عشقایِ خاله سلام به روی ماهتون .
خواستم خدمتتون عارض بشم که دلیل این
که خاله چند وقت نیست چیه ؛ چون وی در
حال سعی و تلاش برای اینه که سال دیگه
همین حوالی وقتی پدر گرامی رتبه ش رو
می بینه تو چشماش اشک ذوق بشینه و
به دختر کوچولوش افتخار کنه و پیشونیش
رو ببوسه نه اینکه با دیدن اون عدد کذایی
به کل از آینده بچهاش نا امید بشه .
خولاصه دلیل اینکه کم هستم همینه اگه
خواستید بمونید پیشم قدمتون رو جفت
چشمام .
خیلی مراقب خودتون باشید گوگولیای بامزه^^ .
هدایت شده از Amir Empire
من قاتلم. تو قاتلی. همه قاتلاند.
فکر میکنی قتل فقط گرفتن جان یک انسان است؟ نه. قتل میتواند کشتن یک فرصت، یک عقیده یا یک ذوق باشد. وقتی به شخصی میگویی رویایت احمقانهست دیگر قدرت پیشرفت را از او میگیری. همهی ما هرروز مرتکب قتل میشویم اما خبر نداریم. یادت هست وقتی که گرمای صحبت های دوستت را با جوابت سرد کردی؟ تو آن موقع او را کشتی. ما عادت کردهایم به کشتن و هیچ چیز جلوی ما را نمیگیرد. البته هیچکس از همان اول قاتل به دنیا نمیآید. ما آرام آرام قاتل میشویم، هر بار که فرد دیگری ما را میکشد ما جرعت بیشتری برای قاتل بودن پیدا میکنیم. هر سرکوفت، هر پاسخ سرد و هر بیاعتنایی ما را به قاتل بودن نزدیک میکند. بیا کاری کنیم دنیا جای قشنگتری بشود. دیگر هیچ چیز را نکشیم. هیچ. چیز. را.