eitaa logo
🚩خطِ روایت☫سمیرا چوبداری☫
254 دنبال‌کننده
174 عکس
60 ویدیو
0 فایل
سِــلاح من چیزی‌ست که خُـــــدا به آن قسم خورده ༻وَالـقَـــلَـمِ وَ ما یَسـطُـــرون༻ در جنگِ روایتها، می‌نويسم. حق را،عشق را،وطن را 🇮🇷🇵🇸 #سمیرا_چوبداری #خط_روایت
مشاهده در ایتا
دانلود
﷽ امروز تولد هست. اگه کنار خانواده‌اش بود ۱۹ سالش کامل میشد. لابد شمع فوت می‌کرد و پدر و مادر و خواهرها براش هدیه میدادن. اما محمدامین الان کنار ارواح طیبه‌ی شهدا در جوار خدای مهربونه هدیه‌ی اصلی رو حتما خدای عزیز امروز بهش میده. رسمه برای تولد آدمای خاص ، هرکی یه هدیه‌ای ببره. بیایید ما هم امروز برای شهید محمدامین رشتیانی هدیه ببریم. ختم صلوات، سوره یاسین یا هر کار نورانی که دوست دارید انجام بدید و هدیه کنید به روح این شهیدِ جوان حتما دعامون میکنن. یه قولی بدید که این پیام پخش بشه تا تعداد هدیه‌ها بالا بره‌ یادمون نره تولدِ یه شهیدِ من خودم یه سوره یاسین میخونم شما چی؟ 〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️ @khate_Revayat
_____________محمد(ص)__________ ولی روزی‌که این دنیا گرمای وجود پیامبر رو از دست میده و پنجره‌ی نگاهش بسته میشه، غمناک‌ترین روز دنیاست... گاهی انقدر نگران مردم میشد که آیه نازل میشد خودتو به سختی ننداز اما دلِ رحمة‌للعالمینِ پیامبر نمیتونست شور نزنه او برای تمام انسانها دلشوره داشت دلش میخواست همه مثل خودش، طعم رسیدن به خدا، دوست داشتن بندگان خدا و مهربونی رو بفهمن و بهش برسن. و چه زحمتها کشید چه حرفها شنید چه غصه‌ها خورد چه زخم ها برداشت در طول سال‌ها... و حالا ما اُمت محمد در انتظاریم تا آرزوهای محقق نشده‌ی پیامبرمون رو فرزندش برآورده کنه. و به رنج انسان پایان بده. با یاری ما با بیداری ما با همراهی ما.... اگه یه دعا از پیامبر عزیزمون بخواهیم همینه که ما رو در کنار فرزندت مهدی، برای برپایی حکومت الله یاری کن. یه آمین بگید ان‌شاءالله میشه. |سمیراچوبداری @khate_Revayat
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
________________🕊__________ اگه یادت نمیاد اولین بار چند ساله بودی که رفتی مشهد، این یعنی امام رضا بزرگت کرده.... @khate_Revayat
شب و روزِ شهادتی امام رضا جان‌مون، یادی کنیم از شهدا خصوصا شهدای جنگ تحمیلی ۱۲روزه اسرائیل با صلواتی بر محمد و آل محمد حتما شهدا، وقتی حلقه زدن دور امام رضا جان، یادی هم از ما می‌کنند. @khate_Revayat
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
9.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥انتشار برای نخستین بار 🔷ماجرای واقعی افسران شجاع پایگاه موشکی امام‌علی(ع) خرم‌آباد در جریان دفاع مقدس ۱۲ روزه/ ۷۰ شلیک به بهای ۴۰ جان... @khate_Revayat
حســـین جـان! ܩــرگ چـیزے از ܩن نخواهــد گرفـت ܩن ضـــریح تو را بـوســــــیدم... | سمیراچوبداری @khate_Revayat
