسیب‌دیده و فرسوده باشید، نمی‌شه بچه‌ها رو ساخت. ✅ اهداف: کاهش خشم، فرسودگی، و داد زدن بازسازی آرامش روانی و عزت نفس مادر 📝 تمرین‌ها: تنفس عصبی ۴-۷-۸، روزی ۳ بار، به‌ویژه قبل از خواب یا موقع عصبانیت نوشتن روزانه در دفترچه مخصوص مادر: ۳ مورد از چیزهایی که امروز خوب بود ۱ جمله‌ای که بچه‌هات گفتن و دلت رو لرزوند (خوب یا بد) دعای کوتاه دل‌نوشته به خدا (هرچی دلت گفت) وضوی آگاهانه: فقط برای خودت، با نیت پاک‌سازی ذهن، نه فقط نماز. هر شب قبل از خواب به هر بچه (حداقل به ۲ تا بزرگ‌تر) یک جمله محبت‌آمیز و شخصی بگو: «می‌دونم امروز اذیت شدی، ولی بدون هنوز برام عزیزتری.» «می‌فهمم چرا عصبانی شدی. بیا فردا بهترش کنیم.» 🔹 مرحله دوم: بازسازی ارتباط با دختر و پسر بزرگ‌تر (هفته ۴ تا ۶) این مرحله برای اینه که بتونی دوباره "شنیده شدن" رو بهشون بچشونی. ✅ دختر ۱۴ ساله: هر روز ۱۵ دقیقه خلوت دو نفره باهاش، حتی اگه فقط حرف بزنه و شما گوش بدی. جملهٔ کلیدی: «می‌خوام بدونم تو چی فکر می‌کنی، نه اینکه قضاوتت کنم.» هیچ بحثی درباره حجاب، نماز یا دوستاش نکن. فقط شنیدن. وقتی احساس امنیت کرد، خودش شروع به تغییر می‌کنه. اگر خواست، باهاش با هم فیلمی ببینید، یا عکس قدیمی‌ها رو نگاه کنید. راه ارتباطی بسازید، نه قانون جدید. ✅ پسر ۱۱ ساله: یک وظیفه کوچک روزانه بهش بده (مثل آب دادن به گل یا کمک توی آشپزی) و وقتی انجام داد، حتماً تحسینش کن. جملهٔ کلیدی: «دیدی تونستی؟ تو خیلی توانایی داری.» روزی یک بار باهاش بازی فیزیکی سبک (مثلاً طناب‌کشی، دویدن، فوتبال، حتی کشتی دوستانه) این کار باعث تخلیه خشم پنهانش می‌شه. وسواس‌هاش رو با نصیحت اصلاح نکن. فقط بگو: «می‌فهمم برات سخته، ولی تو داری قوی‌تر می‌شی.» 🔹 مرحله سوم: تثبیت نظم و احترام در خانواده (هفته ۷ تا ۸) حالا وقتشه یک چارچوب تربیتی جدید و مؤثر رو اجرا کنید. ✅ قانون‌گذاری جدید: تعیین سه قانون خانواده با همفکری بچه‌ها (مثلاً: فحش ممنوع، کمک در کار خانه، احترام به حرف مادر) برای هر قانون، یک پیامد مشخص و ساده بذارید: قانون‌شکنی: یک امتیاز منفی رعایت قانون: ستاره، جایزه، یا انتخاب حق با خودش روی دیوار بنویسید و جلوی چشم باشه. ✅ سیستم محبت + ساختار: عشق بی‌قید و شرط + نظم با محبت = رشد سالم شخصیت نه تنبیه فیزیکی، نه رها کردن کامل 📌 نکته بسیار مهم درباره پدر خانواده: اگر پدر همچنان رفتار آسیب‌زننده داره: از بچه‌ها در برابر خشونتش محافظت فیزیکی کنید (مثلاً در اتاق دیگه، نزد شما) با مشاور مدرسه یا بهداشت روستا تماس بگیرید و مسئله رو گزارش بدید. لازم نیست بگید شکایت دارید، فقط درخواست راهنمایی کنید. 💬 جمله پایانی برای مادر عزیز: تو ریشهٔ این درختی. اگر ریشه سالم‌تر شه، برگ‌ها دوباره سبز می‌شن. اگر اجازه بدی، هر هفته برات تمرین‌های هفته بعدی رو هم می‌فرستم. فقط کافیه بنویسی: "ادامه بده." همراهت هستم 💚
