3.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 این وعده فرمانده است:
داعش اگر دوباره بیاید
مثل عقرب لهش میکنیم…
خطب سيدة النساء فاطمة الزهراء ع، مصادرها وأسانيدها _ محمد جواد المحمودي.pdf
حجم:
12.4M
🌷کتاب «خطب سیّدة النساء فاطمة الزهراء علیها السلام»
🌹مولف: محمدجواد محموی
🌺نشر حبیب
پس از ارتحال رسول خدا صلی الله علیه و آله و غصب خلافت از سوی یاران سقیفه، که با ستم فراوان به ویژه برای اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام همراه بود، یادگار پیامبر و همسر امیر مؤمنان و مادر امامان علیهم السلام بیتفاوت نماند و در این دوران کوتاه از عمر مبارکش نارضایتی خویش از وضع موجود را – که نشاندهنده نارضایتی خدا و پیامبر بود- به صورت کاملا آشکار اعلام کرد. ایشان این نارضایتی و اعتراض را به صورتهای مختلف ابراز کرده است، مانند: رفتن به در خانه انصار برای استمداد از آنان برای احقاق حقّی که به ستم غصب شده بود، گریههای علنی و طولانی مدّت، امتناع از پذیرش حاکمان زمان که تقاضای ملاقات داشتند، وصیت به دفن شبانه و مخفیانه و اعلام عدم رضایت از حضور ستمگران بر جنازهاش. همه اینها نشان از حضور فعّال آن حضرت در دفاع از حریم ولایت دارد. یکی از مهمترین اعتراضهای آن حضرت با ایراد سخن در جمع مهاجران و انصار است که ایشان این سخنرانیها را در مسجد پیامبر صلی الله علیه و آله و در خانه خویش، آنگاه که گروهی از زنان مهاجر و انصار به دیدنش رفته بودند، در کمال فصاحت و بلاغت ایراد فرموده است. خطبههایی که همتای خطبههای امیر مؤمنان علیه السلام است.
┄┅┅┅┅❀┅┅┅┅┄
#با_رسول_خدا صلیاللهعلیهوآله
#فاطمیه_خط_مقدم_ماست
#با_فاطمه_علیهاالسلام
#دو_خط_روضه
#فاطمیه1446
◾️ #روضه_خوانی_رسولخدا_صلی_الله_علیه_وآله_برای_فاطمه_علیهاالسلام
➖ بهروایت اهلسنت
👈🏼👈🏼 امام اهلسنت، #جوینی_شافعی که استاد ذهبی و متوفای ۷۳۰هـ است، از رسولخدا صلّیاللهعلیهوآله چنین نقل میکند:
➖ روزی پیامبرخدا صلیاللهعلیهوآله نشسته بود، که حسنبنعلی [عليهماالسلام] بر او وارد شد، نگاه پیامبر که بر حسن افتاد، اشک از چشمانش سرازیر شد.
سپس حسینبنعلی [عليهماالسلام] وارد شد، و پیامبراکرم صلیاللهعلیهوآله مجدداً گریه کرد.
در پی آن دو، فاطمه و علی [علیهماالسلام] وارد شدند، نبی مکرم اسلام [صلیاللهعلیهوآله] با دیدن آنها هم بهگریه افتاد.
وقتی از پیامبر پرسیدند که چرا بر فاطمه [عليهاالسلام] گریه کردی؟ فرمود:
«وَأَنِّی لَمَّا رَأَیْتُهَا ذَکَرْتُ مَا یُصْنَعُ بِهَا بَعْدِی!
کَأَنِّی بِهَا وَقَدْ دَخَلَ الذُّلُّ فی بَیْتَهَا،
وَانْتُهِکَتْ حُرْمَتُهَا،
وَغُصِبَتْ حَقَّهَا،
وَمُنِعَتْ إِرْثَهَا،
وَکُسِرَ جَنْبُهَا [وَکُسِرَتْ جَنْبَتُهَا]،
وَأَسْقَطَتْ جَنِینَهَا.
