در فاطمیّه روضه به دلها سلام کرد
اشک آمد و به گونه دنیا سلام کرد
#پریسامصلح
@khatdl
#ســهگــانـی
زل میزند هر روز بر در؛
با تیلهبازی خو گرفته،
چشمان اشکآلود مادر.
**
#پریسا_مصلح
#ســهگــانـی
به اهل آسمان بگو!
هنوز باز مانده است،
دهان زخمهایمان.
**...
#پریسا_مصلح
@khatdl
هدایت شده از 🍀خطخطیهای دل🍀
میبینیام دوباره ولی روبهراهتر
بی تو تمام زندگیام دلبخواهتر
محکم نشستهام که بگویم به گوش شهر
دل در کنار عقل شده سربهراهتر
آنقدر زخم و طعنه به جانم رساندهای
در خاطرات کهنه شدی پُرگناهتر
اصلا مچاله میکنم آن روزگار را
وقتی به نام عشق "منم" بیپناهتر
هر واژهای پیاده نظامم شده ببین
من هم کنار شعر و غزل پادشاهتر
میبینیام دوباره کمی آه میکشی
میبینمت شکسته شدی روسیاهتر
#پریسامصلح
@khatdl
باید لهستان باشم و درگیر
با انقلاب سرخ چشمانت
سرکوب میگردد جداییها
با لشکر خودخواه و نادانت
اشغال کردی کشور دل را
بیهوده دست و پا زدم در گل
باید برای حکم آزادی
دستور میآمد که زندانت_
جای قشنگی نیست تاریک است
سخت است جانفرساست میدانی
یکرنگ بودن بین آدمها
نقشی است خشکیده در ایوانت
گنجشکها ای کاش برگردند
حال و هوای شهر بارانیست
از صلح پرسیدم ، کبوتر را_
کشتی چرا در کاخ ویرانت
اصلا نفهمیدم بیا امشب
تکلیفمان را باز روشن کن
این عشق باید مثل پیچکها
سر میزد از دنیای گلدانت
بس کن نگو از خواستنهایت
اصلا زبان مشترک داریم؟؟
ما دوست نه، دشمنتریم انگار
پیداست از احساس پنهانت
من اهلی صلحم تو اهل جنگ
بیزارم از فرسنگها دوری
باید به من نزدیکتر میشد
مرز جنون و عقل و ایمانت
#پریسامصلح
@khatdl
عشقی که جان گرفته به دنیا نمیدهم
امروز را به نسیهی فردا نمیدهم
پهلوی شاعرانهترین واژهها شکست
غم را به دست شاعر تنها نمیدهم
مولا فقط علیست که با اسم اعظمش
دشمن درون خانهی خود جا نمیدهم
در کوچه،پشت در، همه جا با ولایتم
با سوختن مجال به حاشا نمیدهم
تا باغبانِ زندهی آل پیمبرم
گلخانه را به دست تبرها نمیدهم
اصحاب یأس را ببرید از شب امید
شمعی شدم که نور به پروانه میدهم
حب علی درون صدفوارهی دل است
"این است گوهری که به دریا نمیدهم"
#پریسامصلح
@khatdl
هدایت شده از 🍀خطخطیهای دل🍀
فاطمه رفت ولی رد غمش پابرجاست...
#پریسامصلح
@khatdl
با چشمهای میشی دلخواه با لهجه باران و ابر و ماه
زیباتر از من شعر میگویی زیباتر از من شعر میخوانی
#پریسامصلح
@khatdl
پاییز رفته است از خانههای ما
نقشی نماند از او در کوچهها بهجا
مادربزرگ من با سینی مسی
آمد نشست و گفت: از عطر نرگسی
پر بود سینیاش از شعرهای ناب
مهمان ما شده لبخند بیحساب
دی ماه آمده با کولههای برف
دلگرم میشویم با شعلههای حرف
یک استکان چای با کاسهای انار
هی فال حافظ و موسیقی سهتار
شادی جوانهایست در سردی زمین
یلدا بهانهایست شیرین و دلنشین
#پریسامصلح
#یلدا
@khatdl
هرلحظه دستان تو را مهتاب بوسیده
در آسمان چشمهایت نور پاشیده
از عشق لبریزی و همواره در آغوشت
گنجشک بیبال و پری آرام خوابیده
دور از هیاهوی درون شهر در خانه
آرامش لبخندهایت را دلم دیده
از قاصدکهای کنار باغ نشنیدی
اخبار دلگرمی تو در دشت پیچیده
با دستهای پينهبسته در دل گلدان
از مهرورزیهای تو احساس روییده
دنیا به تو یک قرن احسان را بدهکار است
اما کنار غفلتش چیزی نفهمیده
مادربزرگ شعرهای مهربان من
پاییز بعد از رفتنت عمریست خشکیده
#پریسامصلح
@khatdl