eitaa logo
🚩خطِ روایت☫سمیرا چوبداری☫
254 دنبال‌کننده
174 عکس
60 ویدیو
0 فایل
سِــلاح من چیزی‌ست که خُـــــدا به آن قسم خورده ༻وَالـقَـــلَـمِ وَ ما یَسـطُـــرون༻ در جنگِ روایتها، می‌نويسم. حق را،عشق را،وطن را 🇮🇷🇵🇸 #سمیرا_چوبداری #خط_روایت
مشاهده در ایتا
دانلود
فکر کن توی مسجد، وسط دعای فرج چشمم افتاد به این اَبرکِ روی دستم. حالا بگذریم که وقتی خونه بودم برق رفته بود و با این ابرک کشیدن مشغول خیال‌بافی بودم. خدا کنه خانومای کناریم ندیده باشن!🤭😵‍💫 @khate_Revayat
به نظرتون پس فردا ی نابودی اسراییل چه شکلیه؟ روایت پایین رو بخونید🥰
مقلوبه‌ی واقعی موهای ریحان را بافتم. از دیروز دیگر نگران بازی بچه‌ها توی کوچه‌ها نیستم. همه‌جا آرام است و صدای غُرّش هیچ موشک و جنگنده‌ای شنیده نمی‌شود‌. باور نمی‌کنم اما اسرائیل نابود شده. بعد از مدتها میتوانم آشپزی کنم! کمک‌های مردمی دیروز به غزه رسید. آنقدر همه چیز زیاد است که می‌توانم از تمام مردم منطقه پذیرایی کنم. باید برای جوان‌هایی که کوچه و خیابان‌ها را پاکسازی می‌کنند غذا بپزم. چند بسته سبزیجات و مرغ و برنج و روغن برایم آوردند. با تکه‌های شکسته‌ی کمد ریحان اجاق را برپا میکنم. دیگر ناراحت نیستم. بهتر از این‌ها را برایش خواهم خرید. بادمجان‌ها را سرخ میکنم و برنج هم دارد جوش می‌زند. حالا تهِ قابلمه‌ را از سیب‌زمینی پُر میکنم. امید مثل عطر غذا موج می‌زند توی شهر. یک لایه برنج یک لایه گوشت یک لایه بادمجان. غذا را روی آتش دم می‌گذارم. از مناره‌های شکسته صدای الله‌اکبر می‌آید. جوانان ایرانی و لبنانی و یمنی ایستاده اند به نماز. سفره را پهن میکنم و مقلوبه را روی سینی برمی‌گردانم. یک عمر به عشق چنین روزی مقلوبه پُختم‌. به امید روزی که اسرائیل هم شبیه این غذا واژگون بشود که شد. ✍سمیرا چوبداری @khate_Revayat
هدایت شده از ریحانه
🖥 روایت‌های زنانه از قلب ایران ❤️ منِ بعد از جنگ 👈 پرچم 📝روایت‌هایی کوتاه به قلم زنان ایرانی از امیدهای بعد از جنگ 📝 سمیرا چوبداری 📖 توی خانه‌ ما یک قانون نانوشته هست. قانونی که می‌گوید صبح‌های جمعه باید حرم سیدالکریم باشیم. آنجا حکم خانه‌ی یکی از نزدیکانمان را پیدا کرده. یک صبح جمعه بعد از مراسم سالگرد ارتحال امام بود که توی اتوبان بودیم. نیسان آبی رنگی که بار پرچم و پوستر داشت کمی جلوتر از ما بود. باد نسبتا شدیدی می‌وزید. یک آن دیدیم که از پشت نیسان آبی، پرچم ایران افتاد کف جاده. با عبور هر ماشین، پرچم بالا و پایین میشد. هم ما و هم چند ماشین دیگر سرعت‌مان را کم کردیم تا پرچم را برداریم. کم کردن سرعت توی اتوبان کار خطرناکی بود اما این کار را کردیم. چند ماشین جلوی ما ایستاده بودند اما وزش باد، پرچم را جلوی ماشین ما نگه داشت. پیاده شدم. پرچم را برداشتم و توی صندوق عقب گذاشتم. بچه‌ها توی ماشین بودند و شاهد ماجرا. گذشت تا همین دیروز. پرچم ایران یک گوشه از خانه بود. توی بازی بچه‌ها، کج شده بود. محمدحسن پسر ۶ونیم ساله‌ام که امسال وارد کلاس اول می‌شود رفت طرف پرچم. خودش حواسش نبود، نگاهش میکردم. پرچم را صاف کرد و گفت: کی پرچم ایران و انداخته؟ بعد هم زیرلب خواند: در روح و جامِ من... میمانی ای وطن! 📩روایت‌های خود را برای انتشار در رسانه ریحانه به حساب‌های زیر ارسال کنید. 🖥 ایتا | بله | روبیکا | سروش پلاس رسانه «ریحانه» را دنبال کنید. 🖥 @khamenei_reyhaneh
