eitaa logo
🍀خط‌خطی‌های دل🍀
638 دنبال‌کننده
573 عکس
34 ویدیو
4 فایل
دلنوشته‌ها و اشعار پریسامصلح (دِلارُز_مصلح) کتابهای منتشر شده #آنی_که_ندارم #گلدان_خشکیده #دیوانه_جان #دنیای_من_ابراهیم 👈کپی با ذکر نام شاعر👉 کانال در تلگرام moslehparisa@ عاشقانه ها و عارفانه ها
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از شکوفه های خیال🇮🇷
🌸مسمطی زیبا،حاصل بداهه سرایی شاعران گروه «کارگاه شعر»،به مناسبت پیاده روی اربعین: از کرده هایم باز هم صرف نظر کن آقای من اینبار هم لطفی دگر کن دل را رها از بحث اما و اگر کن با عاشقان خود دلم را همسفر کن آتش زده داغ حرم بر قلب مضطر جاری شده خون جگر از دیده‌ی تر با گریه بگذارم به روی تربتت سر یک کربلا را روزی‌ام ماه صفر کن می رفت فصل دلخوشی ها رو به سردی صحن دلم را با حضورت گرم کردی تنها تو هستی مرهمِ هر زخم و دردی فکری برای کفترِ بی بال و پر کن در حسرت شش گوشه ات هستم همیشه دل را دخیل ماتم ات بستم همیشه بر خوان مهرت باز شد دستم همیشه از کوچه های حسرتم روزی گذر کن نام عزیزت زینت هفت آسمان است اندوه تو بر شانه ی افلاکیان است عشقت میان سینه ی هر دو جهان است در قلب من داغ خودت را تازه تر کن ما را خدا از عالم ذر مبتلا کرد با بوی سیب کربلا دل را صدا کرد اصلا برای عاشقی ما را سوا کرد عشاق خود را بیش از اینها دربدر کن عطر تو را دارد بغل پیراهن دل از غصّه ات غم می چکد بر دامن دل از نام سبزت می شکوفد گلشن دل دل را به حکاکی ِ نامت مفتخر کن داغت مرا با عالم عشق آشنا کرد اندوهت آقا! دردهایم را دوا کرد راه مرا از جاده ی غفلت جدا کرد با غم مس جان مرا ای عشق! زر کن عمریست رویای تو در سر پروراندیم تحت عنایات تو پای کار ماندیم بذر غمت را در زمین جان نشاندیم در چشمها ابر غمت را بارور کن پروانه ها عشق تو را در سینه دارند دل را فقط بر آستانت می گمارند دائم به روی شانه ات سر می گذارند در بحر شوق این قلب را هم غوطه ور کن افلاکیان را مست کرده عطر و بویت بند است جان ِ عالمی بر تار مویت ای آنکه نورانی شده دنیا ز رویت قلب مرا از نور خود قرص قمر کن امسال جا ماندیم و در سوز و گدازیم کو چاره ای تا با امید آن بسازیم؟ میترسم از این غصه جان را هم ببازیم مولا خودت فکری به حال محتضر کن از خاک هر زائر به دل دیباچه دارم زین اشک سوزان بر دلم دریاچه دارم جز آهِ پرسوزی مگر جانا چه دارم دریا تویی چون قطره ام، بر من نظر کن عاشق شدم بر کربلایت شاه عالم باید صبوری کرد در هجر تو هر دم شد خسته صبرِ من، از این اندوه و ماتم یک شب مرا مهمان خود، وقتِ سحر کن ای طعم چای روضه هایت عشق پرور ای اشکهامان در عزایت دُرّ و گوهر ای خاک پاکِ میهن از نامت معطر با یک نگاه از شیعیانت دفع شر کن قوت شب و روزم شده ذکر حسینم از اهل کوفه نیستم مرد حُنین ام من زائری از مکتب پیر خمینم رزق زیارت را برایم مستمر کن از دوری کرب و بلایت گریه کردم هر شب میان روضه هایت گریه کردم با عالم و آدم برایت گریه کردم ارباب من اشک گدا را معتبر کن می‌میرم آخر از فراقِ کربلایت رحمی بکن آقا به احوالِ گدایت دلخون شدم از کودکی در روضه هایت چشمان خشکم را فقط در روضه تر کن آقا دوباره قسمت دلها حرم کن دنیای ما را خالی از جور و ستم کن بُعد مسافت را به اشک شوق کم کن پاییز طولانی غم را مختصر کن عمری غم عشق تو را با دل سرشتم با اشک دیده بیت شعرم را نوشتم دیدم میان روضه ام، گویا بهشتم معبود من این عاشقی را