8.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
¬بیعت.
قسمت سوم - پشت در خانه امیرالمؤمنین علی (ع) -
ما بچه شیعه ها اینروزها حالمان خوب نیست.
حال مادر لحظه به لحظه بدتر میشود، نمیداند بر کدامین غم بگرید؟ خوبترین پدری که از دست داده؟ یا حق ولایت امامش که غصب شده؟
حقی که درواقع از آن اسلام و مسلمین بود و حالا دیگر تضمینی نیست که دین پیامبر خدا همانطور واحد بماند و پیروانش گمراه نشوند.
نمیداند از این مردم جاهلِ ترسو متنفر باشد یا برای بیغیرتیشان از خداوند طلب بخشش کند؟
حریصانِ بی چشم و رو ساعتی درب خانهمان را رها نمیکنند. بابا جز دندان قروچه و فشردن ناخن به کف دست کاری از دستش برنمیآید. به پدربزرگ قول داده است آخر. راستش را بگوییم، یاری هم ندارد.
بیشرفان تهدید میکنند که خانه را با هرکه در آن است به آتش میکشند!
حتما نمیدانند اُمِاَبیها هم در این خانه است.
مادر پشت در میرود تا متوجه حضورش شوند و بساطشان را جمع کنند.
اما بیشرم تر از او هم مگر هست؟ تا پدر را از لای در دید، هوش و حواس از سرش پرید و چنان لگدی به در نیمسوخته خانهمان کوبید که..
ما دیگر نمیدانیم چهشد بعد از آن. از ما نپرسید. نگویید مثمار در پهلوی مادرمان فرو رفته. آن میخ داغ در دو چشم ما رفت. نگویید دست مادرمان شکسته. شانههای ما خرد شدند.
♦️هیئت دانشجویی سیدالشهداء علیهالسلام
🔺 @khatekhoon
📸#گزارش_تصویری
#شانه_های_سوگوار
🥀مجلس عزای حضرت مادر(س)
شب اول
شیخ مهدی حسن آبادی
کربلایی محمد حسین حدادیان
کربلایی امیر برومند
📍دانشگاه فردوسی مشهد، ۱۹ آبان ماه ۱۴۰۴
♦️هیئت دانشجویی سیدالشهداء علیهالسلام
🔺 @khatekhoon