فَتَکُونُ أَوَّلَ مَنْ یَلْحَقُنِی مِنْ أَهْلِ بَیْتِی فَتَقْدَمُ عَلَیَّ مَحْزُونَةً مَکْرُوبَةً مَغْمُومَةً مَغْصُوبَةً مَقْتُولَة.
وَهِیَ تُنَادِی یَا مُحَمَّدَاهْ فَلَا تُجَابُ وَتَسْتَغِیثُ فَلَاتُغَاثُ…».
📝 زمانی که فاطمه را دیدم، بهیاد صحنهای افتادم که بعد از من برای وی رخ خواهد داد، هم اینکه او را میبینم درحالیکه ذلّت وارد خانهی او شده،
حرمتش شکسته شده،
حقش غصب شده،
از ارث خود منع شده،
پهلویش شکسته شده و فرزند داخل رحمش سقط شده.
فریاد سر میدهد و ندای وا محمدا سر میدهد، اما کسی جوابش را نمیدهد.
از مردم طلب کمک میکند، امّا کسی بهیاریش نمیشتابد.
او اوّلین شخصی از اهلبیت من است که بهمن ملحق میشود، و درحالی مرا میبیند که محزون، گرفتار، غمگین و شهید است.
و من در اینجا میگویم:
خدایا، لعنت کن هر که بهاو ظلم کرده،
کیفر ده هرکه حقش را غصب کرده،
خوار کن هر که خوارش کرده و در دوزخ مخلد کن هر که بهپهلویش زده تا فرزندش را سقط کرده و ملائکه آمین گویند.
😭😭
📚 فرائد السمطین، جوینی، ج۲، ص۳۴و۳۵
➖ #ذهبی در شرح حال جوینی و در توثیق وی چنین میگوید:
«وکان شدید الاعتناء بالروایة وتحصیل الاجزاء حسن القراءة ملیح الشکل مهیبا دینا صالحا».
📝 وی بسیار بهروایات و بدست آوردن کتب حدیثی اهمیت میداد.
خوش صدا وخوش سیما بود و شخص با هیبت و دین دار و صالحی بود.
📚 تذکرة الحفاظ ج۴، ص۱۵۰۵- ۱۵۰۶، رقم۲۴
▪️تعظیم ایام فاطمیه از ارکان بقای دین است
❖ آیتالله العظمی شبیری زنجانی:
فارغ از مقام عصمت و شفاعت حضرت صدیقه طاهره (سلام الله علیها) -که جا دارد به خاطر آن عزای ایشان باشکوه تمام برگزار شود- از آنجا که در این مصیبت امام عصر (عجل الله تعالی فرجه) عزادارند، در این مصیبت امیرالمؤمنین و فرزندانشان علیهم السلام عزادارند، شایسته است ما به عنوان پیروان این مکتب، با شرکت در مجالس عزا که توفیقی الهی است و نصیب هر کسی نمیشود، باشکوه تمام به اقامه عزای آن حضرت بپردازیم.
@zanjani_net
#اطلاعیه
#مراسم
3 روز مجلس روضه
مراسم عزاداری شهادت حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها به مدت سه روز
از 15 لغایت 17 آذر 1403
از ساعت:9 الی 10 صبح
در مسجد حوزه علمیه #علـــــــوی
منعقد و برقرار می باشد.
روابط عمومی حوزه علمیه علوی علیه السلام شهرستان خوانسار
کانال حوزه علمیه علوی خوانسار
https://eitaa.com/hozealavi
🔻وقایع الایام محدث قمی
در این روز، سنه 11، موافق روایت طبرى از حضرت صادق (ع) و بنا به قول شیخین و سید و کفعمى و بهایى و غیره وفات حضرت فاطمه علیها السلام واقع شده "1" پس باید در این روز، شیعیان به مراسم تعزیت آن حضرت قیام نمایند و زیارت آن مظلومه و نفرین بر ظالمان و غاصبان حق او کنند.
