بتخانههای انفرادی جور کردیم
در چشم دنیا عشق را معذور کردیم
زندان نامرئی برای دل زیاد است
اما به قصد کشت او را دور کردیم
یک شب علیه عقل دوراندیش تا صبح
احساس لاکردار را مامور کردیم
بدمست بودیم و برای رفع تهمت
تعریف از انگور نیشابور کردیم
هرجای عاشقپیشگیها لنگ ماندیم
نفرین به اجداد بد تیمور کردیم
حال وخیمی دارد این آشفتگیها
با دستهای خود وطن را گور کردیم
این است وضع نابسامان تمدن
بتخانههای انفرادی جور کردیم
#پریسامصلح
@khatdl
تو سرشار از بهارانی و من اندوه پاییزم
درون کاسه صبرم شراب آه میریزم...
#پریسامصلح
@khatdl
هدایت شده از 🍀خطخطیهای دل🍀
"در عرش گشودهاند باب برکات"
جبریل گرفته روی دستش خیرات
"از دامن زن مرد به معراج رود"
بر آمنه مادر محمد صلوات
#پریسامصلح
@khatdl
بر روی لب نفرین و در دل هست تحسین
اهل نفاقم کردهای ای عشق بس کن
#پریسامصلح
@khatdl
هدایت شده از 🍀خطخطیهای دل🍀
چگونه خنده نقش بسته بر لب انارها
زمان رفتن نشاط باغ و سبزهزارها؟!
کجای زندگی به کام تلخ باغبان نبود
که دلخوشی او شده صدای برگ وبارها
دوباره باغ خالی از حضور گرم عشق شد
نشسته بر دل زمان وجب وجب غبارها
در انتظار ماندهام غریق شوق و التماس
نفس کشیدنم شده شبیه بیقرارها
درون باغ خشک ده انار چیدهام ولی
بدون تو همیشه بودهام در انتظارها
نمیرسی و هرشب از سکوت خانه بغض هم
دچار ضجه میشود کنار اضطرارها
نگاه میکنم به حال خستهام که در قفس
شده شبیه اضطراب چشم بچه سارها
#پریسامصلح
@khatdl