eitaa logo
(یادداشت‌های فرهاد قنبری) Kharmagaas
467 دنبال‌کننده
1 عکس
1 ویدیو
0 فایل
یادداشتهای فرهاد قنبری ارتباط با ادمین در اینستاگرام 👇 https://www.instagram.com/farhad_ghanbariii "من آن خرمگسی هستم که خدا وبال این دولتشهر کرده و تمام روز و همه جا شما را نیش زده و برمی انگیزانم" «دفاعیات سقراط»"
مشاهده در ایتا
دانلود
کدام زیرساخت جریان فاسد رسانه‌ای فارسی‌زبان به گونه‌ای به مردم القاء کرده است که ایران کشور عقب مانده و بدبختی است. در اینجا نگاهی به رتبه ایران در برخی شاخص‌های توسعه خواهیم داشت. ۱- راه آهن: ایران رتبه اول منطقه با بیش از پانزده هزار کیلومتر راه آهن است. ترکیه با حدود دوازده هزار کیلومتر دوم و مصر عربستان با کمتر از پنج هزار کیلومتر در رتبه‌های بعدی قرار دارند. ۲- جاده: (بزرگراه، آزاد راه و...) ترکیه با بیش از چهارصد هزار کیلومتر اول و ایران با نزدیک سیصد و پنجاه هزار کیلومتر در جایگاه دوم قرار دارد. عربستان و مصر با حدود دویست هزار کیلومتر در رتبه بعدی قرار دارند. ۳- فرودگاه: ایران با بیش از شصت فرودگاه فعال پس از ترکیه (حدود صد فرودگاه) در رتبه دوم منطقه قرار دارد. ۴- برق: ایران و عربستان و ترکیه با تولید بیش از نود هزار مگاوات در رتبه نزدیک به هم قرار دارند. ۵- پتروشیمی: ایران پس از عربستان در رتبه دوم تولید پتروشیمی منطقه قرار دارد. ۶- مصالح ساختمانی: ایران پس از ترکیه دومین تولید کننده مصالح ساختمانی منطقه است و در صنایعی چون سیمان و گچ و فولاد جز ده کشور اول جهان و در کاشی و سرامیک جز سه کشور برتر جهان است. ۷- تولید مسکن: ایران با تولید سالانه بیش از هفتصد هزار مسکن، رتبه دوم منطقه را پس از ترکیه (بالای یک میلیون) در اختیار دارد. ۸- خودرو: ایران با تولید سالانه نزدیک به یک میلیون خودرو رتبه دوم منطقه پس از ترکیه (حدود یک میلیون و چهارصد هزار) را در اختیار دارد. فاصله ترکیه و ایران با سایر کشورهای منطقه بسیار زیاد است. ۹- موتورسیکلت: ایران با تولید بیش از ششصدهزار موتورسیکلت در سال رتبه دوم منطقه را به همراه ترکیه و پس از پاکستان در اختیار دارند. ۱۰- لوازم خانگی: (یخچال، رخت‌شویی، تلویزیون و..) ایران پس از ترکیه و با فاصله نه چندان زیاد با ترکیه، دومین تولید کننده بزرگ لوازم خانگی در منطقه است. ۱۱- صنایع نظامی: اطلاعات درستی در این زمینه وجود ندارد اما ایران در کنار ترکیه و پاکستان از کشورهای بزرگ تولید کننده صنایع نظامی در منطقه است. ۱۲- گاز: ایران بزرگ‌ترین تولید کننده گاز منطقه و رتبه دوم جهان را دارد. ۱۳ -بنزین: ایران از لحاظ تولید و پالایش بنزین پس از عربستان در رتبه دوم منطقه قرار دارد. ۱۴- دارو: ایران رتبه اول تولید دارو در منطقه را داراست. ۱۵- محصولات کشاورزی: - خشکبار در منطقه اول. - میوه و سبزی پس از ترکیه در رتبه دوم. - گندم و جو، رتبه سوم پس از