بدانکه در روز وفات حضرت زهرا اختلاف بسیار است و اظهر نزد احقر، آن است که بقاى آن مظلومه بعد از پدر بزرگوارش ، نود و پنج روز بوده و در این روز وفات کرده و از براى هفتاد و پنج ، وجهى توان ذکر کرد که جاى ذکرش نیست ، لکن خوب است عمل شود به هر دو روایت در عزاى آن مظلومه و اقامه مصیبت .
به هر حال ،بعد از پدر بزرگوار خود، در دنیا چندان مکث نکرد و پیوسته نالان و گریان بود به حدی که او را یکى از بکاؤو ن خمس شمردند و اهل مدینه ازکثرت گریه او شکایت کردند و در این مدت قلیل آنقدر اذیت و درد کشید که خدا داند و اگر کسى تأمل کند در این کلمات که امیر المؤ منین علیه السلام بعد از دفن او با قبر پیغمبر خطاب کرده ، می داند که چه مقدار بوده صدمات آن مظلومه ، چه به سندهاى معتبر وارد شده که چون امیر المؤ منین (ع) از دفن فاطمه فارغ شده ، حزن و اندوه آن حضرت هیجان کرد، آب دیده هاى مبارکش بر روى انورش جارى شد و رو به قبر حضرت رسالت (ص) گردانید و بر آن حضرت سلام کرد از جانب خود و فاطمه و بعض دردهاى دل خود را ذکر کرد، تا آنکه عرض کرد: امانت خود را بخود برگردانیدى و گروگان خود را از من باز گرفتى .
چه بسیار قبیح است آسمان سبز و زمین گرد آلود در نظر من. یارسول الله ! اندوه من به در نخواهد رفت تا آنکه حق تعال از براى من اختیار کند آن خانه را که اکنون تو در آنجا مقیمى .در دلم جراحتى است چرگ آورنده و در سینه ام اندوهى است از جا به در آورنده ، چه بسیار زود جدایى افتاد میان ما و به سوى خدا شکایت میکنم حال خود را.
و ستنبک ابنتک بتظافر امتک على هضمها فاحقها السوال و استخبرها الحال فکم من غلیل معتلج بصدرها لم تجدالى بثه سبیلا و ستقول و یحکم الله و هو خیر الحاکمین."2"
یعنى : و بزودى خبر خواهد داد تو را دختر تو به معاونت و یارى کردن امت تو یکدیگر را بر غصب حق من و ظلم کردن در حق او، پس از او بپرس احوال را، چه بسیار غمها در سینه او بر روی هم نشسته بود که به کسى اظهار نمى توانست کرد و به زودى همه را بتو خواهد گفت و خدا از براى او حکم خواهد کرد و او بهترین حکم کنندگان است .
شیخ طوسى از ابن عباس روایت کرده است که چون هنگام وفات حضرت رسول(ص) شد، آنقدر گریست که آب دیده اش به محاسن مبارکش جارى شد.
گفتند: یارسول الله ! سبب گریه شما چیست ؟ فرمود: گریه میکنم براى فرزندان خود و آنچه نسبت به ایشان خواهند کرد بدان امت من بعد از من. گویا مى بینم فاطمه دختر خود را بر او ستم کرده باشند بعد ازمن واو ندا کند که (یا ابتاه یا ابتاه) واحدى از امت من او را اعانت نکند.
فاطمه (ع) چون این سخن را شنید، گریست. حضرت فرمود: گریه مکن اى دختر! فاطمه گفت : گریه نمیکنم براى آنچه بعد از تو بامن خواهند کرد ولکن میگرم از مفارقت تو یارسول الله !
