دلم درگیر شدبا شاه قاجاری چشمانت
شهیدی تازه داردبی گمان اخم دوچندانت
شروع فصل تب ریزم دراین جنگ سراسر"تو"
اسارت میکِشم درخنده های تلخ و ویرانت
تویی ناکام ازدستور ویرانی مشروطه
ومن تنهاحریفی که نشسته کنج زندانت
پس ازکشتاردسته جمعی احساس می فهمی
زن مردادی مغرور را،دستم به دامانت _
بیاامشب نزن رگهای غیرت رادراین اشعار
امیدم را مکن یکبار دیگر غرق هذیانت
دراین فصل گلاب واشکهای ناب چشمانم
غزل تکرارشد از قتل تاریخی کاشانت
دوباره چنبره زد روی پیشانی تقدیرم
گناه دوستت دارم،ولی مرگ است تاوانت
دلم افسرده شدازگرمی دستان بی رحمت
الهی آه سردم شعله گردد در گلستانت
#پریسامصلح
@khatdl
هیچ وقت در رابطه ها دیگران را امتحان نکنید چون شرایط حاکم بر زندگی افراد متفاوت هست
شاید از امتحان شما سربلند بیرون نیاد و این باعث دلخوری ها و سردی بشه
کمتر به سوءتفاهمات دامن بزنیم تا شادی و آرامش بیشتری داشته باشیم
#پریسامصلح
#تفکر
@khatdl
هدایت شده از 🍀خطخطیهای دل🍀
امروز یه چرخی زدم در بین کانالهای استادان شاعرم که همشون حرف برای گفتن دارن
واقعا جای تعجب داشت برخی کانالها تعداد اعضای اونها 10 نفر بود
خیلی عجیبه که کانالهای مبتذل و تبلیغاتی چندین هزار عضو داره ولی کانالهایی که زاییده تفکر و احساس هست اینقدر کم رونق هستن...
#پریسامصلح
#دلنوشته
@khatdl
🍀خطخطیهای دل🍀
امشب دوباره سمت خداخیره می شوم درمانده با صدای دعا خیره می شوم بغضی گلوی خسته ی تن راکمی فشرد با
امشب دوباره سمت خدا خیره می شوم
درمانده با صدای دعا خیره می شوم
بغضی گلوی خسته من را فشردو دید
بااشک سوی کرب وبلا خیره می شوم
خوابم نمی برد شده ام غرق التماس
با های هایِ مانده به جا خیره می شوم
گیجم میان مشرق و مغرب وَ شرح عشق
امشب فقط به سمت رضا خیره می شوم
من ،کربلا ،عمود هزارو...دلم شکست
آخر شبی به صحن و سرا خیره می شوم
#پریسامصلح
#یاحسین
#یارضا
#کربلا
@khatdl
آنقدر تو را آه کشیدم و ندیدی
لب سوخت قلم سوخت غزل سوخت دراین شهر
#پریسامصلح
@khatdl
در التماس شعرهای تازه مخفی شد
آهی که می سوزاند آخر استخوانم را
#پریسامصلح
@khatdl
یک دفعه دنیا قهوه ی تلخی
در استکان شعرهایم ریخت
من هم بدون لحظه ای تردید
نوشیدم و اشکم دمادم ریخت
رفتی و دنیای قشنگ عشق
خالی شداز زیبایی تصویر
انگار پشت پای تو پرشد
افسانه های آه ِ دامن گیر
با رفتنت تاریک شد خانه
خورشید مخفی کردخودرا زود
شبها برای غصه خوردن با _
مهتاب شد یک فرصت محدود
گنجشکها هم خودکشی کردند
دیگر صدای جیک جیکی نیست
یک لحظه ساعت از نفس افتاد
دیگر صدای تیک تیکی نیست
تو رفتی و نام جدید شهر
یک کافه ی متروکه و سرداست
هرشب ببین پاشویه می خواهد
رنگش پریده قاب صد درد است
#پریسامصلح
@khatdl