ترکیه و مصر ۱۶- محصولات دامی و لبنیات: ایران پس از ترکیه و عربستان در رتبه سوم تولید گوشت قرمز و سفید و لبنیات در منطقه را دارد. ۱۷- نظام آموزشی: ایران با اختلاف بسیار بیشترین تعداد دانشجو به تعداد جمعیت و بیشترین مراکز آموزش عالی را در منطقه داراست. ۱۸- بهداشت و سلامت: ایران در کنار ترکیه و امارات گسترده‌ترین و با کیفیت‌ترین خدمات بهداشتی را به شهروندان خود ارائه می‌دهد. ۱۹- ورزش قهرمانی: ایران پس از ترکیه بیشترین تنوع و حضور و کسب افتخار در سطح اول رقابت‌های ورزشی جهان را داراست. ۲۰- مترو: ایران با بیش از ششصد و پنجاه کیلومتر مترو در حال فعالیت رتبه اول منطقه را در اختیار دارد. ترکیه و عربستان در رتبه‌های بعد قرار دارند. ۲۱-تصفیه آب و دسترسی به آب سالم: ایران در این زمینه چندانی با کشورهای عربی که بزرگترین آب‌شیرین‌کن‌های جهان را در اختیار دارند نداشته و عمده شهرها و روستاهای ایران به آب لوله‌کشی و سالم دسترسی دارند. ۲۲- اینترنت: ایران از لحاظ زیرساخت‌های مرتبط با اینترنت در رده کشورهای بالای منطقه و از لحاظ سرعت اینترنت در رتبه پایینی در منطقه قرار دارد. ۲۳- نانو تکنولوژی: در این حوزه ایران در رتبه اول منطقه قرار دارد. ۲۴- حفاظت از محیط‌زیست وآلودگی هوا: ایران در این زمینه جایگاه چندان مطلوبی در منطقه ندارد. ۲۵- صنایع معدنی: (سرب، روی، مس، طلا و..) ایران در صنایع معدنی در کنار ترکیه جز دو کشور با ظرفیت بالای تولید به شمار می‌رود. @kharmagaass
جمهوری اسلامی و مدرنیزاسیون مدرنیزاسیون در ایران از آغاز شکل‌گیری خود همواره با اختلاف در تعریف و شیوه تحقق آن همراه بوده است. از یک سو، گروهی مدرن شدن را در تقلید از الگوهای غربی و پذیرش سبک زندگی غرب می‌دیدند و از سوی دیگر، گروهی تلاش داشتند میان دستاوردهای مدرنیته و سنت‌های ایرانی ـ اسلامی پیوند برقرار کنند و الگویی بومی از توسعه ارائه دهند. با این حال، تجربه‌هایی مانند مشروطه و مدرنیزاسیون دوره پهلوی، از منظر این تحلیل، نتوانستند الگویی پایدار برای عبور جامعه ایران از سنت به مدرنیته ایجاد کنند. حکومت پهلوی با وجود اجرای برنامه‌هایی برای نوسازی، بیش از آنکه به شکل‌گیری مدرنیته‌ای ریشه‌دار منجر شود، به گسترش نوعی شبه‌مدرنیسم انجامید و در نهایت نتوانست شکاف میان سنت و تجدد را حل کند. در این چارچوب، جمهوری اسلامی و به‌ویژه آیت‌الله خامنه‌ای، رویکرد متفاوتی به مسئله مدرنیته اتخاذ کردند. این رویکرد بر تفکیک دو ساحت اصلی مدرنیزاسیون استوار بود: نخست، ساحت علم، فناوری، صنعت، زیرساخت و توانمندی‌های ملی؛ و دوم، ساحت فرهنگی و سبک زندگی که شامل ارزش‌ها، الگوهای رفتاری، پوشش و مناسبات اجتماعی می‌شود. در ساحت نخست، جمهوری اسلامی توسعه علمی و فناوری را نه‌تنها مغایر با هویت دینی و ملی نمی‌دانست، بلکه آن را لازمه استقلال کشور تلقی می‌کرد. به همین