حضرت فرمود: که بشارت باد تو را اى دختر که زود به من ملحق خواهى شد و تو اول کسى خواهى بود که از اهل بیت ، به من ملحق می شود.
در (روضة الواعظین) و غیره ، روایت است که حضرت فاطمه را مرض شدیدى عارض شد و تا چهل روز ممتد شد، چون دانست موت خود را (ام ایمن) و (اسماء بنت عمیس) و حضرت امیر المؤ منین را حاضر ساخت و گفت : اى پسر عم ! از آسمان خبر فوت من ، به من رسید و من در جناح سفر آخرتم ، تو را وصیت مى کنم به چیزى که در خاطر دارم حضرت فرمود: آنچه خواهى وصیت کن اى دختر رسول خدا! پس بر بالین آن حضرت نشست و هر که در آن خانه بود، بیرون کردند، پس فرمود: که اى پسر عم ! هرگز مرا دروغگو و خاین نیافتى و از روزى که با من معاشرت کرده اى مخالفت تو نکرده ام. حضرت فرمود: معاذالله ، تو داناترى به خدا و نیکوکارتر و پرهیزکارتر و کریم تر و از خداترسان ترى از آنکه تو را سرزنش کنم به مخالفت خود و بر من بسیار گران است مفارقت تو ولکن مرگ امری است که چاره ای از آن نیست. به خدا سوگند که تازه کردى بر من ، مصیبت رسول خدا را و عظیم شد وفات تو بر من ، پس میگویم : انالله و انا الیه راجعون
براى مصیبتى که چه بسیار درد آورنده است مرا و چه بسیار سوزنده و به حزن آورنده است مرا .به خدا سوگند که این مصیبتى است که تسلى دهنده ندارد و رزیه اى است که هیچ چیز عوض آن ، نمى تواند شد.
پس ساعتى هر دو گریستند، پس امیر المؤ منین سرفاطمه را ساعتى به دامن گرفت و به سینه خود چسبانید و فرمود: هر چه مى خواهى وصیت بکن که آنچه فرمایى به عمل میاورم و امر تو را بر امر خود اختیار میکنم ، پس فاطمه گفت : خدا جز اى خیر دهد تو را اى پسر عم رسول خدا! وصیت مى کنم تو را اول که بعد از من امامه را به عقد خود در آورى ، زیر
ا که مردان را چاره اى از زن گرفتن نیست او براى فرزندان من ، مثل من است ، پس گفت :
که براى من نعشى قرار ده ، زیرا که ملائکه را دیدم که صورت نعش براى من ساختند.
حضرت فرمود: وصف آن را براى من بیان کن ، پس وصف آن را بیان کرد. حضرت براى او درست کرد و اول نعشى که در زمین ساختند، آن بود . پس گفت که باز وصیت مى کنم تو را که نگذارى بر جنازه من حاضر شوند یکى از آنانیکه بر من ستم کردند و حق مرا گرفتند، چه ایشان دشمن من و دشمن رسول خدایند و نگذارى که احدى از ایشان و اتباع ایشان بر من نماز کنند و مرا در شب دفن کن در وقتیکه دیده ها در خواب باشد."3"
در (کشف الغمه) و غیره روایت کرده اند که چون وفات حضرت فاطمه علیه السلام نزدیک شد، اسماء بنت عمیس را فرمود که آبى بیاور که من وضو بسازم ، پس وضو ساخت و بروایتى غسل کرد، نیکوترین غسلها و بوى خوش طلبید و خود را خوشبو گردانید و جامه هاى نو طلبید و پوشید و فرمود:اى اسماء! جبرئیل در وقت وفات پدرم چهل درهم کافور آورد از بهشت ، پدرم آن را سه قسمت کرد یک حصه را براى خود گذاشت و یکى از براى من و یکى از براى على ، آن کافور را بیاور که مرا بان حنوط کنند، چون کافور را آورد، فرمود: نزدیک سر من بگذار، پس پاى خود را رو به قبله کد و خوابید و جامه بر روى خود پوشید و فرمود: اى اسماء! ساعتى صبرکن ، بعد از آن مرا بخوان اگر جواب نگویم على را طلب کن و بدانکه من به پدر خود ملحق گردیده ام .