بیشتر کن دارم گله از خود که جاماندم ز یاران از موکب عشق و بهشت اهل ایمان می مانم آقا منتظر با چشم گریان رحمی به حال بینوای منتظر کن جا ماندم از خیل عظیم زائرانت حتی از این حال و هوای شاعرانت در لحظه ی آخر شدم از ذاکرانت این واژه‌های بی ثمر را پر ثمر کن بداهه سرایان: مریم میرصادقی خدیجه خداکرمی مشهدی زاده مریم شعله پاش مرضیه سادات هاشمی الهام زارع وجیهه پورموسوی مرتضی درزی مریم ایوزخانی یا صاحب صبر آمنه آل اسحاق فرزانه پورنظری محمدحسن محمدی مستوره شفق زینب عدالتیان پریسا مصلح رخساره خضری حیدر محمدنژاد @hoseiniye_ye_del @shokofeha_ye_kheal
نفرین به خیال راحت آدم‌ها لعنت به نبود غیرت آدم‌ها ای غزه نهال همدلی خشک شده نفرین به سکوت: آفت آدم‌ها @khatdl
در دام عشق کشته شدن اوج زندگی است @khatdl
هدایت شده از شکوفه های خیال🇮🇷
🏴 عرض ارادتی از شاعران گروه "مداقه" محضر مبارک امام رئوف 🌱بماند به یادگار🌱 شبی تشنه مهمان دریا شدم برای زیارت مهیا شدم کبوتر شدم در حرم پر زدم به ایوان‌طلا، ساعتی سرزدم همان شب رواقت پر از نور شد دلم در حریمت پر از شور شد دلم رو به گنبد سعادت گرفت شکفتم، وجودم طراوت گرفت غزل چکه کرد از دودست قلم و خورشید از ناودان حرم دلــم خــواند هــمــراه نقّــاره‌ها: رضاجان رضاجان رضاجان رضا منِ بی سر و پایِ غرق گناه ندارم به غیر از رضا تکیه‌گاه به جان و دلم آمدم پای‌بوس سلامم به تو یا انیس النفوس حریمت زیارتگه انبیا علی ابن موسی الرضا المرتضا چراغ هدایت ،امید نجات سر و جان و مال و عیالم فدات فروغ دو چشمان دنیا تویی من ِ مرده دل را مسیحا تویی رسیدم در آغوش تو گم شدم من از دست تو مست گندم شدم نیـــاورده‌ام تحــفه‌ای بیشـــتر از این دست خالی و چشمانِ تر مریضم به دارالشفا آمدم به درگاه سلطان، رضا آمدم کرم کن رضا جان و راهم بده ببین بی‌پناهم، پناهم بده بنازم به دستان دلجوی تو شده سرپناهِ دلم، کوی تو شدم یا کریم حریمت ،رضا! رهایم همیشه به لطف شما در آغوش صحنت که بودم رها نظر کرده بر من تو دادی شفا تو را دیدم وغصه رفت از دلم از عالم شده عشق تو حاصلم منِ مادّی غرق معنا شدم به مهرِ نگاهت شکوفا شدم سریع‌الرضایی و شمس‌الشموس پناه غریبان و سلطان توس انیس دل بی‌قرارم تویی غریبم پناه و قرارم تویی حرم کهکشانی ز نور شماست پلی بین انسان و عرش خداست سراپا گناهم ، سراسر امید همانند آهو که نزدت رسید از این بی‌قراری نجاتم بده بیا کربلا را براتم بده سرایندگان: 🆔@shokofeha_ye_kheal
میخواستم چشم بدوزم به روی او افسوس ماه کامل من‌ در خسوف شد @khatdl
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
در روزگارت عاشقی اخمو نمی‌خواهی یک استکان دمنوش غم‌پهلو نمی‌خواهی؟ ؟ @khatdl
باران که می‌رسید به مهمانی دلم سقف چهل‌ستون جهانم ترک نداشت... @khatdl
در قاب کردی چشمهای لاجوردی را بعد از تو فهمیدم تب دیوانه‌گردی را با آسمان قهرم تمام روز را اما با ماه گفتم قصهٔ تنهانوردی را بیزارم از آغوش سرد قاب عکسی که درمان نکرده در وجودم رنج و دردی را در شعرها بیماری‌ام رو می‌شود هر شب بر صورت شاعر نمی‌ببینند زردی را؟! با فعل رفتن صرف خواهم کرد دوری را طاقت ندارم گم کنی آزادمردی را وقتی نباشی شهر تهران سرد و خاموش است باید قدم زد دست‌تنها سهروردی را @khatdk
منت کشیدن کار اقیانوس‌ها نیست... @khatdl
هر قدم از تلخی دوری شکایت داشتم کام من را ناگهان با قهوه شیرین کرده‌ای 🌱 ☕️چایخانه‌عشاق