دلیل، سرمایه‌گذاری گسترده‌ای در حوزه‌هایی مانند فناوری‌های دفاعی، هسته‌ای، پزشکی، مهندسی و دیگر علوم راهبردی صورت گرفت تا ایران به پایه‌ای علمی و فناورانه متکی بر توان داخلی دست یابد. در مقابل، در حوزه فرهنگ و سبک زندگی، این رویکرد با الگوهای رایج در تمدن مدرن غربی، از جمله فردگرایی افراطی، مصرف‌گرایی، لذت‌محوری و برخی جریان‌های فرهنگی و اجتماعی، مرزبندی روشنی داشت و بر حفظ چارچوب‌های فرهنگی و تاریخی جامعه ایرانی تأکید می‌کرد. به موازات این دو رویکرد، کشورهای غربی نیز مواجهه‌ای دوگانه با جمهوری اسلامی داشتند. از یک سو، توسعه علمی و فناوری ایران را با تحریم‌ها، محدودیت‌ها و فشارهای سیاسی و اقتصادی هدف قرار دادند و از سوی دیگر، در عرصه فرهنگی، از طریق رسانه‌ها، شبکه‌های اجتماعی و محصولات فرهنگی، سبک زندگی غربی را به‌عنوان نماد اصلی مدرن بودن ترویج کردند. در نتیجه، در ذهن بخش قابل توجهی از جامعه، مفهوم مدرنیته بیش از آنکه با پیشرفت علمی، فناوری یا توسعه زیرساخت‌ها پیوند بخورد (امروز کسی جرات نمیکند بگوید که خطوط مترو تهران با عمری کمتر از ۳۰ سال طولانی‌تر از مترو استانبول با بیش از صد سال قدمت است) با مؤلفه‌هایی مانند پوشش، روابط اجتماعی و سبک زندگی تعریف شد. پیامد این روند، شکل‌گیری جامعه‌ای است که از نظر فناوری، آموزش عالی، زیرساخت و توانمندی‌های علمی، نسبت به چند دهه گذشته دگرگونی عمیقی را تجربه کرده، اما در فهم و تعریف مدرنیته دچار شکافی جدی شده است. یک بخش از جامعه، توسعه علمی، فناوری و تقویت توان ملی را مهم‌ترین شاخص پیشرفت می‌داند و معتقد است این مسیر می‌تواند همزمان با حفظ سنت‌ها و هویت فرهنگی ادامه یابد. در مقابل، بخش دیگری سبک زندگی و آزادی‌های فرهنگی را مهم‌ترین معیار مدرن بودن تلقی می‌کند و فاصله ایران با جهان توسعه‌یافته را عمدتاً در همین حوزه می‌بیند. بر این اساس، همین تفاوت در تعریف مدرنیته باعث شده است که بسیاری از دستاوردهای فناورانه و زیرساختی کشور، از توسعه صنایع پیشرفته و فناوری‌های بومی گرفته تا گسترش زیرساخت‌های حمل‌ونقل و خدمات عمومی، برای بخشی از جامعه اهمیت کمتری داشته باشد؛ زیرا معیار اصلی آنان از مدرن شدن، نه توان علمی و فناوری، بلکه نزدیکی به الگوهای فرهنگی و سبک زندگی غربی است. (بی‌جهت نیست که جریان سلطنت‌طلب بیشتر از هر چیز آرایش ظاهری و لباسهای مارک و مد روز خاندان پهلوی را برجسته کرده و به مخاطب خود می‌فروشد) از این منظر، ایران امروز را می‌توان جامعه‌ای دانست که بخش مهمی از مسیر مدرنیزاسیون فناورانه را پیموده، اما همچنان بر سر معنای مدرنیته و نسبت آن با فرهنگ و هویت تاریخی خود با اختلافی بنیادین روبه‌رو است. این اختلاف صرفاً یک مناقشه نظری نیست، بلکه در عرصه سیاست، فرهنگ، رسانه و حتی گفت‌وگوهای روزمره جامعه نیز بازتاب یافته و یکی از مهم‌ترین شکاف‌های اجتماعی ایران معاصر را شکل داده است. @kharmagaass
