ASR by NLL APPS۲۰۲۴_۱۰_۰۴_۰۹_۳۷_۳۵سخنرانی ۱۳مهر در مدرسه علوی تولد امام حسن عسکری.mp3
زمان:
حجم:
5.4M
وصایای امام حسن عسکری به جناب ابن بابویه قمی
احمد خوانساری
۱۲مهرماه. حوزه علمیه علوی
🔸شیخ بهائی چون درسفر عتبات عالیات به حرم امامینعسکریین علیهم السلام در سرّمنرأی مُشرّف شد اینچنین سرود:
أَسـرِعِ السَّیـرَ أیُّـها الحـادِي
إنَّ قَلبي إلی الحِمی صادِي
وإذا مـا رَأَیـتَ مِـن کُـثَبٍ
مَشهَدَ العَسکَـرِیّ والهَـادِي
فَالثَمِ الأَرضَ خَاضِعاً فَلَقَد
نِـلـتَ وَاللهِ خَـیـرَ إِسـعَـادِ
وإِذَا مـا حَـلَـلتَ نـَادِیَـهُـم
یا سَـقـاهُ الإِلهُ مِـن نَـادِي
فَاغضُضِ الطَّرفَ خاشِعاً وَلِهاً
وَاخــلَـعِ النَّــعـلَ إنَّـه الـوَادِي
🔸 ای ساربان اندکی شتاب کن که قلبم تشنه دیدار آن مرغزار سرسبز و خرّم است.
چون از فراز تپهها حرم امام عسکری و امام هادی علیهماالسلام را مشاهده کردی،
خاضعانه بر خاک آن زمین مطهر بوسه زن، زیرا به خدا قسم که به برترین نیکبختیها نائل شدهای.
و هرگاه که سعادت تشرُّف به حرم ایشان تو را دست داد ـکه خداوند مجلسنشینان آن را سیراب گرداندـ از فروتنی و اشتیاق دیدگانت را فرو افکن و کفش از پای بَرکن، زیرا که هم اکنون به وادی[مقدّس] رسیدهای.**
📚الکشکول ،للشیخ بهاءالدّین محمدالعامِلی ، کتابخانه مجلس ، تاریخ کتابت: ۱۰جمادیالثانی ۱۰۸۳ھ۔ق، شماره بازیابی:۴۵۸۷
⚡️کلام جاحظ درباره امام عسکری
🔻امام حسن عسکری علیه السلام نه تنها در نگاه شیعیان بلکه در اندیشه علمای اهل سنّت از جایگاه والا و با عظمتی برخوردار است.
🔹جاحظ م۲۵۰ از اندیشمندان قرن سوم اهل سنت، در پاسخ به افتخار بنی امیه و رد بر آنان، نام ده نفر از ائمه از جمله امام عسکری سلام الله علیهم را ذكر می كند و آنان را این گونه خطاب می کند:
🔸ومن الذی یعد من قریش ما یعده الطالبیون عشرة في نسق؛ كل واحدٍ منهم: عالمٌ، زاهدٌ، ناسكٌ، شجاعٌ، جوادٌ، طاهرٌ، زاكٍ، فمنهم خلفاء، ومنهم مرشحون: ابن ابن ابن ابن، هكذا إلى عشرة، وهم الحسن [العسكری] بن علی بن محمّد بن علی بن موسى بن جعفر بن محمّد بن علی بن الحسین بن علی، وهذا لم یتفق لبیت من بیوت العرب، ولا من بیوت العجم.
🔹و کسی که از قریش محسوب می شود، از فرزندان ابوطالب هستند که در یک سلسله ای ده نفر بوده و هر کدام از آنان عالم، زاهد، عبادت پیشه، شجاع، بخشنده، پاک و پاک نهاد بوده که برخی خلیفه و برخی دیگر شایستگی خلافت را دارا بودند كه اینها به ترتیب پدر و فرزند بودند و اینگونه ده تن شدند که آنان عبارتند از: حسن بن علی بن محمد بن علی بن موسی بن جعفر بن محمد بن علی بن حسین بن علی [سلام الله علیهم اجعین] و برای هیچ یک از خانه های عرب و عجم چنین اتفاقی نیفتاده است.
📚رسائل الجاحظ، ص۴۵۳.
مجلس بزرگداشت مرحوم حاج محمد باقر خوانساری فرزند مرحوم آیت الله العظمی شیخ ابوالفضل نجفی خوانساری
🔻دوشنبه ۲۳ مهرماه پس از نماز مغرب و عشا
🔻تهران . بلوار شهید سلیمانی . خیابان شهیدان رودباری (مهر). مسجد امام حسن عسکری
لوکیشن
https://nshn.ir/4drbv_WWNxpioJ
7.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌹 بیانات ارزشمند علامه حسنزاده آملی رفع الله درجاته در مقام و منزلت حضرت بیبی فاطمۀ معصومه سلام الله علیها
#حضرت_معصومه_علیهاالسلام
◾️دو نفری که از راه رسیدند و پیکر مطهر حضرت معصومه سلاماللهعلیها را به خاک سپردند ...