اسماء ساعتى انتظار کشید بعد از آن آن حضرت را ندا کرد صدایى نشنید، پس گفت : اى دختر مصطفى اى دختر بهترین فرزندان آدم ! ای دختر بهترین کسیکه روى زمین راه رفته است اى دختر آنکسى که در شب معراج به مرتبه قاب قوسین اوادنى رسیده است ! چون جواب نشنید جامه را از روى مبارکش برداشت دید که مرغ روحش به ریاض جنت پرواز کرده است ، پس بر روى آن حضرت افتاد و آن حضرت را می بوسید و می گفت : چون به خدمت حضرت رسول برسى ، سلام اسماء بنت عمیس را به آن حضرت برسان.
در این حال حسنین از در در آمدند و گفتند: اى اسماء! مادر ما، در این وقت چرا به خواب رفته است ؟ اسماء گفت : مادر شما بخواب نرفته ولیکن برحمت رب الارباب واصل گردیده است ، پس حضرت امام حسن خود را بر روى مادر افکند و روى انورش را می بوسید و می گفت : ای مادر بامن سخن بگو، پیش از آنکه روحم از جسد مفارقت کند و حضرت امام حسین بر پایش افتاد و می بوسید آن را و می گفت : ای مادر بزرگوار! منم ، فرزند تو حسین ، بامن سخن بگو پیش از آنکه دلم شکافته شود و از دنیا مفارقت کنم .
پس اسماء گفت : اى دو جگر گوشه رسول خدا! بروید و پدر بزگوار خود را خبر کنید و وفات مادر خود را به او برسانید، پس ایشان بیرون رفتند چون به نزدیک مسجد رسیدند، صدا به گریه بلند کردند، پس صحابه به استقبال ایشان دو یدند، گفتند سبب گریه شما چیست ! ای فرزندان رسول خدا! حق تعالى هرگز دیده شما را گریان نگرداند مگر جاى جد خود را خالى دیده اید و گریان شده اید از شوق ملاقات او.
گفتند: مادر ما از دنیا مفارقت کرد چون حضرت امیر، این خبر وحشت اثر را شنید بر رو در آمد و فرمود: بعد از تو خود را به که تسلى دهم ، پس این دو شعر را در مصیبت آن حضرت ادا فرمود:
لکل اجتماع من خلیلین فرقة
و کل الذى دون الفراق قلیل
و ان افتقادى واحدا بعد احد
دلیل على ان لایدوم خلیل"4"
چون خبر وفات حضرت فاطمه در مدینه منتشر گردید، مردان و زنان همه گریان شدند در مصیبت آن حضرت و صداى شیون از خانه هاى مدینه بلند شد. زنان و مردان به سوى خانه آن حضرت دویدند و زنان بنى هاشم در خانه آن حضرت جمع شدند و نزدیک شد که از صداى شیون ایشان مدینه به لرزه در آید و ایشان مى گفتند: اى سیده و خاتون زنان! اى دختر پیغمبر آخر زمان ! مردم فوج فوج به تعزیه به سوى حضرت امیر المؤ منین (ع) مى آمدند آن حضرت نشسته بود و حسنین (ع) در پیش آن حضرت نشسته بودند و می گریستند و مردم از گریه ایشان می گریستند. ام کلثوم به نزد قبر رسول خدا (ص) آمد و گفت : یا ابتاه یارسول الله ! امروز مصیبت تو بر ما تازه شد و امروز تو از دنیا رفتى . دختر خود را به سوى خود بردى .
مردم جمع شده بودند و گریه می کردند و انتظار بیرون آمدن جنازه را می کشیدند، پس ابوذر بیرون آمد و گفت اى مردم ! بیرون آوردن جنازه تأخیر افتاد پس متفرق شدند و برگشتند.