﷽ 🏴🏴 برای ما روز جانباز، روز دایی‌مون بود. کسی که از جوونی کلی زخم داشت. زخمی از جبهه، که شد یادگار اون روزها هم موذن بود هم حسین‌چی شاید بخاطر همون اذان‌هایی که گفت، پرده‌ی آخر زندگیش هم با اذان تموم شد. لحظه‌ی آخر، عموم پیشش بود. دمِ غروب بود. گوشیش اذان داد. دایی ممد اشاره کرد که گوشی رو بیار نزدیکم. الله اکبر رو که شنید، روحش به الله رسید زخم‌هاش خوب شد دلش آروم گرفت شب جمعه آسمونی شد با تنِ خسته، با الله اکبر...🌷 دایی عزیزم کنار سیدالشهدا دعاگوی ما هم باش....😭 🏴🏴🏴🏴🏴🏴🏴🏴🏴 @khate_Revayat
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
سلام و نور دوستان و همراهان عزیز و محترم در کانال روزتون به‌خیر ممنونم از ابراز همدردی تک‌تک شما همجواری با شما و دریافت محبت‌تون برام خیلی ارزشمنده امیدوارم زیر سایه‌ی مهرِ خداوند سالم و برقرار باشید. فعالیت کانال رو از سر میگیریم ان‌شاءالله به امیدِ خدایِ مهربون
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
امضاء با جان جمعه غروب وقتی پیامک را خواندم مغزم هزار بار گفت این محمد دکامی آنی نیست که من میشناسمش. حتما اشتباه شده. محمد دکامی هر جمعه کنار ما در قرارجمعه‌ها خادم بود. برای مهمان‌های امام زمان چای می‌ریخت. گاهی با صدای خوبش زیارت عاشورا می‌خواند. همیشه مودب و خنده‌رو بود. مگر میشد؟هنوز یک هفته از جنگ اسرائیل نگذشته، این پسر ۲۶ ساله‌ی محجوب شهید شده باشد؟ شماره هر کسی را گرفتم آن‌طرف با گریه گفت محمد رفت. چند روز بعد توی مراسم تشییع، من و خواهرش تازه فهمیدیم او نخبه‌ی هوافضا بود. دستنوشته‌هایش که پیدا شد چقدر حسرت خوردیم که با یک شهید دم‌خور بودیم و خبر نداشتیم. ۲۴خرداد ۱۴۰۴ نوشته بود، عزیزانم اگر اتفاقی برایم افتاد ماشینی که ثبت‌نام کرده‌ام را به سپاه بدهید. چون من باید فدای این راه شوم. پایین برگه امضا زده و نوشته بود شهید محمد دکامی. بعد از چهلمش ماشین را تحویل گرفتند. گل زدند و به سپاه هدیه دادند. او دوباره امضا زده بود شهید محمد دکامی. اما اینبار با جانش. _____ @khate_Revayat _____________ ✍️سمیرا چوبداری مشاهده شماره ۷۳ روزنامه اینترنتی صدای ایران 👇 @sedaye_iran_newspaper https://eitaa.com/khamenei_ir
وَأَحْسِنُوا ۛ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ ونیکی کنید که یقیناً خدا نیکوکاران را دوست دارد 🪴🪴🪴🪴🪴🪴🪴🪴🪴🪴🪴🪴🪴 سلام و نور مؤمنین عزیز، یکبار دیگه میخواهیم یاعلی بگیم و یه گره از کار خلق‌الله باز کنیم. بیماری که نیاز فوری به عمل جراحی داره و هزینه عمل بسیار بالاست. عمل باید زودتر انجام بشه وگرنه جون مریض به خطر می‌افته. با توجه به اوضاع زندگی‌شون و شناختی که شخصا ازشون دارم تقاضای کمک دارم ازتون. شما همیشه همراه من در کارهای خیر بودید. اين‌بار هم یاعلی بگید و نیت کنید و به این بیمار یاری بدید ان‌شاءالله به‌زودی خبر سلامتیش رو بدم‌🤲 برای کمک به این شماره کارت واریز انجام بدید این کمک‌ها ذخیره‌ی قیامت‌مون میشه پس کوتاهی نکنیم که اون روز چیزی جز اعمال‌مون دستگیر نیست. یاعلی بسم‌الله ۶۰۳۷۹۹۱۷۷۹۵۴۱۴۸۵ سمیرا چوبداری
حسین ستودهenc_1756545800704023180515.mp3
زمان: حجم: 2.7M
اگه عاشق پسر ارشد امام حسین هستین و با آوردن اسمش دلتون جلا میگیره، این مداحی برای شماست...👌💕🌸🌷❤️ @khate_Revayat