در نقلها آمده است:
زمینی که آستانه حضرت معصومه علیهاالسلام در آن واقع است، «بابلان» نام داشت. این زمین پیش از آنکه مرقد مطهر آن حضرت شود، بنایی نداشت و مِلکی از ملکهای «موسی بن خزرج» بود. این زمین را موسی بن خزرج برای مدفن آن حضرت معیّن کرد.
🔘 آل سعد در این سرزمین سردابی حفر کردند تا آن را مقبره حضرت معصومه علیهاالسلام قرار دهند. پس از آنکه جنازه مطهر آن بیبی بزرگوار را غسل دادند و کفن کردند، میان آل سعد گفت وگو شد که چه کسی داخل قبر شود و جنازه را در سرداب به خاک بسپارد.
سرانجام اتفاق کردند که شخصی به نام «قادر» که سیّد پرهیزکاری بود، داخل قبر شود و آن گوهر پاک را دفن کند.
فلّما بَعَثوا إلیها رأَوا راکبَین سریعَین مُتلثمَّین یأتیانِ مِن جانب الرَملة فلّما قرّبا مِن الجنازة نَزلا و صَلَّیا علَیها
▪️چون به سراغ آن پیرمرد رفتند، ناگاه از جانب صحرا دو سوار نقاب دار پیدا شدند. همین که نزدیک جنازه رسیدند، از مرکب پیاده شدند و بر جنازه حضرت معصومه علیهاالسلام نماز گزاردند.
و دَخلا السّرداب و أخَذا الجِنازة فدَفناها ثمّ خرَجا و رکبا و ذهَبا و لم یَعلم أحدٌ مَن هُما
▪️سپس داخل سرداب شدند و جنازه را دفن کردند. آن گاه بیرون آمده و رفتند و کسی نفهمید آنها چه کسانی بودند.
(بعضی احتمال دادهاند که آن دو نقابدار، امام رضا و امام جواد علیهماالسلام بوده اند.)
📚بحارالانوار، ج ۶۰، ص ۲۱۹
✍️مثل این ماجرا، کربلا هم رخ داد اما به شکلی دیگر...
... مردان بنی اسد هر چه کردند، نتوانستند عضوی از اعضای پیکر مطهر سیدالشهداء علیهالسلام را تکان بدهند؛
فبَينَما هُم كذلك إذاً بِفارسٍ قد طلَعَ عليهم مِن جانبِ الكوفة و قد ضيّقَ لِثامه.
▪️مانده بودند که چه کنند تا در همین حال، یک سواره نقابداری از جانب کوفه نمایان شد.
نَزلَ عن ظَهرِ جَواده، و جَعلَ يَتخطّى القَتلىٰ واحدًا بَعد واحدٍ و هُو مُنحَني الظَّهر،
▪️آمد و از اسبش پیاده شد؛ بین کشتههای دشت کربلا، قدم برمیداشت در حالی که کمرش تا شده بود.
حَتّى إذا وَقع نَظَرُه علَى جَسد الحُسين عليهالسّلام رَمىٰ بِنفسه عَليه، و احْتَضنَه،
▪️تا اینکه نگاهش به پیکر پاک سیدالشهداء علیهالسلام افتاد؛ آمد و خود را به روی آن پیکر پاک انداخت و او را در بر گرفت.
و جَعلَ يَشمُّه تارةً، و يُقبّلُه أُخرىٰ، و هُو يَبكي و قَد بَلّ لِثامُه مِن دُموعِ عَينَيه،
▪️گاهی آن پیکر را میبوئید، گاهی آن را میبوسید ؛ نقاب او از سیلاب اشک چشمانش خیس شده بود.
🩸... مردان بني اسد پیش آمدند تا او را کمک کنند؛ اما امام سجاد علیهالسلام با یک حالت خضوع و خشوعی فرمودند:
أنا أكِفيكُم أمرَه.
▪️من به تنهایی کفایت میکنم.
به امام گفتند:
ای برادر! چگونه تو تنهایی می توانی این بدن را خاک کنی؟! ما همگی نتوانستیم حتی یک عضو از اعضای این پیکر را تکان بدهیم ...
فَبَکٰی بُکاءً شَدیداً
▪️در این هنگام امام علیه السلام به شدت گریه کردند و فرمودند:
«إنَّ مَعیَ مَنْ یُعینُنی عَلَیه»
▪️همراه من کسانی هستند که مرا در دفن پیکر مطهر پدرم کمک دهند...
سپس با دست مبارکشان، بدن مطهر سیدالشهدا علیهالسلام را بلند کردند و فرمودند:
بسم اللّه و باللّه و في سبيل اللّه و علَى مِلّةِ رسول اللّه...