13.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
"قیمت اجاره‌خانه در سال ١٣٥٣ نسبت به ١٣٥٢، دویست درصد رشد کرد؛ در سال ١٣٥٤ هم نسبت به سال پیش از خود صد درصد رشد داشته است" (فِرد هالیدی - دیکتاتوری و سرمایه‌داری در ایران) "در فاصله سرشماری ١٣٤٥ تا ١٣٥٥ خانوار نرمال در ایران شش نفر بود و خانوارهایی که تنها یک اتاق داشتند (یعنی یک خانواده شش‌نفره، تنها یک اتاق برای زندگی دارد) از ٣٦ درصد در سال ١٣٤٥ به ٤٣ درصد در سال ١٣٥٥ افزایش پیدا کرده بود" (نیکی کدی - ریشه‌های انقلاب ایران) "ایران در سال ١٣٥٥، میان کشورهای منطقه‌ خاورمیانه و شمال آفریقا از نظر نسبت تخت‌های بیمارستانی به جمعیت، رتبه آخر را داشته است" (یرواند آبراهامیان - ایران بین دو انقلاب) ⏪ پی بردن به این واقعیت‌های میدانی نیازی به فلان کتاب (که البته همه آنها هم با رجوع به مرکز آمار ایران همان برهه است) نیست و کافیست که واقعیات را از پدر و مادر و پدربزرگ مادربزرگ‌های خود جویا شویم. 👈 آن بهشت از دست رفته که همه غرق در رفاه و لذت بودند، قیمت خودکار ۱۳ سال تغییر نداشت و مردم از سر سرخوشی دست به انقلاب زدند، تنها منبعی که دارد، توهماتی است که در شبکه‌های فارسی‌زبان و اینستاگرام ساخته می‌شود. @kharmagaass
دروغ بزرگی که در این سالها رسانه‌های فارسی‌زبان وابسته به اسرائیل و خاندان فاسد پهلوی ساخته و آنقدر تکرار شد که بهش بزرگی از جامعه (بیگانه با اندیشه و مطالعه) ما هم باور کرد این بود که عمده زیرساخت‌های ایران در دوران پهلوی ساخته شده است. ۶۵ درصد جمعیت ایران در سال ۵۷ ساکن روستاها بود که از این میزان بالای هشتاد درصد روستاها برق‌کشی صورت نگرفته بود. به بیان ساده بیش از ۵۰ درصد جامعه ایران در سال ۵۷ به برق دسترسی نداشت. 👈 حجم ساخت زیر ساخت در دوره ۴۷ ساله جمهوری اسلامی چیزی بیش از ده برابر دوره ۵۴ ساله پهلوی بوده است. برای مثال: تولید برق ایران در سال ۱۳۵۷: هفت هزار مگاوات تولید برق ایران در سال ۱۴۰۴: بالای نود هزار مگاوات. تعداد بیمارستان و خانه بهداشت سال ۵۷: کمتر از ششصد سال ۱۴۰۴: بیش از چهل و هشت هزار جاده: قبل از سال ۵۷: ۳۵ هزار کیلومتر سال ۱۴۰۴: بیش از ۲۳۰ هزار کیلومتر مترو: قبل انقلاب صفر بعد انقلاب: بیش از ششصد کیلومتر راه آهن: سال ۵۷ کمتر از ۵ هزار کیلومتر سال ۱۴۰۴: بیش از ۱۵ هزار کیلومتر سد: قبل انقلاب زیر ۳۰ سال ۱۴۰۴: ۲۲۰ گازکشی: قبل انقلاب... بعد انقلاب: تقریبا سراسر کشور در زمینه ساخت دانشگاه و مدرسه و تسویه آب‌شرب و لوله‌کشی و تولید مصالح ساختمانی و فرودگاه و مواد غذایی و گندم و امثالهم تفاوت در همین حدود و بیشتر است. @kharmagaass