فکر کن توی مسجد، وسط دعای فرج چشمم افتاد به این اَبرکِ روی دستم. حالا بگذریم که وقتی خونه بودم برق رفته بود و با این ابرک کشیدن مشغول خیال‌بافی بودم. خدا کنه خانومای کناریم ندیده باشن!🤭😵‍💫 @khate_Revayat
به نظرتون پس فردا ی نابودی اسراییل چه شکلیه؟ روایت پایین رو بخونید🥰
مقلوبه‌ی واقعی موهای ریحان را بافتم. از دیروز دیگر نگران بازی بچه‌ها توی کوچه‌ها نیستم. همه‌جا آرام است و صدای غُرّش هیچ موشک و جنگنده‌ای شنیده نمی‌شود‌. باور نمی‌کنم اما اسرائیل نابود شده. بعد از مدتها میتوانم آشپزی کنم! کمک‌های مردمی دیروز به غزه رسید. آنقدر همه چیز زیاد است که می‌توانم از تمام مردم منطقه پذیرایی کنم. باید برای جوان‌هایی که کوچه و خیابان‌ها را پاکسازی می‌کنند غذا بپزم. چند بسته سبزیجات و مرغ و برنج و روغن برایم آوردند. با تکه‌های شکسته‌ی کمد ریحان اجاق را برپا میکنم. دیگر ناراحت نیستم. بهتر از این‌ها را برایش خواهم خرید. بادمجان‌ها را سرخ میکنم و برنج هم دارد جوش می‌زند. حالا تهِ قابلمه‌ را از سیب‌زمینی پُر میکنم. امید مثل عطر غذا موج می‌زند توی شهر. یک لایه برنج یک لایه گوشت یک لایه بادمجان. غذا را روی آتش دم می‌گذارم. از مناره‌های شکسته صدای الله‌اکبر می‌آید. جوانان ایرانی و لبنانی و یمنی ایستاده اند به نماز. سفره را پهن میکنم و مقلوبه را روی سینی برمی‌گردانم. یک عمر به عشق چنین روزی مقلوبه پُختم‌. به امید روزی که اسرائیل هم شبیه این غذا واژگون بشود که شد. ✍سمیرا چوبداری @khate_Revayat
هدایت شده از ریحانه
🖥 روایت‌های زنانه از قلب ایران ❤️ منِ بعد از جنگ 👈 پرچم 📝روایت‌هایی کوتاه به قلم زنان ایرانی از امیدهای بعد از جنگ 📝 سمیرا چوبداری 📖 توی خانه‌ ما یک قانون نانوشته هست. قانونی که می‌گوید صبح‌های جمعه باید حرم سیدالکریم باشیم. آنجا حکم خانه‌ی یکی از نزدیکانمان را پیدا کرده. یک صبح جمعه بعد از مراسم سالگرد ارتحال امام بود که توی اتوبان بودیم. نیسان آبی رنگی که بار پرچم و پوستر داشت کمی جلوتر از ما بود. باد نسبتا شدیدی می‌وزید. یک آن دیدیم که از پشت نیسان آبی، پرچم ایران افتاد کف جاده. با عبور هر ماشین، پرچم بالا و پایین میشد. هم ما و هم چند ماشین دیگر سرعت‌مان را کم کردیم تا پرچم را برداریم. کم کردن سرعت توی اتوبان کار خطرناکی بود اما این کار را کردیم. چند ماشین جلوی ما ایستاده بودند اما وزش باد، پرچم را جلوی ماشین ما نگه داشت. پیاده شدم. پرچم را برداشتم و توی صندوق عقب گذاشتم. بچه‌ها توی ماشین بودند و شاهد ماجرا. گذشت تا همین دیروز. پرچم ایران یک گوشه از خانه بود. توی بازی بچه‌ها، کج شده بود. محمدحسن پسر ۶ونیم ساله‌ام که امسال وارد کلاس اول می‌شود رفت طرف پرچم. خودش حواسش نبود، نگاهش میکردم. پرچم را صاف کرد و گفت: کی پرچم ایران و انداخته؟ بعد هم زیرلب خواند: در روح و جامِ من... میمانی ای وطن! 📩روایت‌های خود را برای انتشار در رسانه ریحانه به حساب‌های زیر ارسال کنید. 🖥 ایتا | بله | روبیکا | سروش پلاس رسانه «ریحانه» را دنبال کنید. 🖥 @khamenei_reyhaneh