📚الدّمعة السّاكبة، ج۵ ص۱۱
📚مقتل الحسين عليهالسّلام،بحرالعلوم، ص۴۶۶
https://eitaa.com/khansari53
السلام علیکِ یا بنت موسی بن جعفر(سلامالله علیها)
🔆 شما عُرضه دارید و خوب هم عُرضه دارید!
آیتالله العظمی شبیری زنجانی:
1️⃣ آقای آسید ابوالحسن اصفهانی(قدس سره) عقیده داشت که حوزۀ نجف باید محفوظ بماند و حوزه قم فرع نجف باشد. (در دورهای) اشخاص با اجازۀ آسید ابوالحسن به آقای صدر وجوهات میدادند. ولی در اواخر آقای آسید ابوالحسن اجازهاش را پس میگیرد. (لذا مرحوم) آقای صدر نمیتواند حوزه را اداره کند. حوزه قم داشت سقوط میکرد؛ لذا آقای صدر برای ادارۀ حوزۀ قم چند ماه قرض میکند.
2️⃣ (مرحوم) آقای رمضانی که منشی آقای صدر بود، میگفت: آقای صدر دوازده هزار تومان مقروض میشود. در آن زمان دوازده هزار تومان پول بسیار زیادی بود. پس از چند ماه آقای صدر مجبور میشود بگوید که دیگر نمیتوانیم شهریه بدهیم.
3️⃣ (مرحوم) آقای رمضانی (نقل میکرد که) آقای صدر گفت: همان ایام چند طلبه به منزل ما آمدند و گفتند: شنیدهایم که شما فرمودهاید این دفعه شهریه ندهند. گفتم: بله، همینجور است. تا حالا هم این چند ماه را قرض کردم و شهریه دادم و قرض کردن حدی دارد و بیشتر از این در قدرت و توان ما نیست. آن طلبهها گریه میکنند و میگویند که ما با این سختی به حوزه آمدهایم و به اقلِّ ضرورت اکتفا کردهایم. الان حتی پول رفتن به وطن خود را نداریم که برگردیم. اگر شهریه ندهید، در این شهر چه کنیم؟ ایشان میفرمود: آنها که گریهشان گرفت، من هم گریه کردم و گفتم: شما بروید، من شب فکری میکنم. آنها میروند.
4️⃣ آقای صدر سحر بعد از اینکه نماز صبح را به جماعت میخوانند، به حرم میروند و به حضرت معصومه علیها السلام خطاب میکنند: عمهجان، اگر عُرضه دارید، این طلبهها را اداره کنید؛ اگر ندارید، به پدر یا برادر ارجاع بدهید و از آنها کمک بگیرید. این طلبهها که خدمت دین جدّت میکنند، آیا باید از گرسنگی بمیرند؟ و الّا من دیگر برای زیارت نمیآیم! و بیرون آمدم. ناگهان متوجه شدم که چرا باید چنین تعبیری کنم و این جور خلاف ادب برخورد کنم؟ خیلی ناراحت شدم. ولی کار از کار گذشته بود. خلاصه، از حال طبیعی خارج بودم و چنین حرفی زدم.
5️⃣ با ناراحتی منزل آمدم و شروع کردم به خواندن قرآن؛ ولی دیدم که چشمم قرآن را درست نمیبیند. در آن هنگام مشهدی محمد خادم آمد و گفت که یک شخص کلاهی کیف به دست آمده و میگوید که میخواهم آقا را ببینم... آقای صدر میفرمود: گفتم که برو بگو بیاید، بلکه ما راحت بشویم! خادم میرود و به کلاهی اجازه ورود میدهد. آن شخص کلاهش را روی زمین گذاشت و دست آقا را بوسید و گفت: «من میدانم که الان وقتی نیست که خدمت آقا برسیم و مزاحم شویم، ولی من از شیراز میآمدم. به تپۀ سلام قم که رسیدم، به ذهنم آمد که من الان دارم میروم. اگر در این راههای مخوف که پر از چاله بود و با این ماشینهای ناجور بمیرم، حقوق شرعی خودم را نداده و مدیون از این دنیا رفتهام. لذا به رانندهام گفتم که نیم ساعت به من وقت بدهید. شما بروید و زیارت کنید و در این مدت من هم کاری دارم، انجام میدهم و میآیم. راننده هم موافقت کرد. لذا وقت دیگری نبود؛ از این رو، الان مزاحم شدم.»
6️⃣ کیف را باز کرد. چمدانش پر از پول بود. تمام قرضهای ما و شهریه یک سال حوزه را پرداخت کرد و رفت.
7️⃣ آقای صدر میگفت: بعد از آن رفتم حرم و از حضرت معصومه(س) عذرخواهی کردم و عرض کردم که شما عُرضه دارید و خوب هم عُرضه دارید!
❇️ برگرفته از: جرعهای از دریا، ج۱، ص۵۶۸
تصاویر مراسم ختم حاج محمد باقر خوانساری فرزند ارشد مرحوم ایت الله العظمی ابوالفضل نجفی خوانساری در روز دوشنبه ۲۳ مهرماه در مسجد امام حسن عسکری تهران