تخصص به‌جای تفکر «باید شرم کنند، کسانی که بدون کم‌ترین تأمل و تفکر از دیده‌های معجزه‌آسای علم و فن بهره می‌گیرند و سفیهانه از درک مضمون هوشمندانه آن عاجزند، همانند گاوی که از لذت نشخوار گیاهان برخوردار است ولی از علمِ گیاه‌شناسی خبری ندارد» (انیشتین) ⏪ در جهان امروز، و به‌ویژه در جامعه ایران، مفهوم «نخبه» غالباً با موفقیت در نظام آموزشی و ورود به رشته‌هایی مانند پزشکی، مهندسی تعریف می‌شود. در بسیاری از موارد، این موفقیت نه‌تنها حاصل استعداد فردی، بلکه محصول مجموعه‌ای از عوامل اقتصادی، اجتماعی و آموزشی، از جمله دسترسی به امکانات آموزشی و کلاس‌های کنکور است. ازاین‌رو، نخبه بودن بیش از آنکه به توانایی اندیشیدن و حل مسائل بنیادین جامعه وابسته باشد، به موفقیت در رقابت‌های آموزشی تقلیل یافته است. ⏪ در راستای مادی‌شدن تمام و کمال آموزش و علم، دانشجویان و فارغ التحصیلان دانشگاهی هم به علم و دانش به چشم تخصص و شغل صِرف نگاه می‌کنند و دانشمندی هم به مانند رانندگی و نجاری و ورزشکار حرفه‌ای و شاطری و امثالهم به یک تخصص تقلیل یافته است. آموزش عالی در جهان امروز در حال پرورش و تولید سوژه‌ها و نسل‌هایی هستند که قدرت و توان پرسشگری و فکر‌کردن به نتایج اعمال خود را ندارند و فقط منافع شخصی خود را به‌عنوان تنها عامل محرک کنش‌های خود می‌شناسند. نظام‌های آموزشی و دانشکده های فنی و تجربی در سراسر جهان در بهترین حالت در حال تولید «متخصص» هستند. متخصصینی که در رشتهٔ تحصیلی خود صاحب تخصص می‌شوند اما فاقد اندک تفکر انتقادی، سواد هنری و اجتماعی و سیاسی و عدم شناخت فلسفه علم و مهم‌تر از همه آنها فاقد قدرت تفکر و تعقل در امور بدیهی انگاشته شده هستند. ⏪ امروزه تنها چیزی که در دانشکده‌های رشته‌های مختلف آموزش داده می‌شود، متون تخصصی همان رشته است و فارغ‌التحصیلان هم عموما به متخصصان تک‌بعدی که هیچ آگاهی دیگری در سایر زمینه‌های علمی و فرهنگی ندارند، بدل می‌گردند. امروزه سلیقه سینمایی و ادبی و سیاسی و اجتماعی یک مهندس و دکتر و پزشک و پرستار و بوروکرات و تکنوکرات و معلم و...، در بسیاری موارد تفاوتی با سلیقه یک فرد عامی و بی‌سواد و مطرود اجتماعی (و حتی در برخی موارد با بزهکار و اجتماع‌ستیزان) ندارد و تخصص ایشان چیزی به بار فکری و فرهنگی ایشان اضافه نکرده است. ⏪ دانشمند و متخصص امروز یک تفاوت ماهوی با حکیم و علامه جهان قدیم دارد و آن اینکه در گذشته حکیم، علاوه بر جامع‌العلومی در زمینه‌ رشد و اعتلای فردی و اجتماعی و فکری نیز انسان وارسته و صاحب کمالاتی می‌بود، اما در جهان به غایت تخصصی شده و تکنولوژی‌زده امروز فرد می‌تواند فیزیکدان و شیمیدان و پزشک درجه یک جهانی باشد اما همزمان انسان به غایت شرور و ابلهی هم باشد. می‌تواند فیزیکدان برجسته‌ای باشد و همزمان جنایتکار برجسته‌ای هم باشد که فکر و نبوغ‌اش را در راه تولید سلاح کشتار جمعی به کار می‌گیرد. ⏪ حال بحران اساسی از آنجا شروع می‌شود که که همین متخصص و دانشمند و کارمند قرار است مسئول و تصمیم‌گیر