چون پاسى از شب گذشت و دیده ها به خواب رفت ، جنازه را بیرون آوردند و حضرت امیر المؤ منین و حسنین و عمار و مقداد و عقیل و زبیر و ابوذر و سلمان و بریده و گروهى از بنى هاشم و خواص آن حضرت بر حضرت فاطمه نماز کردند و در همان شب او را دفن کردند.
حضرت امیر بر دور قبر او هفت قبر دیگرى ساخت که ندانند قبر آن مظلومه کدام است و به روایتى دیگر چهل قبر دیگر را آب پاشید که قبر فاطمه در آنها مشتبه باشد و بروایت دیگر، قبرآن مظلومه را بازمین هموار کرد که علامت قبر معلوم نباشد. اینها براى آن بود که عین موضوع آ
ن قبر منور را ندانند و بر آن قبر نماز نکنند و خیال نبش قبر آن حضرت تو را به خاطر نگذرانند و به این سبب در موضع قبر آن مظلومه اختلاف واقع شده است. بعضى گفته اند که در بقیع است و بعضى گفته اند مابین قبر حضرت رسول (ص) و منبر آن حضرت مدفون است ، زیرا که حضرت رسول صلى الله علیه وآله فرمودند مابین قبر من و منبر من باغى است از باغهاى بهشت و منبر من ، درى است از درهاى بهشت و بعضى گفته اند که آن حضرت را در خانه خود دفن کردند و این اصح اقوال است و چنانچه روایت صحیحه بر آن دلالت میکند و ابن شهر آشوب و غیره روایت کرده که چون ان حضرت را خواستند در قبر گذارند دو دست از میان قبر پیدا شد شبیه به دستهاى پیغمبر و آن حضرت را گرفت و بقبر برد.
و نیز در این روز (سنه 211ه)وفات یافت اسماعیل بن قاسم شاعر معروف به (ابوالعتاهیه)"5" و او عاشق عتبه کنیز خیزران بود و اشعار او در تعشق با عتبه و نوادر قضایاى او باوى در زمان مهدى و هادى و رشید بسیار است و از اشعار او است :
ان اخاک الصدق من کان معک
و من یضر نفسه لینفعک
و من اذا ریب الزمان صدعک
شتت شمل نفسه کى یجمعک"6"
وله ایضا :
المراء فى تاءخیر مدته
کالثوب یبلى بعد جدته
عجبا المنیته یضیع ما
یحتاج فیه لیوم رقدته
"1-تاج الموالید،ص22؛المنتخب من الذلیل المذیل،ص6.
2-بحار الانوار،ج43،ص193.
3-و در روایت مصباح الانوار از ائمه(ع) مروی است که فاطمه مظلومه در وقت احتضار وصیت کرد با امیر المومنین(ع) و گفت:هرگاه من وفات کردم مرا غسل بده و تجهیز کن و نماز کن بر من و مرا داخل در قبر نما و در لحد گذار و قبر مرا از خاک بپوشان و بنشین بالای سر من مقابل رویم و قران و دعای بسیار بخوان زیرا که ان ساعتی است که میت احتیاج دارد انس با زنده ها را و من می سپرم تو را به خدا و وصیت می کنم تو را در حق اولادم به نیکی پس ام کلثومرا در بر گرفت و گفت:یا امیر المومنین!چون ام کلثوم بالغ شود آن چه در خانه من است از برای او باشد دیگر خدا کافی اوست و چون وفات نمود آن مخدره امیر المومنین(ع)به جا آورد آن وصیت را...
4-کشف الغمه،ج1،ص501؛امالی،ص580.
5-تاج العروس من جواهر القاموس،ج9،ص289.
6-تاریخ مدینه دمشق،ج33،ص326"
https://eitaa.com/khansari53