3.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
.
ما به خدا اعتقاد داریم،اعتماد نداریم!!!
.
خزینة الجواهر
اين سخن کاملاً حکيمانه، از مرحوم علامه محمدتقي جعفري است، سخني که از پشتوانه تجربي گستردهاي به اندازه تمام تاريخ بشر برخوردار است. از ماجراي هابيل و قابيل تا فرعون و نمرود و يزيد و معاويه و تا حجاج و ماکياول و هيتلر و چنگيز و صدام و نتانياهو، همگي چون اخلاق را کنار گذاشتند و قدرت توانست آنها را بفريبد، مرتکب آنهمه جنايت شدند و براي آنکه کارهاي خلاف خود را توجيه کنند به کلمه «مصلحت» متوسل شدند.
ابوموسي اشعري گفت «مصلحت» امت اسلامي در اينست که نزاع ميان علي و معاويه خاتمه پيدا کند و براي رسيدن به اين هدف، علي که عدالت مجسم بود را از خلافت پيامبر خلع کرد. يزيد هم گفت «مصلحت» امت اسلامي در اينست که حسين از سر راه حکومت برداشته شود و خطاب به رهبر کاروان اسراي کربلا گفت آنچه در کربلا اتفاق افتاد خواست خدا بود! بنياميه و بنيعباس، با همين توجيه به قلع و قمع آزادگان و پيروان مکتب اهلبيت و حتي سنيمذهبان آزاديخواه و مبارز پرداختند و گفتند تمام کساني که از دم شمشير ما ميگذرند اراده الهي به قتل و نابوديشان تعلق گرفته و اين خداست که آنها را ميکشد نه ما. بدين ترتيب، مکتب انحرافي جبر در ميان مسلماناني پا گرفت که خدا با صراحت در قرآن کريم به آنها گفته است ما انسان را آزاد و مختار آفريدهايم و راه و چاه را به او نشان دادهايم و خود اوست که يکي از اين دو را انتخاب ميکند.
حرف اصلي انقلاب اسلامي اين بود که اخلاق، بايد به جايگاه واقعي خود برگردد، با دين همراهي کند، قدرت را تحت سيطره خود قرار دهد و مصلحت را از ساحت حکمراني دور کند. اقتضاي اين رسالت انساني اينست که هيچ عاملي نتواند مانع تأمين منافع مادي و معنوي مردم شود تا راه براي کارکرد صحيح دين که تضمين سعادت دنيوي و اخروي انسان است هموار شود. بر مبناي همين رسالت بود که امام خميني در موضعگيريهايش از آغاز نهضت تا لحظه پيروزي انقلاب اسلامي و از روز تأسيس نظام جمهوري اسلامي تا آخرين روز حيات پربرکتش با هيچکس، هيچ دولت و هيچ جريان داخلي و خارجي ذرهاي تعارف و رودربايستي نداشت و هرگز اخلاق را فداي قدرت و مصلحت نکرد.
او درباره آمريکا به عنوان شيطان بزرگ زمانه با همان صراحت سخن گفت که درباره دشمنان محرومين و پابرهنهها و به همين دليل بود که توانست بزرگترين موانع را از سر راه بردارد و لشکر عظيم مستضعفين را براي به پيروزي رساندن انقلاب اسلامي که پيروزي اخلاق بر قدرت و مصلحت بود بسيج نمايد.
دولتها و حکومتها زماني زمينگير ميشوند که با قدرت چنان همدم شوند و آميزش کنند که صاحب فرزندي به نام مصلحت شوند. ما از روزي که گفتيم اين خلاف را افشا نکنيد چون به مصلحت نظام نيست، درباره اين شخص چيزي نگوئيد چون نظام تضعيف ميشود و سراغ فلان موضوع نرويد چون دشمن سوءاستفاده خواهد کرد، بايد ميفهميديم صاحب فرزندي شدهايم به نام مصلحت که هم دين را ميکشد و هم اخلاق را. متأسفانه اين واقعيت را يا نفهميديم و يا خود را به نفهميدن زديم و نظام جمهوري اسلامي را به آنچه امروز گرفتار آنست مبتلا کرديم. اين هشدار را امام به ما داده بود و تاريخ نيز به ما آموخته بود ولي ما چنان با قدرت همدم شديم که از اين هشدارها غفلت کرديم و هنوز هم از دام اين غفلت رها نشدهايم.