جان و مال و زندگی مردم باشد و از مجلس و ریاست‌جمهوری و شورای شهر تا ادارات مختلف و ساخت خانه‌ها، پل‌ها و وسایل نقلیه به آنها سپرده‌‌ شده‌است، چیزی از «فلسفهٔ علم» یا «فلسفهٔ پزشکی» و «فلسفهٔ حقوق» و فلسفه چرایی وجود شغل و تخصص خود نمی‌داند و به چیزی جز منافع فردی خود نمی‌اندیشد. برای مثال به دانشجوی فیزیک و مهندسی هسته‌ای چرایی وجود این رشته آموزش داده نمی‌شود تا او هم در قبال کالا و محصول تولیدی خود کوچکترین احساس مسئولیتی نماید یا کمی به آثار و نتایج کالایی که در حال تولید آن است بیاندیشد یا به دانشجوی حقوق تنها چیزی که نیاموخته‌اند فلسفه و چرایی ایجاد رشته «حقوق» و مسئولیت او در دفاع از حقیقت و عدالت است که باید حتی به قیمت از دست‌دادن منافعش نیز به پای آن بایستد. 👈 و تاریخ به ویژه تاریخ معاصر نشان داده‌ است که چنین انسان‌هایی بیشترین استعداد را برای تبدیل‌شدن به انسانهایی مخوف و ابزار دست نیروهای ضدبشری و نژادپرست و بنیادگرا را دارا هستند. (از مهندس بن لادن تا دکتر ایمن الظواهری و بسیاری از جنایت‌کاران ارتش اسرائیل که همگی فارغ التحصیل رشته‌های مختلف دانشگاهی هستند) 👈 طبیعی است این طیف از نخبگان علمی، شهروندان خوب و مورد نیاز یک جامعه هستند که باید هر کشوری برای تربیت و نگه داشتن آنها تلاش کند، اما یک کشور برای ساخته شدن بیشتر از متخصص علمی و دانشمند به فیلسوف و متفکر و اندیشمند نیاز دارد. احترام پزشک، مهندس، خلبان، پژوهشگر اجتماعی و سایر متخصصین علمی در یک جامعه نرمال باید حفظ شود، ولی جای پزشک به صِرف تخصصش در بیمارستان و اتاق عمل است و مهندس در پروژه فنی و تخصصی خود، نه نهاد ریاست‌جمهوری و سایر حوزه‌های کلان تصمیم‌گیری که هر کدام هزاران قاعده و اسلوب ریز و درشت دارد. @kharmagaass
کدام وطن، خیالی یا واقعی هر کسی ادعای ناسیونالیسم و ملی‌گرایی و وطن‌دوستی داشت اما ضد اسلام و و به ویژه ضد تشیع و آیین‌های اسلامی بود و ایران را کشوری غیراسلامی و نژاد و فرهنگ و تاریخی متفاوت از منطقه برای ایرانیان تعریف کرد در بهترین حالت یک احمق است. این چنین فردی در نهایت یا باعث انشقاق و تقویت شکاف‌های مذهبی و غیرمذهبی و جنگ داخلی می‌شود و یا به عمله و مزدور رسانه‌ای اسرائیل و ناتو تبدیل می‌شود. این توهم که ژن ایرانی چیزی متفاوت از سایر سرزمین‌های خاورمیانه است ابتدا توسط برخی از روشنفکران عصر مشروطه مطرح شد و آنقدر در بخشی از جامعه روشنفکری ایران ریشه دوانید که آخرین شاه ایران می‌گفت وجود ایران در این منطقه یک از جاکندگی تاریخی (فردی با چنین فهم و شناختی از ایران ۳۷ سال پادشاه ایران بود و عده‌ای انتظار داشتند که در کشور انقلاب صورت نگیرد!) و یک اتفاق است. چنین برداشتی از ایران باعث شد که بخشی از جامعه ایران همیشه به همسایه‌های خود به چشم مشتی عقب‌افتاده و شپشو (عرب فلان و افغان و پاکستانی فلان