✉️ نامه‌ای از دل یک همسر خسته، ولی هنوز امیدوار… به همسرم، مردی که روزی دوستش داشتم… سلام نمی‌دونم این حرف‌ها رو قراره بخونی یا مثل همیشه از کنارش رد می‌شی… نمی‌دونم هنوز چیزی از دل اون دختر جوونی که با امید اومد سر خونه و زندگیت مونده تو یادت یا نه… ولی من، امروز دیگه اون دختر نیستم… من زنی‌ام با ۳۶ سال عمر و ۴ بچه که هر کدومشون یه گوشه از دلمو دارن و تو… تویی که قرار بود تکیه‌گاه من باشی، نه زلزله‌ی خونه‌مون… یادت هست؟ اون روزایی که هنوز لبخند می‌زدی… که صدات، گرچه مردونه و خشن، ولی تهش محبت داشت… اون روزایی که به من گفتی: «من کنارتم» ولی نمی‌دونم کی، کجا، چی شد که دیگه کنارم نبودی… که من موندم و ترس، من موندم و فریاد، من موندم و دست‌هایی که گاهی به‌جای نوازش، تنبیه شدن. نمی‌خوام تو رو متهم کنم. نمی‌خوام بگم بدی، چون خودم هم می‌دونم دنیا چقدر سخت بوده برات… از پدری اومدی که نه محبت بلد بود، نه گوش دادن. زخم‌هایی داری که هیچ‌کس روش دست نکذاشته، هیچ‌کس ندیدشون، حتی خودت… اما شوهر عزیزم… من زخمی‌ام، خسته‌ام، و بیشتر از همه، نگرانم. نه فقط برای خودم بلکه برای دخترمون… دختر قشنگمون که تا دیروز با دل خودش قرآن می‌خوند و چادر می‌پوشید و لبخند می‌زد و امروز… امروز دنبال آدم‌های غریبه‌ست که فقط باهاش حرف بزنن. چون از ما، دیگه صدای امنی نمی‌شنوه… یا پسرمون… پسری که وقتی فقط ۷ سالش بود، با ترس کنار تو می‌نشست توی ماشین و با یه اشتباه، طعم کتک رو می‌چشید. الان دیگه خشمگینه، بی‌قرار، پر از فحش و وسواس… چون بلد نیست آروم بودن یعنی چی، چون هیچ‌وقت از ما «آرامش» نگرفت. همسرم… من اومدم توی این زندگی با عشق، با باور، با رویا… اما الآن؟ هر شب با گریه می‌خوابم. بچه‌هام با گریه می‌خوابن. و فقط خدا می‌دونه چند بار خواستم همه چیزو ول کنم، برم… ولی موندم. به خاطر خدا. به خاطر دل بچه‌هام. تو هم می‌تونی تغییر کنی… من باور دارم که هنوز یه مرد خوب ته دلت هست. فقط خسته‌ای. فقط بلد نیستی چطور شروع کنی… من نمی‌خوام دشمن تو باشم. نمی‌خوام ازت انتقام بگیرم. من فقط یه مادر خسته‌ام که می‌خواد خونه‌ش، یه بار دیگه “خونه” بشه… نه میدان جنگ، نه زندان حرف‌نزده‌ها… اگر دلت خواست… فقط یه شب بیا بشین کنارم. نه برای دعوا، نه برای بحث. فقط برای اینکه بگیم: «ما هنوز یه خانواده‌ایم…» هر چقدر هم شکسته، ولی می‌تونیم از نو بسازیم. خدایی هست که قول داده اگر یه قدم برداری، ده قدم میاد سمتت. من یه قدم رفتم تو هم بیا… با دلی پر از اشک، اما هنوز امیدوار همسر تو مادر بچه‌هات و زنی که هنوز منتظره شنیده بشه…
6.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
"זה המטרו של טהראן. אתם כבר יודעים היטב מה קורה בבסיסים שלנו... בקרוב – תורכם יגיע." ترس صهیونیست ها از مردم تهران ترجمه اش این میشه👇 «این اوضاع مترو های تهران است؛ دیگر خودتان می دانید در پادگان‌ها چه می گذرد...