و...) نگاه کنند و در این توهم سیر کنند که قرابت نژادی و فرهنگی بیشتری با یک آلمانی و فرانسوی و اروپایی دارند تا با یک شهروند عراقی یا افغانستانی. این توهم باعث شد که بخشی از جامعه ایران از جغرافیای فکری و فرهنگی (حتی طبیعی) ایران کَنده شده و در فضایی خیالی (مثلا آرایایی هم‌نژاد با آلمانی‌ها) زندگی کرده و هیچگاه شناخت درستی از فرهنگ و سنت و تاریخ و هویت خود نداشته باشد. این صورت از ملی‌گرایی اگر چه در ظاهر همیشه شعارهای پرطمطراق ایران‌دوستانه و ایران‌پرستانه سر می‌دهد اما در عمل کارکردی جز لفاظی و تضعیف و خدمت به دشمنان ایران (از طریق همان دو عامل کاسه‌لیسی امپریالیسم و تقویت شکاف مذهبی در داخل) نداشته است. @kharmagaass
علت تهاجم همه‌جانبه به مذهب تشیع چیست؟ سوالی که این سالها ممکن است در اذهان بسیاری از مردم ایجاد شود این است که دلیل این همه حمله رسانه‌ای عوامل موساد و ناتو به مذهب تشیع چیست؟ سوال این است که چرا کارفرمای این جماعت به همه آنها امر کرده است تا به صورت همه‌جانبه علیه مذهب تشیع و تمام آیین‌های شیعی تبلیغ و لجن‌پراکنی کنند؟ ابتدا باید به خاطر داشت که هر کنش ضدشیعی که از سوی برخی از نئوسلطنت‌طلبان ایرانی صورت می‌گیرد، دستوری از سوی کارفرماست و عموم این جماعت احمق‌تر از آن است که درکی از معنای کنش خود داشته باشد. ۱- ایران به عنوان مرکز مذهب شیعه  در جهان شناخته می‌شود و این مذهب اصلی‌ترین عامل قدرت معنوی ایران در منطقه و جهان است. به این واسطه دشمن آگاه است که هر چه سعی در کم‌رنگ کردن تشیع در ایران و جهان داشته باشد، باعث تضعیف ایران خواهد شد. دشمن به خوبی آگاه است که از جنوب لبنان تا یمن و عراق و کشمیر این مذهب شیعه است که به عنوان اصلی‌ترین ابزار قدرت منطقه‌ای ایران شناخته می‌شود و به این واسطه از هیچ تلاشی برای توهین و سست کردن علقه‌های شیعی مردم دریغ نمی‌‌ورزد. ۲- از اسرائیل و ناتو تا تجزیه‌طلب‌های کُرد و پانترک‌ها و پان‌عرب‌ها و سایر عشیره گرایان به خوبی آگاه‌اند که یکی از ابزارهای اصلی رسیدن به اهداف خود، از میان بردن و یا کم رنگ کردن علقه‌های مذهبی مردم ایران است. به این واسطه تجزیه‌طلبان و حامیان بین‌المللی آنها سالهاست که به صورت سازمان یافته و با برنامه مدون در تلاش‌اند تا با تضعیف هویت شیعی در آذربایجان و خوزستان و کرمانشاه و ایلام و...، عُلقه‌های مشترک مذهبی و دینی ایرانیان را گسسته و زمینه‌های جدایی کامل فکری-فرهنگی این مناطق از ایران را فراهم نمایند. 👈 در این شرایط هر تلاش ضدشیعی از سوی هر کسی، خدمت به دشمنان تمامیت ارضی ایران و تلاش برای تضعیف هویت ملی ایرانیان است. تلاشی که به صورت آگاهانه و در هماهنگی کامل با دشمنان این سرزمین صورت می‌گیرد و در خدمت اهداف ضدایرانی در اسرائیل و امارات و جمهوری باکو و ترکیه و عربستان و ناتو و تجزیه‌طلبان است. @kharmagaass